43 | عضلات 2 به گفته دکتر. هامر | برنامه های ویژه

این فیلم آموزشی در مورد برنامه های مفید بیولوژیکی ویژه ماهیچه های اسکلتی مخطط می باشد. وظیفه این SBSe از یک طرف در فاز فعال به دلیل نارسایی عملکردی یعنی فلج حرکتی (رفلکس مرگ) و از طرف دیگر در پایان مرحله بهبود از طریق تقویت عملکردی است. علائم فاز فعال، مرحله حل تعارض، بحران و حالت باقیمانده در پایان مرحله بهبود توضیح داده شده است. با استفاده از چندین مطالعه موردی، محتوای مختلف تعارض مرتبط، مانند ناتوانی در فرار، ناتوانی در دفع و غیره، قابل درک است.

43 | عضلات 2 به گفته دکتر. هامر | برنامه های ویژه

مطالب گفتاری: 43 | عضلات 2 به گفته دکتر. هامر | برنامه های ویژه

فیلم های آموزشی پیلهار – پیامک شده!
“Special 029 – Muscles (2 از 2)”
موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 00:00:01
مقدمه خوش آمدید دکتر هامر
پس خانم ها و آقایان، شب خوبی داشته باشید. من می خواهم به گرمی شما را به گروه مطالعه آنلاین ما در آلمانیک طب توسط دکتر خوش آمد بگویم. پزشکی رایک گیرد هامر.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 1 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 00:00:20
ماهیچه ها »——————«
فلج حرکتی
موضوع امروز ما عضلات است، قسمت 2. من امروز شما را از تکرار اصول اولیه که دیروز انجام دادیم، دریغ می کنم، اما باز هم به طور خلاصه در مورد برنامه ویژه عضلات مخطط - ما در اینجا دو رله مغزی داریم. یکی از قشر مغز می آید - از مرکز قشر حرکتی - اینجاست که دستور انقباض - شل کردن، انقباض - شل شدن به سلول عضلانی می رسد.
اکنون وقتی دچار درگیری حرکتی می شوم، این فوکوس هامر را به شکل یک هدف تیراندازی در مرکز قشر حرکتی دارم. و من از دست دادن عملکردی دارم - فلج شل. و در نتیجه من یک ضایعه هامر دوم در بصل النخاع برای بافت همبند دارم، یعنی ماهیچه ها بافت همبند هستند و در نتیجه از دست دادن عضله در فاز فعال دارم - سقوط در عزت نفس، بازو، پا، این گروه عضلانی خوب نیست، از من اطاعت نمی کند - سقوط عزت نفس.
برای حل تحلیل عضلانی، من همیشه باید یک درگیری حرکتی را حل کنم. اگر بتوانم تضاد حرکتی را حل کنم، یعنی نمی توانم خود را نگه دارم، نمی توانم از خودم دفاع کنم، نمی توانم فرار کنم، دیگر نمی توانم به دانستن تکیه کنم، اگر بتوانم درگیری را حل کنم، سیگنال ها پایین می آیند. دوباره و ماهیچه ها - بازو، آن پا دوباره از من اطاعت می کند.
الان هم دارم افت عزت نفسم را حل می کنم و حالا دوباره ماهیچه ها با تورم پر می شوند. در پایان بهبودی، تورم کاهش می یابد، اما غلیظ تر از قبل باقی می ماند. هدف گروه تجمل در پایان درمان است - بهبود دائمی در عملکرد به طوری که این دیگر به این راحتی اتفاق نمی افتد.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 2 از 53

فایل ویدئویی ویژه ماهیچه سازی 029 (2).mp4 دقیقه دقیقه 00:02:30
تاما
DHS
> درگیری حرکتی - تعارض ناتوانی در فرار یا نگه داشتن (پاها)، ناتوانی در نگهداشتن یا دفاع از خود (بازوها، دست ها)، ناتوانی در اجتناب از آن (شانه، عضلات پشت) یا دیگر ندانستن «بیرون یا داخل» (پاها).
"-----" اصطلاح
> فلج از ترس، یخ زده از وحشت »—————«
فاز فعال
> افزایش فلج حرکتی بسته به شدت درگیری، با شروع DHS. تکانه های کمتری برای ماهیچه های مخطط از مرکز قشر حرکتی مغز وجود دارد. ماهیچه های فردی، کل گروه های عضلانی یا کل اندام ها می توانند تحت تأثیر قرار گیرند. فلج دردناک نیست.
»—————« حس بیولوژیکی
> پخش رفلکس مرده »—————«
مرحله بهبودی
> حلقه های هدف در مغز دچار ادم می شوند. این باعث می شود که عملکرد حرکتی به طور موقت بدتر شود. سپس انقباضات کنترل نشده رخ می دهد. یک تشنج صرع همیشه رخ می دهد. پس از این بحران صرعی، عصب دهی عضلانی به آرامی باز می گردد.
و هر ماهیچه ای وظیفه خاصی دارد و اگر در این کار دچار درگیری حرکتی شوم، این گروه عضلانی فلج می شود. یک گروه عضلانی می تواند فلج شود، اما یک عضو کامل نیز می تواند فلج شود.
و فاز فعال همیشه نباید فوراً قابل توجه باشد؛ من قدرت کمتری دارم. و اکنون در مرحله فعال از دست دادن عملکرد قابل توجهی دارم، دست های سردی دارم، استرس و اضطراب دارم، دکتر. به طور خلاصه، هامر می گوید بله، سیر درگیری او با علائم اندام او مطابقت دارد. این یک به یک است، فرد قابل تفکیک نیست.
و اگر آنها اکنون تضاد حرکتی را حل کنند، می توانند بسته به موقعیت، مادرشوهر را دفع کنند یا به همسایه زیبا بچسبند، سپس تضاد حرکتی را حل می کنند و اکنون - به اصطلاح روی روان، و در سطح اندام - برنامه ویژه فاز شفا را روشن می کند.
سیگنال ها دوباره نصف و نیمه می آیند و من موقتاً لرزش کنترل نشده ای دارم. پس وقتی شروع به لرزیدن کرد، اندام فلج یا ماهیچه های فلج، وقتی شروع به تکان خوردن کرد، این شفا است.
و فاز فعال، هیچ چیز تکان نمی خورد. این فقط فلج ضعیف است. توجه، اکنون به نظر می رسد که فلج بدتر می شود زیرا ادم اکنون در مغز ایجاد می شود و نسبتاً زود مشکلاتی با فضا در مرکز قشر حرکتی ایجاد می شود.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 3 از 53

پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 4 از 53

فایل ویدئویی ویژه ماهیچه سازی 029 (2).mp4 دقیقه دقیقه 00:04:30
تاما
بحران
> تشنج صرع
تونیک = طولانی مدت (درگیری طولانی) / کلونیک = ریتمیک (تعارض کوتاه)
»—————« لاک جاو
> جالب توجه است که باکتری‌های نوع کلستریدیوم تتانی را می‌توان در زخم‌های غیرباز (کبودی، کبودی) نیز یافت، که نشان می‌دهد این باکتری به طور کلی می‌تواند در فرآیندهای نکروز در بدن که در غیاب هوا رخ می‌دهد، رخ دهد. البته این مورد در زخم های پوشیده بسیار شایع تر است. (منبع: ویکی پدیا)
»—————« حالت استراحت
> عادی سازی مجدد عملکردی
و بحران وظیفه دارد سقوط به واگوتونیا را متوقف کند و سکان را به سمت سلامتی هدایت کند. هر برنامه خاصی بحران معمولی خود را دارد، هر بحرانی یک علامت مغزی است، هر بحرانی با انقباض عروق، عرق سرد همراه است.
بحران در عضلات مخطط قابل توجه است - این دقیقاً تشنج صرع است. به هر حال، ما این را در عضلات قلب، میوکارد، تپش قلب و کلاپس گردش خون نیز داریم. این نیز یک تشنج صرع است.
اما امروز در مورد عضلات اسکلتی صحبت می کنیم. و بسته به این که درگیری چقدر بزرگ باشد، یعنی چه مدت طول کشید تا من آن تعارض را حل کنم یا چقدر درگیری برای من شدید بود، بحران به همان نسبت شدید خواهد بود. و اگر درگیری طولانی بود، تشنجات مقوی دارید، یعنی تشنج طولانی مدت، اگر تشنج کوتاه و ریتمیک بود.
و نحوه تشنج فرد اطلاعاتی را در مورد درگیری ارائه می دهد. اگر با بازوی خود گرفتگی می کند، به سمت داخل - ناتوان از نگه داشتن یا بیرون - قادر به دفاع نیست. ما افراد غیر روحانی، باید بتوانیم سطح اندام را به خوبی تفسیر کنیم، باید بتوانیم علائم را به خوبی تفسیر کنیم.
در سی تی اسکن جمجمه، من می‌توانم در مرکز قشر حرکتی ببینم که آیا بازو درگیر است یا پا، و سپس می‌دانم که چگونه به دنبال درگیری باشم. اما ما افراد عادی سی تی جمجمه را در دسترس نداریم. چه کسی می تواند سی تی جمجمه را بخواند؟ من نمی توانم این کار را انجام دهم و شما هم احتمالاً نمی توانید. اما می بینید که چگونه تشنج می کند. ما می توانیم از طب ژرمنیک برای آلمانی کردن سطح اندام استفاده کنیم. فقط باید علائم اندام را درست تفسیر کنم.
و بعد از بحران، ادم کوچکتر و کوچکتر می شود، مشکل فضا دوباره برطرف می شود و عملکرد نیز برمی گردد و در پایان بهبودی دوباره در حال قدم زدن هستم انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. البته در مغزت بمان
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 5 از 53

جای زخم، در سطح اندام، ماهیچه‌ها قوی‌تر از قبل هستند، اما به خودی خود، دوباره کاملاً تناسب اندام هستم، دوباره ریتم عادی روز و شب خود را دارم و دوباره سالم هستم.
و افرادی هستند که یک بار در زندگی خود دچار تشنج می شوند و بس - همین. بنابراین آنها دچار درگیری حرکتی شدند، آن را حل کردند و دوباره کاملا سالم هستند. همین بود، همین.
و البته با آتل ها همه چیز می تواند مزمن شود و بعد از آن تظاهرات مختلفی مانند پارکینسون را داشته باشیم، یعنی فرد صرعی که بارها و بارها این برنامه ویژه را طی می کند و دوباره سالم است تا زمانی که روی آتل بنشیند. و سپس اگر دوباره درگیر درگیری باشد، دوباره پایین بیاید، دوباره تشنج صرعی خود را بگیرد، سپس دوباره سالم به اطراف بدود، آن صرع است.
اما می توانم در درمان گیر کنم و بعد پارکینسون داشته باشم. بنابراین لرزش دائمی و من نیز می توانم در حالت حلق آویز شدن فعال بمانم و سپس دچار فلج شل دائمی، یعنی ام اس هستم.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 6 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 00:08:32
AZ 09.10.2003
> مقاله در مورد پارکینسون: محمد علی
کجا قطع کردیم؟ وقتی صحبت از پارکینسون می شود، من یک بیمار معروف هم دارم، یک بیمار معروف پارکینسون. این شفای معلق... من یک بیمار در مقابلم دارم که مشخصاً فقط در مرحله شفای است که هرگز تمام نمی شود. این می تواند پارکینسون باشد، فلج لرزان و این بیمارانی که عودهای خود را در شب از طریق یک رویا، از طریق رویاهای تکرار شونده که به درگیری حل نشده اشاره می کند.
و درباره محمد علی، شب مرده است، مردی در رختخواب خود دراز کشیده، بیقرار شده و سخت نفس می کشد. بدن لرزان او که با بیماری پارکینسون مشخص شده است، سریعتر حرکت می کند. و سپس مرد آنقدر شلاق می زند که همسرش لونی نمی تواند در کنار او بخوابد. این مرد محمد علی است، بزرگترین بوکسور تمام دوران. مردی که قدرت و لطف ناب را در رینگ تابید، که آسیب ناپذیر، قهرمان، بزرگترین بود.
اما در داخل متفاوت به نظر می رسد. او تا به امروز رویای مسابقات بوکس مقابل جو فریزر را در سر می پروراند. چون در این دعواها علی در آن زمان گفت احساس مرگ کرده است. ضرباتی که او از فریزر دریافت کرد و به گفته فریزر می توانست دیوارهای شهر را خراب کند. ترس فقط در شب زمانی برمی گردد که او ضربه هایی را ببیند که می تواند باعث فروریختن دیوار شهر شود.
(هلموت) و این ظاهراً درمان محمدعلی برای بیماری پارکینسون او بود. و یک درگیری زمانی حل می شود که دیگر نمی تواند اتفاق بیفتد یا زمانی که بتوانم به آن بخندم. و نکته جالب اینه که جو فریزر فکر کنم سال 2005 یا 2006 یا یه همچین چیزی فوت کرد متاسفانه بعد از اون چیزی از محمد علی نشنیدم. و اکنون محمد علی نیز از دنیا رفته است. اما مرگ به خودی خود اغلب یک راه حل است، هر چقدر هم که بد به نظر برسد. اما متأسفانه در مورد اینکه در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد چیزی نمی دانم.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 7 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 00:10:55
جهان 29.03.2007 مارس XNUMX
> پابست ووتیلا / بیمار پارکینسون
یک بیمار معروف پارکینسون، پاپ ووتیلا، جان پل دوم، نیز پارکینسون داشت.
یک بیمار پارکینسونی در بیمارستانی بود که توسط راهبه ها اداره می شد و به او توصیه شد که با قدیس حامی مردم پارکینسون، جان پل دوم، تماس بگیرد و او را پرستش کند، و آنها یک مداد به او می دهند و او سعی می کند جان پل را بنویسد و کار نمی کند. فقط خراشیده است و بعد یک شب روی آن می خوابد و روز بعد می گوید یک مداد دیگر به من بدهید و سپس جان پل را کاملاً بی عیب و نقص نوشت. و عجب، عجب، معجزه ای رخ داده است. و سپس ژان پل متعاقباً به عنوان سعادت شناخته شد.
همچنین در دوران ریاستش بود که نوعی قانون تصویب کرد.تا به حال گفته می شد که سه شفای معجزه آسا باید در یک زمان در مقام ریاست جمهوری اتفاق بیفتد تا یک پاپ به سعادت برسد. او آن را به یک شفای معجزه آسا تقلیل داد و سپس سعادت یافت. بنابراین اگر یک خط مستقیم به بالا دارید، از طریق کانال های رسمی کوتاه انجام می شود، بنابراین غیررسمی.
موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 00:12:24
لرزش (لرزش)
> مانند بیماری پارکینسون
لرزش، لرزش، اساساً یک درگیری حرکتی تا حدی حل شده است. بنابراین مسیرهایی وجود دارد که من مدام به آنها دست و پنجه نرم می کنم و هنوز نمی توانم درباره درگیری بخندم و این مسیر، این سیستم هشدار اولیه، تا چه زمانی کار می کند.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 8 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 00:12:47
کوریا هانتینگتون
> رقص Vitus – نوع حرکت رقص اطلاعاتی در مورد درگیری حرکتی ارائه می دهد.
به همین ترتیب، بیماری هانتینگتون - رقص سنت ویتوس نیز یک درگیری حرکتی تا حدی حل شده است و نحوه اجرای رقص آنها اطلاعاتی در مورد درگیری حرکتی ارائه می دهد.
موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 00:13:07
بیماری هانتینگتون در یک فرد 75 ساله
> مرد 75 ساله / کتک خوردن توسط پدر • حرکات شبانه بازو
این بیمار 75 ساله است و همسرش گزارش می دهد که او همیشه شب هنگام خواب، بازوی خود را به صورت تدافعی بالا می آورد، شبی چند بار و به دکتر مراجعه کردند. هامر و درگیری زمانی بود که در کودکی پدرش او را با سگک کمربند کتک زد. پسرک روی زمین دراز کشیده بود و پدر با استفاده از کمربند خود با سگک کمربند به سر پسر بچه که روی زمین افتاده بود ضربه زد و پسر از خود دفاع کرد.
پسر امروز 75 ساله است و هنوز آن حرکت دست را انجام می دهد. بنابراین روشی که آنها حرکت خود را انجام می دهند اطلاعاتی در مورد درگیری حرکتی ارائه می دهد.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 9 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 00:14:01
تکان دادن شانه + سر
> مرد 60 ساله / یک شبه به درخت بسته شده • دست ها و پاها هنوز هستند
این یک شرکت کننده در سمینار بود که شانه و سرش را بالا انداخت. دست‌ها ثابت بودند، پاها ثابت بودند، او می‌توانست یک فنجان قهوه را به طور معمول بدون ریختن آن بنوشد، اما شانه و سر.
و گفت 5 ساله است و پاها و سینه اش را محکم به درخت بسته اند. چیزی که می توانست حرکت کند سر و شانه اش بود. آن موقع که شب شد، فکر کرد که گرگ می آید و او را می خورد. او 5 ساله بود.
و پسرها، پنج کودک 10 ساله، او را در آنجا بستند و یک شبه او را به درخت آلو بسته رها کردند. و پسر به طرز وحشتناکی از گرگ می ترسید. و همیشه، به اصطلاح، نگاه کنید، اگر چیزی در حال حرکت است، آیا او چیزی شنیده است. و این پنج نفر هنوز هم گهگاه با او تماس می گیرند تا بپرسند آیا دوست دارد برای پیاده روی یا دوچرخه سواری بیاید. و او می گوید که با این پنج نفر نمی تواند. وقتی بچه بود باهاش ​​خیلی بد کردند.
و این احتمالاً راه آهن نیز هست. بنابراین او همچنان با این پنج نفر در ارتباط است. و من به او گفتم که باید واقعاً بیفزاید. او باید دوباره این موضوع را با آن پنج نفر در میان بگذارد. منظورم این است که این یک شوخی بود. همه افراد تحت تاثیر مدتهاست که بر آن غلبه کرده اند و شاید حتی بتواند بخندد. یا این پنج تا را یک شب به درخت آلو ببندد. این یک شوخی فضول بود، باید با این پنج دزد استفراغ کند.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 10 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 00:16:12
پاهای بی قرار
> شبیه به بیماری پارکینسون
سپس پاهای بی قرار، که تا حدی نیز یک درگیری حرکتی حل شده است. بنابراین هر چیزی که ربطی به انقباض و ماهیچه ها دارد، البته تماماً حرکتی است. به هر حال، ام اس معمولاً شامل یک تعارض حسی مانند بی حسی است - بنابراین هر دو را دارد. بنابراین اگر نتوانم شریک زندگی خود را نگه دارم، می توانم با جدا شدن از یک طرف واکنش نشان دهم و سپس در فاز فعال در پوست بی حسی داشته باشم، همچنین در حرکت با عضلات، پس فلج حرکتی نیز دارم. فلج حسی و حرکتی دارم.
و این معمولا در مورد ام اس صدق می کند. اما به محض اینکه چیزی به ماهیچه ها مربوط می شود، البته یک جنبه عضلانی در آن وجود دارد، یک جنبه حرکتی آن. و اکنون مهم نیست که علامت آن چه نامیده می شود، همیشه یک درگیری حرکتی در دوره های مختلف است. اگر من بیشتر درگیر درگیری هستم، بیشتر در شفا هستم و سپس علائم متفاوتی داریم و شما می‌توانید با علائم مختلف و توصیف علائم، کل یک پشیرمبل را پر کنید.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 11 از 53

فایل ویدئویی ویژه ماهیچه سازی 029 (2).mp4 دقیقه دقیقه 00:17:35
تاما
و این زن 40 ساله پاهای بی قراری دارد، به این معنی که ماهیچه های پای او گرفتگی می کنند تا تک تک استخوان ها نمایان شوند. و او می گوید که دوست دارد به کسی لگد بزند. بنابراین در شب، او فقط می تواند دو ساعت بخوابد و سپس باید بپرد و بدود و این به او آرامش خاصی می دهد.
درگیری این بود که شوهرش در آن زمان او را با چکش در خانه تعقیب کرد و می خواست او را در حالی که بچه در آغوش داشت بکشد. و او به داخل گاراژ و داخل ماشین فرار کرد و به خیابان برگشت و فرار کرد.
او اکنون با یک مرد جدید است، اما عصر خانه را قفل می کند و دو بار چک می کند تا مطمئن شود که واقعاً همه چیز را قفل کرده است. و او همچنین تا حدی پارانوئید است، شوهر فعلی‌اش می‌گوید، او همیشه برمی‌گردد، زیرا چندین بار توسط سابقش سرکشی شده است.
و دکتر هامر به او توصیه کرد که آشکارا نمی تواند درگیری با شوهر جدیدش را حل کند. اون اونجا احساس امنیت نمیکنه و او باید یک سگ، در حالت ایده آل، یک سگ بوکسور که اساساً در انتهای تختش بخوابد، تهیه کند که بتواند با خود به دفتر ببرد. و او در واقع این کار را کرد. او اجازه داشت سگ را با خود به دفتر ببرد. اما متاسفانه من او را از دست دادم.
پس چگونه می توان چنین داستانی را حل کرد؟ چگونه از چنین موقعیتی خلاص شوم؟ نصیحت عاقلانه پس سگی که مدام در اطراف من است، مثل یک محافظ. اگر شریک زندگی من موفق نشود، من اساساً یک سگ نگهبان می‌گیرم تا از من محافظت کند. و دختر دانشجو آن را پوشید، او گفت، و گرفتگی عضلات شب اول برطرف شد.
گرفتگی عضلات پا
> زن 40 ساله / تحت تعقیب مرد
• با بچه در آغوش از دست شوهرش که می خواست هر دو را با چکش بکشد فرار کرد. از آن زمان او فقط 2 ساعت در هر زمان می تواند بخوابد.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 12 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 00:19:43
گرفتگی عضلات ساق پا
> مرد 40 ساله / گیر افتاده زیر تشک باشگاه • در 10 سالگی. وحشت زده. از آن زمان به بعد، کلاستروفوبیا.
یک شرکت کننده 40 ساله در سمینار. در شب او مدام در ساق پاهایش گرفتگی دارد، بنابراین باید قبل از اینکه بتواند به رختخواب برگردد، یک ربع از جای خود بپرد و راه برود. گفتم به این می گویند پاهای بی قرار، درگیری حرکتی. او ادامه می دهد که یک خواب تکراری می بیند که در آن نمی تواند به اندازه کافی سریع بدود، او خیلی کند است. من می گویم این احتمالاً ریل مرتبط خواهد بود.
به هر حال، این رویای تکراری که به یک درگیری حل نشده اشاره می کند، اغلب تا حدی مرموز است. اما احساسی که به شما دست می دهد دقیقا همان چیزی است که در لحظه شوک داشتید.
و یک ساعت بعد او گفت که فکر می کند درگیری را پیدا کرده است. یعنی او 10 ساله بود، در ورزشگاه همرزمانش او را روی زمین کشتی گرفتند و تشک بدنسازی روی او گذاشتند و همه خود را روی تشک ورزشگاه انداختند. اصلا نمی توانست حرکت کند و وحشت زده بود.
از آن زمان به بعد او نیز کلاستروفوبیک بوده است. بنابراین کلاستروفوبیا یا ترس از ارتفاع، که ربطی به درگیری حرکتی ندارد. این هر درگیری است که در حبس یا در ارتفاع متحمل شده باشد، مهم نیست کدام یک. و وقتی سوار ریل می شوم، یعنی وقتی دوباره در تنگی قرار می گیرم یا به ارتفاعی می رسم، سپس روی ریل می آیم و متوجه عود می شوم، متوجه استرس می شوم. و مردم از آن اجتناب می کنند، درست مانند حیوان. حیوان، سگی که لگد شده، دور می شود. و متوجه ریل می شوند و از مسیر خارج می شوند. بنابراین کلاستروفوبیا یا ترس از ارتفاع، این یک صورت فلکی اسکیزوفرنی نیست، بلکه یک تعارض تصادفی است. آنها یک بار در ارتفاعات، در محدوده های باریک - از هر نوع، درگیری داشتند.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 13 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 00:21:49
چشمک زدن به سمت داخل
> فلج با آتل باقی می ماند
سپس چنگ زدن، یعنی چشمک زدن به سمت داخل، نه چشم دوختن به بیرون. چشمک زدن به بیرون مجاری جمع کننده کلیه، درگیری پناهندگی یا وجودی است، اما چشمک زدن به درون یک درگیری حرکتی است. و فقط نمی توانی به پشت آن نگاه کنی یا نمی توانی به دور نگاه کنی. بنابراین کاری که من با عضلات چشم انجام می دهم و درگیری را تجربه می کنم.
موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 00:22:21
مادر/کودک چشم دوخته
> زن 30 ساله / جنسیت مادر • با چشم چپ به داخل
این جوان 30 ساله کمی محجبه است. یک چشم کمی به داخل نگاه می کند، اما این اصلا مرا آزار نمی دهد. برعکس، به نظرش یه جورایی ناز میاد. و زمانی که او 8 ساله بود، او همیشه هنگام سکس مادرش با دوست پسرش حضور داشت. دختر نمی خواست آن را ببیند. تا امروز نتوانسته مادرش را ببخشد.
خواهر و برادر اغلب با خانواده خود به تعطیلات می روند. تا به امروز، زندگی دختر زیر یک سقف با مادرش غیرقابل تحمل است. او همچنین می ترسد که فرزندانش ببینند مادربزرگ چگونه کار می کند. و به همین دلیل است که او تا به امروز به چنگ زدن ادامه می دهد. بنابراین او نمی تواند از مادر ریلی دوری کند. و مادربزرگ آن را تا پیری ادامه می دهد. و این راه آهن برای آنهاست. و به همین دلیل است که او تا به امروز به درون خود نگاه می کند.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 14 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 00:23:32
نیستاگموس
> بیماری پارکینسون عضلات چشم
این نیستاگموس، این لرزش در چشم، چیزی نیست جز این درگیری حرکتی در شفای معلق. اساسا پارکینسون عضلات چشم. بنابراین فرد مبتلا به نیستاگموس نیز گاهی نمی‌خواست چیزی را ببیند یا نمی‌توانست به آن نگاه کند یا نمی‌توانست از آن مراقبت کند.
ناتوانی در مراقبت از آنها ممکن است اتفاق بیفتد، مثلاً اگر مادر فرار کند. والدین دعوا می کنند و مادر خانه را ترک می کند و کودک نمی تواند مادر را تماشا کند. و اگر این منجر به توقف بهبودی شود، کودک این نیستاگموس را دارد.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 15 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 00:24:21
دندان قروچه
> تشنج صرعی ماهیچه های جونده (درگیری گاز گرفتن) • مثال: نزاع والدین
دندان قروچه یک درگیری گزنده است. بنابراین چندین درگیری گزنده وجود دارد. به عنوان مثال، من ممکن است درگیری گاز گرفتن با عاج یا استخوان فک را تجربه کنم و نتوانم گاز بگیرم. سپس من یک سوراخ در دندان یا بیماری پریودنتال دارم.
سپس اجازه گاز گرفتن را نداشته باشید. من اجازه دارم برادر کوچکم را گاز بگیرم، می توانم برادر کوچکم را گاز بگیرم، اما اجازه ندارم چون مادرم من را منع کرده است - آن وقت من دچار پوسیدگی دندان خواهم شد.
و همچنین می توانم با ماهیچه های جونده دچار درگیری گزنده شوم. با ماهیچه های جونده چه کنم؟ گاز گرفتن تفاوت های ظریف خاصی در تعارض وجود دارد. نمی تواند روی استخوان برود و روی اپیتلیوم سنگفرشی نمی رود. مینای دندان اپیتلیوم سنگفرشی عاج است.
اما من همچنین می‌توانم مستقیماً با ماهیچه‌های جونده دچار درگیری با گاز گرفتن حرکتی شوم. دکتر. هامر معمولاً به این معنی است که وقتی والدین با هم بحث می کنند، شب ها دندان های خود را به هم می سایند. بنابراین من هم در جوانی کاندیدای آن بودم. خواهرهای بزرگترم که آنها هم در اتاق می خوابیدند، وقتی دندان هایم را به هم می زدم، همیشه دمپایی هایشان را روی سرم می انداختند. و پدر و مادرم از قبل دعوا می کردند. و من هم چیزهای زیادی از آن به یاد دارم.
اما من گمان می کنم که این نبرد ابدی در مدرسه ابتدایی با قوی ترین فرد کلاس بود. خوب، او تقریباً یک سال از من بزرگتر بود و به سادگی قوی تر بود. و پدرش افسر پلیس بود و من همیشه در مورد وضعیت بچه ها با او بحث و جدل داشتم. و من هم در مورد او خواب زیادی دیدم. بنابراین حدس می‌زنم این فقط نبرد ابدی با قوی‌ترین‌های کلاس بود.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 16 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 00:26:41
زن در خواب گاز گرفت
> مرد 50 ساله / مشکل با جامعه
• واقعاً می خواستم یک گفتگوی عمومی با من در جامعه ترتیب دهم
این مرد 50 ساله سالهاست که در بایرن سفلی برای من سخنرانی ها و سمینارهایی ترتیب می دهد. و سپس او می‌خواست این کار را با تبلیغات محلی در رادیو، تبلیغات روزنامه‌ها و پوسترها انجام دهد. و من طرفدار آن نیستم زیرا شما اغلب سگ های خواب را از خواب بیدار می کنید. به گفته رسانه ها، سپس آنتیفا درب خانه یا تفکر نظارت شده دارید.
اما او اجازه نداد که او را متوقف کند و با شهردار در مورد گرفتن سالن اجتماعات صحبت کرد. و همه را دعوت کرد، همه را از جامعه. او یک کارآفرین است، او در جامعه شناخته شده است. و سپس هیچ کس به سخنرانی نیامد، حتی یک نفر. و این او را آزار می داد. من یک هفته با او بودم و سپس سمینار. و این او را آزار می داد. هر روز آزارش می داد.
و یک روز به من گفت، هلموت، تصور کن امشب چه بر سر من آمد. او در حالی که همسرش خواب بود کتف او را گاز گرفت. و او فریاد زد. و من تقریباً مطمئن هستم که او در این روند دچار درگیری شدیدی شد. اما به این معنا که دوست داشت آن را اینجا حمل کند، به اصطلاح آن را با دندان هایش حمل کند، همانطور که گربه مادر بچه گربه های خود را به امن می آورد. اینجوری بیا اینجا یا شاید واقعاً می خواست او را گاز بگیرد، به عنوان تنبیه او را گاز بگیرد. حداقل باید یه جورایی خوابش را دیده باشد. و یک شب کتف همسرش را گاز گرفت. و او حتی نمی دانست چگونه این اتفاق افتاد.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 17 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 00:28:43
لرز
> تجربه خودم / افتادن در حین راه رفتن • دو سگم از روی من دویدند
لرز بحران یک درگیری حرکتی است. داشتم سگ‌هایم را در جنگل راه می‌رفتم، ماه فوریه بود، خیس و سرد، با دستانم در جیب ژاکتم و حواسم به این نبود که دو سگ پشت سرم چوپان و روتوایلر چه می‌کنند.
و آنها یک چوب در دهان داشتند، هر دو یک چوب. و می خواست از پشت سرم رد شود، یکی در سمت راست، دیگری در سمت چپ. و این چوب را درست به پشت زانوهایم زد. حتی نمی توانستم ببینم که با چه سرعتی پشت سرم در خاک نشسته ام. و من خیلی اذیت شده بودم دنبالشان می رفتم و می خواستم لگدشان کنم. حتی یادم نمی آید که او را گرفتم یا چیزی دیگر. و بنابراین من دیوانه جهنم، کثیف، مرطوب و سرمای یخ زده بودم.
و بعد از ظهر بعد از ظهر، دوباره در یک سمینار بودم و در مسافرخانه نشسته بودیم و اما، سگ روتوایلر، طبق معمول زیر پای من دراز کشیده بود و من شکمش را نوازش می کردم. دیگر هرگز به آن حادثه فکر نکردم. اما راه حل من این بود. چون از مسافرخانه تا راه به سمت موتورخانه احساس می‌کردم که دارم سرما می‌خورم و در موتورخانه واقعاً به من برخورد می‌کند و شاید یک، دو یا سه دقیقه طول کشید و بعد تمام شد.
نه تب داشتم، نه مریض بودم، نه آنفولانزا داشتم، صفر، هیچی. فقط برای چند دقیقه سرد می شود. و این راه حل بود. راه حلی برای درگیری موتوری که مرا به عقب روی الاغم انداخت. بسیار حاد، منزوی کننده، روی پای اشتباه، بله انتظارش را ندارید.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 18 از 53

فایل ویدئویی ویژه ماهیچه سازی 029 (2).mp4 دقیقه دقیقه 00:31:03
تاما
تشنج ناشی از تب. در هر صورت، کرامپ یک بار دیگر یک بحران حرکتی است، یعنی یک درگیری حرکتی. ماهیچه ها به تنهایی باعث تب نمی شوند. فرد صرعی تب ندارد. و باید یک برنامه ویژه دیگر نیز در آن وجود داشته باشد.
و مادری می نویسد که فرانتس چهار ساله بود که یک روز بعدازظهر هنگام بازی از روی نیمکت سقوط کرد. برای من این یک سقوط کاملا بی ضرر بود که از گوشه چشمم دیدم. با این حال، این سقوط به طور کامل پسر ما را ترساند. احتمالاً کاملاً غیرمنتظره بود، زیرا او طوری فریاد زد که انگار به شدت مجروح شده است. با این حال، مطلقاً اینطور نبود.
روز بعد حتی یک کبودی هم دیده نمی شد. با این حال، او فریاد کر کننده ای زد. و ران او درد می کند. حتی دوستم که بالای سر ما زندگی می کرد برای کمک به دوان آمد. فرانتس را دلداری دادم و پماد گل همیشه بهار را روی ران چپش ماساژ دادم. که همیشه کمک می کند.
مدت کوتاهی بعد او دوباره داشت بازی می کرد که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است و به نظر می رسید دوباره همه چیز خوب است. فرانتس سپس آن شب بسیار بیقرار خوابید و صبح متوجه شدم که اصلاً حالش خوب نیست و تب دارد. او تمام صبح به من وابسته بود و بیشتر وقت را روی مبل می گذراندیم. تب همچنان بالا می رفت. خاموش و خوابیده بود و دوبار استفراغ کرده بود.
(هلموت) آخه استفراغ نشانه معده است.
پس روی مبل نشستیم. فرانتس روی پاهای من بود که ناگهان پای چپش به شدت تکان خورد. فرانتس چشمانش را باز کرد، به سمت چپ خیره شد و دیگر چشمانش را تکان نداد. تمام بدنش یه جورایی متشنج بود و احساس می کردم داره استفراغ می کنه. با این حال، دندان هایش را خیلی محکم به هم فشار داده بود، چشمانش هنوز ثابت بودند. رنگ صورتش محو شد و صورتش کمی مایل به آبی شد زیرا نفس نمی کشید.
(هلموت) و دیافراگم وجود دارد. تنفس نکردن، بله اسپاسم دیافراگم.
دستی به پشتش زدم، سعی کردم دندان هایش را با انگشتانم از هم جدا کنم و با او صحبت کردم. با وجود تمام دانشی که در مورد بحران های ژرمنی و شفابخش داشتم، در آن ثانیه ها واقعاً عصبی و همچنین ترسیده بودم زیرا قبلاً چنین چیزی را تجربه نکرده بودم. در یک نقطه، آن را
تشنج های تب دار
> دوباره پسر 4 ساله / سقوط از نیمکت
•دکتر. پس از مشورت، هامر به من توضیح می دهد که پسر با ماهیچه های مخطط معده (انحنای کوچک، عصبانیت سرزمینی) و با دیافراگم (تنگی نفس، "نمی توانم آن را نفس بکشم" به دلیل گریه واکنش نشان داده است.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 19 از 53

شاید بعد از یکی دو دقیقه، گازش دوباره شل شد و استفراغ کرد، نفسش بند آمد و همه چیز به حالت عادی برگشت.
سپس چند کمپرس سرد گوساله انجام دادم تا او را کمی خنک کنم. تا غروب تب پایین آمد و روز بعد دوباره همه چیز تمام شد. فرانتس هنوز خسته بود اما تب نداشت و در روز دوم پس از آن همه چیز به حالت عادی بازگشت.
صبح، وقتی تب شروع شد، مدام به این فکر می‌کردم که DHS برای فرانتس چیست. سقوط از روی نیمکت قبلاً در سرم بود، اما آن را به قدری بی‌ضرر طبقه‌بندی کردم که به سادگی نمی‌توانستم باور کنم که DHS است. . اما بعد از اینکه پای زخمی که سپس ماساژ داده شد، به همین شکل تکان خورد، که به تعبیر من دقیقاً اوج مرحله بهبودی، بحران صرع، تشنج تب و همه چیز به سرعت تمام شد، به نظر من نمی‌توانست. چیز دیگری نبوده است.
(هلموت) و سپس در این مورد با دکتر صحبت کردم. هامر صحبت کرد و دکتر. بعد از مشورت، هامر به من توضیح داد که پسرک ماهیچه های مخطط شکمش را دارد، انحنای کمتری دارد، با عصبانیت سرزمینی، با خودش عصبانی بود چون زیر آن افتاد و با دیافراگم، تنگی نفس، نمی توانم نفس بکشم. به دلیل گریه، پاسخ داده اند.
بنابراین از چندین برنامه رنج می برد. با خودش قهر کرده بود چون افتاد شکمش بود. او دچار درگیری حرکتی با پایش شد که سپس گرفتگی کرد و همچنین با چشمانش مشکل داشت، چشم ها به شدت به سمت چپ، یعنی به سمت مادر/کودک چرخیده بودند. بنابراین ظاهراً در لحظه شوک به نوعی دلتنگ مادرش شده بود. اینطوری باید تعبیر کنی، نبینی مادر، یه همچین چیزی. و در این مورد شما همچنین می توانید چیز زیبای زیر را ببینید: او به این فکر کرد که درگیری می تواند چه باشد. او خودش هرگز این پاییز را چنین چیزی در نظر نمی گرفت، اما فهمید که چون پای چپش گرفتگی می کرد، فقط می توانست همین باشد.
بنابراین هنگامی که شروع به درک این زبان بیولوژیکی می کنید، برای درک علائم اندام، قطعاً می توانید تجربیات خود را داشته باشید. این مانند آشپزی است، بنابراین با گذشت زمان سوپ بهترین طعم را از خانم خانه دار می گیرد. او فقط در آن استعداد دارد. و اینجا هم همینطور است. می توانید تجربه کسب کنید.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 20 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 00:37:20
تشنج منفرد صرع
> دوباره پدر 35 ساله / قادر به نگه داشتن پسر نیست • 4 سال پیش
این پدر راست دست، 35 ساله، قادر به نگه داشتن پسرش نبود و با هر دو دستش تشنج کرد. سال ها پیش او شبانه دچار تشنج شد و زن با تیم امداد تماس گرفت. وقتی بیمار به هوش آمد، ناگهان امدادگران را در اتاق خواب دید و از آنها پرسید که آنجا چه کار می کنند؟ او خودش به جز درد شدید عضلانی ناشی از گرفتگی، چیزی در مورد حمله خود متوجه نشده بود.
پیشینه این است که او طلاق گرفته و یک پسر 13 ساله دارد که با مادرش زندگی می کند. یک روز پسر می خواست از مادرش دور شود تا با پدرش زندگی کند. اما او واقعاً با پدرش احساس راحتی نمی کرد. همسر فعلی اش سعی کرد به او توضیح دهد: چشمانت را باز کن، پسرت اصلاً اینجا احساس راحتی نمی کند. او اکنون گفت و گوی شفافی با پسرش داشته است. اگر می خواهی پیش مادرت برگردی، من از دستت عصبانی نخواهم شد.
او به عنوان یک پدر متوجه شد که پسرش نمی‌خواهد او را اذیت کند، همدیگر را در آغوش گرفتند و شروع به گریه کردند. شب بعد پدر تشنج صرع خود را داشت. زن گفت که چشمانش را گرد کرده است، احتمالاً به سمت مادر/کودک، و بازوهایش به سینه‌اش چنگ زده بود، بنابراین نمی‌توانست خود را نگه دارد. بنابراین روشی که شما کرامپ می کنید اطلاعاتی در مورد درگیری فراهم می کند.
این فقط یک حمله یکباره بود. پسر اکنون 17 سال دارد و دوباره با مادرش زندگی می کند. بنابراین یک رویداد منحصر به فرد.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 21 از 53

فایل ویدئویی ویژه ماهیچه سازی 029 (2).mp4 دقیقه دقیقه 00:39:15
تاما
صرع
> از طریق راه آهن! / می تواند به سرعت منقضی شود.
ریل "بالا رفتن".
> مرد 30 ساله / تیرهای تلگراف سقوط کرد
• اگر از جایی بالا برود، دچار تشنج صرع می شود. او این را می داند و از راه آهن دوری می کند.
صرعی، ریل هست، سوار ریل می شود، برای مدت کوتاهی دوباره فعال می شود، پایین می آید و تشنج صرعش را می گیرد. او بارها و بارها کل برنامه ویژه را اجرا می کند. و تحت شرایط خاص این می تواند در کوتاه ترین زمان اتفاق بیفتد. بنابراین وقتی زمین خوردم، نتوانستم خود را نگه دارم، این درگیری حرکتی بود، نتوانستم خود را نگه دارم، از سقوط با یک انفجار جان سالم به در بردم و سپس اولین تشنج صرع خود را داشتم. و اکنون ریل ارتفاع است.
بنابراین هر بار که از آن بالا می روم، ممکن است دوباره اتفاق بیفتد. و حالا وقتی برای تعویض لامپها روی میز بالا میروم، لحظه ناخوشایندی است که شما از آنجا بالا میروید و سپس به بالا میرسید، حالا ممکن است اتفاق بیفتد، این عود است، هیچ اتفاقی نمی افتد، دوباره پایین میروم و تشنج صرع خود را دارم. در کمترین زمان کار می کند.
یک برقکار از تیر تلگراف پایین دوید و نتوانست خود را نگه دارد و دچار تشنج شد. و بعد می خواستند روی او جراحی مغز انجام دهند و بعد او به دکتر مراجعه کرد. هامر و مغزش عمل نکرده و الان زودتر بازنشسته شده و پنج سال بعد طی معاینه شرکت بیمه بازنشستگی، دکتر ارشد یافته ها را می خواند و به او می گوید تومور مغزی داری. اگر مریض بگوید خوب می خواستند مرا عمل کنند. دکتر ارشد می گوید، اما تو هنوز زنده ای. همانطور که می بینید بیمار می گوید. اگر پزشک ارشد بگوید بله، تشخیص درست نیست. و گلیوبلاستوما بدخیم را خط بکشید و روی آن کاورنوما خوش خیم بنویسید. بنابراین اگر همه چیز، من آن را ترسیم می کنم، ادم در مرحله بهبودی ایجاد می شود و سپس با تشنج صرع قابل توجه می شود و سپس مطمئناً می بینید که در مغز چه اتفاقی می افتد و اگر این باعث می شود فضایی فضا اشغال شود. سپس بله، اینجاست که بد است و این پایان است پس از بهبودی، جای زخم باقی می‌ماند.
بنابراین باید آن را در مغز اینگونه تصور کنید. در فاز فعال، فوکوس هامر به شکل هدف است، حلقه های تیز دارد، جرم ندارد، اما سه بعدی است. فوکوس هامر را می توان در چندین لایه در CT جمجمه مشاهده کرد. و این حتی فراتر از فالک است، جایی که اصلاً بافتی وجود ندارد، جایی که نیمکره های مغز در کنار یکدیگر قرار دارند، تمرکز هامر می تواند روی هر دو نیمکره مغزی و سپس در مرحله بهبودی هر دو نیمکره مغزی - اگرچه هیچ ارتباطی ندارند - برود. ادم فروشگاهی می توانید آن را مانند قطره ای تصور کنید که روی یک اسفنج می افتد و اسفنج در آب می مکد. و این ادم است
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 22 از 53

برای زخم شدن آن با گلیا ضروری است. بنابراین ادم مایع بافت همبند است و دکتر. هامر می گوید می توانید آن را مانند خانه ای تصور کنید که قرار است بازسازی شود و داربست باشد.
این داربست در حال حاضر ادم است. و با بحران، ادم دوباره فشرده می شود و سپس بافت اسکار رسوب می کند - گلیا. اکنون خانه اساساً دوباره عایق بندی شده است و بافت زخم در پایان بهبودی باقی می ماند. و همه چیز سه بعدی و فضایی است. هنگامی که در پایان بهبودی قرار دارد و دیگر متابولیسمی ندارد، پس کل چیز خوش خیم تلقی می شود. بنابراین در اینجا کل چیز در طب رایج بسیار بدخیم تلقی می شود و از اینجا به بعد آن را خوش خیم می دانند. کاورنوما خوش خیم
به همین دلیل برقکار از ریل دوری کرد، جایی بالا نرفت و از ریل خود خبر داشت و عاقلانه رفتار کرد یا در همان ابتدا دکتر را صدا کرد. هامر باور نکرد. دکتر. هامر به او توصیه کرد که از جایی بالا نرود. بعد می خواست به تعطیلات برود و عمویش به او گفت لطفا سریع دوباره دیش ماهواره را روی پشت بام برای من نصب کن. و او می دانست که بالا نرود، دکتر. هامر به او توصیه کرد که از این کار خودداری کند، اما او فکر کرد که یک بار هم کارساز نخواهد بود. دیش ماهواره را برای او نصب کرد، سوار ماشین شد و دقیقاً 300 متر راند و بعد در گودال بود و تشنج کرد.
بنابراین همانطور که گفتم، ممکن است در کوتاه ترین زمان ممکن اتفاق بیفتد. سوار ریل می شوم، پایین می آیم و در حال حاضر تشنج صرع خود را دارم. و بعد عاقل تر شد و دیگر به جایی صعود نکرد. اگر بدانم همه چیز از کجا می آید، می توانم عاقلانه رفتار کنم. به هر حال، این یک درگیری است که قابل حل نیست. وقتی کسی از جایی بالا می رود، مطمئناً ترفند این است که بتوانید خود را به جای مردم بگذارید. درمانگر به سطح معینی از همدلی نیاز دارد. سعی کنید خود را به جای کسی تصور کنید که چنین چیزی را تجربه کرده است. با سقوط از تیر تلگراف نزدیک بود بمیرد. و شما چنین چیزی را تجربه نکرده اید، اما این شخص تجربه کرده است.
و فوکوس هامر در مغز ایجاد می شود و این زخم قدیمی دوباره خیلی راحت باز می شود. و این اساساً پاشنه آشیل ماست. ما بلافاصله آسیب پذیر هستیم. و اکنون شما در حال تعقیب فردی هستید که تجربه چنین چیزی را از یک نردبان 10 متری داشته است. یا باید در امتداد پشت بام بدود یا از درخت بالا برود، که هر زمانی ممکن است دوباره اتفاق بیفتد. و این سیستم هشدار اولیه است. بنابراین شما او را مجبور به انجام آن خواهید کرد - با حساسیت زدایی شما هیچ کاری انجام نمی دهید جز اینکه آگاهانه بیمار را در مسیر قرار دهید. من به عنوان یک درمانگر، آگاهانه بیمار را روی ریل تعقیب می کنم، از نردبان 10 متری بالا می رود، سپس او به ناچار عود خواهد کرد.
دکتر. هامر به طور کلی در مورد حساسیت زدایی هشدار می دهد. چون این معمولاً واضح است. و بهتر است از ریل پرهیز کنید. هر سگی که لگد شده است دور می شود - از آن اجتناب کنید! اجتناب از راه آهن! او مجبور نیست بالا برود. او پیش از موعد بازنشسته شد و شما همچنین می توانید دوباره آموزش دهید. فقط از ریل دوری کنید.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 23 از 53

پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 24 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 00:46:41
2 سال تشنج صرع
> مرد 60 ساله / ناشر با شکایت میلیونی تهدید می شود • دیگر نمی دانم چه باید بکند.
بنابراین، من در این مورد عملاً آنجا بودم. او یک ناشر و چیزی شبیه به Ravensburger، یک ناشر بازی است. و لژ، لژ محکم در دست اسرائیل است. هر لژ، مهم نیست که لژ چه نامی دارد. آنها روی نظم جدید جهانی کار می کنند. پس آنچه قبلاً فرهنگی بود، مردمان و قبایل و آداب و رسوم را لغو کنید و همه چیز را نو بسازید. این وظیفه لژ است.
فراماسون ها و برادران لژ در هر چیزی که به دولت مربوط می شود نفوذ کرده اند و اکنون به جای دولت های مستقل، نظم جدید جهانی، شرکت می سازند. سلطه بر جهان در عهد عتیق به یهودیان وعده داده شده بود و لژها در حال اجرای آن هستند. و این یک دولت در یک دولت است. این لژ علاقه مند است که شهردار، دکتر، کشیش و کارآفرین را در هر دهکده وارد خانه کند. و به عنوان یک برادر لژ، اساساً از نظر مادی تأمین می کردید. اما شما باید اطاعت کنید. و اگر اطاعت نکنید، فقط "ge-Haider-t"، "ge-Möllemann't" خواهید بود، مثل همه آنها سرکوب و مجازات خواهید شد.
و سه بار توسط لژ با او تماس گرفت. قرار است وارد لژ شود و سه بار رد کرده است. و یک برادر لژ یک مسئول بود و او را به عنوان انتقام می خواند و می گوید - آخرین بازی که تحویل دادید مطابق مقررات پیشگیری از تصادف نیست. و حالا او را تهدید به شکایت قرارداد یک میلیون یورویی می کنند.
بنابراین او با یک مشتری عمده قرارداد بسته بود، اگر ضرب الاجل را رعایت نمی کرد، یک میلیون یورو خسارت قراردادی می پرداخت. و حالا باید به دوران کودکی او فلش بک بزنم. در کودکی خواب دید که یک میلیون بدهی دارد. با یک میلیون بدهی، دیگر راه برگشتی وجود ندارد. و او هنوز هم می تواند رویا را تا به امروز به خاطر بسپارد. و تمام عمرش ناشر بوده است. و الان دقیقا این وضعیت بود. با چنین چرندیاتی، کل کار زندگی او زیر سوال می رود.
و سپس آسمان و زمین را جابجا کرد، بازی را به یاد آورد، چندین قطار کامیون، آن را تبدیل کرد و به سختی توانست ضرب الاجل را برآورده کند. و هنگامی که خطر دفع شد، اولین حمله صرع خود را داشت. همسرش گفت که او در رختخواب دراز کشیده، بالاتنه‌اش ثابت، دست‌هایش ثابت، پاهایش در حال پرواز هستند. بالا و پایین. پس نه جلو و نه عقب. این شرایط برای او بود.
و سپس با Trarü Trara به بیمارستان و او یک بار آنوریسم در مغز خود داشت و آنها فکر می کردند که آنوریسم است، اما اینطور نبود. و سپس او بود
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 25 از 53

با یک درمانگر هامر و دید که هنوز موضوع به طور کامل حل نشده است و او هنوز آن را به طور کامل حل نکرده است و به او توصیه کرد که یک قدم از شرکت عقب نشینی کند. او فقط باید نقش برجسته خاکستری را بازی کند و از همسرش به عنوان یک بافر، یک فیلتر استفاده کند. هر آنچه مالی و قراردادی است را جلوی همسرش بگذارد به عنوان حائل.
او همچنین هرگز نمی خواست که شرکتش چنین مشتریان بزرگی داشته باشد که مجبور شود چنین ادعاهای قراردادی پوچ، یعنی قراردادهایی را وارد کند. و تصمیم گرفتم شرکت را بفروشم. او باید دو سال ساکت بماند، شما اجازه ندارید در این صنعت فعال باشید، و سپس او یک شرکت جدید دیگر، یک شرکت کوچک، ایجاد می کند و دیگر با چنین مشتری بزرگی اشتباه نمی کند. و هنگامی که شرکت طبق قرارداد فروخته شد، او دچار تشنج صرع بعدی شد.
وقتی پول به حسابش واریز شد، می‌دانست که نباید به حسابش نگاه کند، اما نمی‌توانست جلوی خودش را بگیرد، تا حالا اینقدر پول نداشت، دوباره تشنج کرد. سپس شرکت خود را در یک خانه فهرست شده با بدهی خرید، اما بدهی را پرداخت کرد، سپس دوباره با مشکل مواجه شد.
بعد هنوز پول داشت، برای دخترخوانده‌اش خانه خرید، او را به عنوان اجاره‌ای گرفت و بعد پول سرمایه‌گذاری شد، دوباره تنگ شد.
و سپس نه بازی، بلکه کتاب تولید کرد. و هر بار که پروژه ای را فرود می آورد، تشنج می کرد، هر بار که می توانست پروژه را به پایان برساند، تشنج می کرد، پس هر وقت یک قطعه کار زیر کمربند داشت، تشنج می کرد، تشنج صرع او را می گرفت.
سپس همسرش با یک ندول ریوی واکنش نشان داد - ترس از مرگ برای دیگری، پسرش با یک ندول ریه واکنش نشان داد - ترس از مرگ برای پدرش و وقتی دو سال تمام شد به همسرش گفت: اکنون دوباره در حال تولید بازی هستیم - و آخرین تشنج شدید صرع او را داشت.
اغلب این‌طور است، وقتی کار انجام می‌شود، مرحله بهبودی شدید دیگری وجود دارد و پس از آن خوب است. و بعد زن به سراغ راه حل سل ریوی رفت، با سل ریوی، پسری که حدوداً 18 سال داشت سل ریوی داشت، گفت: احساس می کنی 80 سالته. تو فقط روی پاهایت هستی بخواب و از آن عبور کردند. سپس با حملات صرع او سال ها آرامش برقرار شد.
و سپس مقامات آمدند و به او گفتند که باید در ساختمان ذکر شده سرمایه گذاری کند. و پس از انجام این کار، او یک حمله صرع دیگر گرفت. و این احتمالاً اکنون پاشنه آشیل اوست، آتلش. تا به حال فقط شرکت بود، اما اکنون خانه و احتمالاً کل وجود است. هر وقت همچین چیزی پیش میاد و کارش تموم میشه، دوباره تشنج صرع رو میگیره. اما در این بین سال‌ها صلح بود و همه فکر می‌کردیم،
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 26 از 53

موضوع تمام شده است اما نه، مقامات بعداً مشکلی در خانه پیدا کردند و او به مسیر برگشت.
پس این صرع است، او از آنجا عبور می کند و تشنج صرع خود را می گیرد. شما می توانید از گزارش های تجربی مانند این چیزهای زیادی بیاموزید. سعی کنید خود را به جای این مرد تصور کنید. پس آتل، درست است، فلان مریض یک بار گفت این کار شیطان است. همچنین واقعاً بسیار ظریف است و ما باید مسیرهای مربوطه را برای هر دوره مزمن، صرف نظر از درگیری، پیدا کنیم.
و حالا سال هاست که صرع دارد، پس چه مشکلی دارد؟ بنابراین هر زمان که او عملاً از نظر مالی امنیت داشته باشد، آن را حل می کند. اگر آن را تهدید می کند، اگر خطری را تهدید می کند، او روی ریل است. شما باید دریابید. در حالت دیگر، ارتفاع دوباره ریل است.
و همانطور که افراد فردی هستند، درگیری های آنها به همان اندازه فردی و مسیرها نیز به همان اندازه فردی است. این بسیار بسیار ظریف است. اما هنگامی که آن را می بینید، پولک ها از چشمان شما می افتند. و ترفند بعدی، البته، خارج شدن از داستان است. چون او خانه بزرگی دارد و باید حفظ شود. و اکنون به هستی آویزان شده ای. و اگر او هیچ دستوری نداشته باشد، پس او به مسیر برگشته است. تا به حال، "آیا کار می کند یا نمی کند" یک مشکل روانی بود.
اما از زمان حادثه با شکایت یک میلیون یورویی، به یک درگیری بیولوژیکی تبدیل شد. و از این به بعد به همان وضعیتی که چندین دهه داشته واکنش نشان می دهد، از همیشه ناشر و خوداشتغال بوده و همیشه یک اقدام متعادل کننده است. اما تا الان فقط یک مشکل روانی بود. اما از زمان درگیری او یک واکنش آلرژیک مکرر به ریل داشته است. و بیمار مزمن است. و به اصطلاح باید موجودیت امنی داشته باشد. و چگونه این کار را با هیچ و هیچ انجام می دهید؟
و شما می بینید که جامعه ما چقدر بی رحم است. فرض کنید اگر گروه خانواده یا قبیله، روستایی را داشتیم که هرکس در جایی با همه فامیل است، هیچکس شیر آب را نمی بست و او را از خانه بیرون نمی کرد. اما بانک ها در این مورد هیچ ابهامی ندارند. و همه ما می دانیم که چنین است. و تنها چیزی که لازم است این است که اتفاقی بیفتد و شما از شر همه آن خلاص شوید و سپس گرفتار شوید. و این جامعه ما است، دولت رفاه ما. و این همه فقط شرکت بیشتر و همه چیز وحشیانه تر است. مردم دیگر برای چیزی به حساب نمی آیند. و ما باید آن را تغییر دهیم. زیرا قدم بعدی این است که اجازه ندهید تا این حد پیش برود. و این بدان معناست که ما به یک سیستم اجتماعی کاملاً متفاوت نیاز داریم. جایی که به بانک های خصوصی و بیمه و ... وابسته نیستیم. و ایالت هایی که در واقع شرکت هستند و حاکمیت در آنها لغو شده است. شما عضو شرکت هستید و شرکت می تواند اساسنامه خود را در هر زمانی تغییر دهد. و این همه شوخی است.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 27 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 00:58:00
2 سال تشنج شبانه
> زن 18 ساله / مبارزه تا سر حد مرگ • هر شب خواب جنگ را می دید
این جوان 18 ساله دو سال بود که دچار تشنج می شد. با دکتر بود هامر و هامر متوجه درگیری شدند. او در سن 16 سالگی با یک رقیب بر سر یک پسر - با چاقو - دعوا کرد. این دو با چاقو به یکدیگر حمله می کنند. خیلی نژادپرستانه
و اکنون او به رویای جنگ ادامه می دهد. و این رویای پنهانی است که به درگیری حل نشده اشاره می کند. و اگر من با چاقو به یکدیگر حمله کنم، جنگ است. این جنگ محض است. و از طریق گفتگو با دکتر. هامر، او آن زمان همدیگر را می شناخت و حالا همدیگر را می شناسد. پسری که از آن زمان به دنیا آمده بود، امروز خیلی بی ربط است و رقیبش هم دیگر در زندگی او نیست. چیز در واقع خورده شده است. و سپس، زمانی که این موضوع بی ربط است، باید راه خود را برای شوک پیدا کنید. من خودم را در آن زمان می شناسم، آن زمان پسر - موضوع رقیب بود. امروز دیگر این موضوع مطرح نیست. سپس آتل ها حل شد و صرع از بین رفت. با یک گفتگوی ساده تقریباً می توان گفت که این جادو است. این جادو نیست، اما مکانیسم زمانی است که من به شوک راه پیدا می کنم، و از این طریق می توانم، همانطور که شما به درستی می گویید، رویداد را در ناخودآگاه سرکوب کنم و اینجاست که ناخودآگاه تحریک می شود. سیستم عصبی خودمختار، که تصویر اینجاست. ما نمی توانیم این را به میل خود کنترل کنیم. این فراتر از عقل است.
من فقط باید راه خود را برای کشمکشی که در ناخودآگاه سرکوب کرده ام پیدا کنم. این را به آگاهی من بیاورید و سپس می توانم تفاوت را ببینم. آنچه در آن زمان اتفاق افتاد، امروز دیگر نمی تواند اتفاق بیفتد. و سپس آتل ها حل شد و صرع از بین رفت.
و همه اینها هیچ عارضه ای ندارد و هزینه ای ندارد. و بیمار یا صرعی در طب رایج مجاز به رانندگی نیست، باید داروهای ضد صرع مصرف کند، عوارض دارد و دائماً در وحشت است که دوباره تشنج خواهد کرد. و این همه فقط آشغال است. از جلو به عقب.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 28 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 01:00:33
صرع از بدو تولد
> کودک نوپا / 70 معاینه اولتراسوند • 100 حمله صرع در روز از بدو تولد
همچنین موردی است که این کودک نوپا از بدو تولد روزانه 100 حمله صرع داشته است. و البته این کودک از درگیری در رحم رنج می برد. یعنی در یوگسلاوی سابق اتفاق می افتد. او 40 ساله بود و به خودش اجازه داد دوباره باردار شود. و پزشکان یک دستگاه سونوگرافی کاملاً جدید دریافت کردند. و بلافاصله این خانم 40 ساله را جزو حاملگی های پرخطر قرار دادیم و 70 بار سونوگرافی به او دادیم.
بنابراین من ریاضی را انجام دادم، این حدود 2 یا 3 در هفته است. و سونوگرافی برای کودک متولد نشده سروصدایی است، گویی یک هلیکوپتر در باغ بلند می شود. ما تجسم را در رحم مادرمان گذراندیم - این چند صد میلیون سال و اگر اکنون بگویید، فرض کنید، یک ماه بارداری، یعنی یک میلیون سال رشد انسان، خیلی کم است، خیلی بیشتر است.
و اکنون او در ماه سوم خود سونوگرافی انجام می دهد. اگر صدای هلیکوپترها را می شنیدیم 6 میلیون سال پیش کجا می دویدیم؟ و این دقیقاً همان چیزی است که در ذهن کودک می گذرد. کودک در رحم هیچ برنامه ای برای سونوگرافی - برای این صدا ندارد. فکر کن، حالا ما را یک دایناسور یا یک ببر دندان شمشیر می خورد. و می تواند با انواع درگیری ها واکنش نشان دهد.
بنابراین باز هم بستگی به این دارد که کودک در آن لحظه با آن چه ارتباطی برقرار کند. این می تواند یک ترس در گردن باشد، سپس کودک می تواند به طور بالقوه کور شود، شبکیه چشم را تحت تاثیر قرار می دهد. این می تواند با یک درگیری حرکتی واکنش نشان دهد و کودک با یک درگیری حرکتی، با تصادف با ریل واکنش نشان داده است. و سر و صدا همیشه کودک را به یاد سونوگرافی در رحم می انداخت. و اکنون باید از کودک در برابر سر و صدا یا سونوگرافی محافظت کنید.
و در یوگسلاوی سابق عمویی داشتند که جایی در وسط جنگل و به دور از هر صدای ترافیکی خانه داشت و آنجا رفتند. و در واقع، تشنج کمتر و کمتر شد و مادر - هامر، من 300٪ متقاعد شده ام که ما در مسیر درست هستیم. و روز بعد او تماس می گیرد، هامر اکنون XNUMX٪ متقاعد شده ام. پسر دچار تشنج قابل تکرار شد. یعنی عمو، باید هفته ای یکبار می رفت تا مواد غذایی تهیه کند. و برای اینکه پسر صدای ماشین و موتور را نشنود گوش بند گذاشتند و رفتند توی جنگل. اما چون اولین موفقیت حاصل شد بی خیال شدند و پسر را شرط بندی کردند
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 29 از 53

آنها گوش بند خود را دوباره گذاشتند، اما به جنگل نرفتند. و درست زمانی که عمو دور می شود، کودک گوش بندش را می زند، می شنود و تشنج می کند. خوب پس مادر در واقع دید که صدایی از ریل می آید.
اما جامعه! سپس یک خواهر و برادر باید به مدرسه می رفت و سپس آنها مجبور شدند به منطقه روهر برگردند. و اکنون سعی کنید جایی برای زندگی در چنین منطقه‌ای پیدا کنید - روهرپات - جایی که همسایه چمن‌زنی نمی‌کند، جایی که هواپیما روی آن نمی‌چرخد، جایی که موتورسیکلت از آن عبور نمی‌کند. ما در چنین محیطی با آلودگی صوتی زندگی می کنیم. جنون، جنون. خوب، متوجه شدم، من در موتورخانه ام زیاد سفر می کنم. و اگر جایی برای ایستادن پیدا کنم که در آن ساکت‌تر باشد، می‌توانید هر ده انگشت را لیس بزنید و این معمولاً فقط با گوش‌گیر امکان‌پذیر است.
بنابراین واقعاً، و اگر سر و صدا، آتل و فضای نشیمن وجود داشته باشد - من برای یک روز به آن نیاز ندارم، من برای چندین ماه، اگر نه سالها، به آن نیاز دارم تا او بتواند آنجا سالم بماند تا من انجام دهم. به طور مداوم از عود از طریق سر و صدای راه آهن رنج می برند. بنابراین از قبل بد است. در آنجا مناطق مسکونی وجود دارد، یک بزرگراه از آنها می گذرد، شما 24 ساعت شبانه روز و 365 روز سال سر و صدای ثابتی دارید. جنون، جنون. خوب، ما در Meiersdorf زندگی می کنیم و هیچ مسیر اصلی از آنجا وجود ندارد. ما کوه داریم و دره بزرگی در آنجا داریم. و ما خانه را داریم - یک ملک پرچم، بنابراین من باید 30 متر به سمت ملک خود رانندگی کنم. ما توسط اموال احاطه شده ایم و هیچ جاده مستقیمی وجود ندارد. و ما خیلی زیبا زندگی می کنیم. بنابراین منطقه اینجا خوب و آرام است. شما واقعاً می توانید هر ده انگشت را لیس بزنید.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 30 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 01:06:11
صرع در کودکان
> پسر دوباره 4 ساله / افتادن روی لبه میز در مهدکودک • درمان: دختر دانشجو
مادری می گوید: پسر چهارساله اش در مهدکودک با دهان به لبه میز افتاد. و اصلا بد نبود حتی خونریزی هم نداشت. اما چون مادرش آنجا نبود، دچار درگیری شد.
و در شب، پسر همیشه دستان خود را روی دهانش می بست - تا از خود محافظت کند. و مادر دختر دانشجو را زمین گذاشت و گرفتگی شب اول برطرف شد. سه ماه بعد مادر مجبور شد یک شب تا دیروقت بیرون بماند و پدر فراموش کرد دختر دانشجو را روشن کند و پسر دوباره تشنج کرد.
بنابراین دختر دانشجو، دکتر توضیح می دهد. هامر، می تواند از این خواب های وحشتناک جلوگیری کند. بنابراین این رویاهای تکراری که به درگیری حل نشده اشاره می کنند. دختر دانشجو می تواند این کار را انجام دهد، چنین تأثیر جادویی دارد. فقط یکبار امتحانش کنید تستش کن
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 31 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 01:07:20
صرع در کودکان خردسال
> پسر 6 ماهه / 3 بار آزمایش خون
• مدام در مورد درگیری حرکتی خود خواب می بیند
قضیه هم هست، یعنی نه، نه. مادری می نویسد: کودک نوپا شش ماهه ای اسهال استفراغ داشت. این روده کوچک، عصبانیت غیر قابل هضم با جنبه گرسنگی است. و در شفا - بالا و پایین
روده باریک – در حین بهبودی اسهال استفراغ دارم. پدر نگران اصرار بر معاینه پزشکی معمولی داشت. کلینیک مشکوک بود که یک ویروس قرمز ممکن است مقصر باشد. و شما از پسر نمونه خون می گیرید. به هر حال، هر زمان که ویروس را می شنوید، می دانید که این یک خبر جعلی است. هیچ ویروسی وجود ندارد. بنابراین، به عبارت دیگر، آنها نمی دانند موضوع چیست. و سپس آن را به گردن ویروس می اندازید. این یک داستان بسیار سپاسگزار است زیرا او نمی تواند از خود دفاع کند زیرا حتی وجود ندارد.
اولین آزمایش خون بدون عارضه انجام شد. با این حال، خون بسیار کمی گرفته شده بود و باید خون دوم گرفته می شد. این بار پسر جیغ زد و به سختی توانست آرام شود. ده دقیقه بعد توضیح داده شد که به دلایل نامعلومی دستگاه آنالیز خون نمونه خون را بلعیده است و باید نمونه خون سوم گرفته شود. پسر مثل جهنم فریاد زد و وحشیانه کوبید. دو پرستار دست و پای پسر را گرفتند تا دکتر بتواند سومین نمونه خون را بگیرد. معلوم شد که ویروس قرمز نبوده است. باید ویروس دیگری باشد. کاملا غیر ضروری
یک هفته بعد، پسر اولین تشنج خود را در شب با کلیک کردن روی زبانش تجربه کرد. با این حال، مادر این حمله را نادیده گرفت. چند روز بعد دوباره هنگام حمام گرفتگی گرفت. پدر نگران به پزشک اورژانس اصرار کرد. وقتی رسید، پسر دوباره سرحال بود. با این وجود، کودک و مادرش با هلیکوپتر به درمانگاه منتقل شدند. پزشک اورژانس در هلیکوپتر پرسید که آیا پسر به تازگی واکسینه شده است یا خیر که مادر پاسخ منفی داد.
(هلموت) بنابراین آنها دقیقاً می دانند که این فرآیند واکسیناسیون - کودک را در آغوش گرفته و نوک می زنند - می تواند منجر به درگیری حرکتی با صرع شود. این ربطی به سرم واکسیناسیون ندارد، فقط روند واکسیناسیون متناقض است. آنها این را می دانند و به هر حال انجام می دهند. و شاید فقط واکسیناسیون علیه ویروس ها، که وجود ندارد.
چندین معاینه در کلینیک بدون هیچ یافته ای انجام شد. مادر مهربان می دانست که تحت هیچ شرایطی نباید تشخیص صرع داد که خوشبختانه این اتفاق نیفتاد. حملات بیشتر معمولاً پس از خواب یا پس از دوره‌های استراحت، اغلب چندین بار در روز رخ می‌دهد. مادر رهبری کرد
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 32 از 53

کتابی در مورد تشنج ها داشته باشد و آنها را از قبل شناسایی کند تا بتواند به موقع از کودک تشنج کننده از چشمان کنجکاو محافظت کند. مادر آلمانیشه را می شناسد و با دکتر تماس گرفت. هامر، که به او گفت:Mein Studentenmädchenتوصیه کرد زیرا پسر ظاهراً مدام در مورد این رویداد وحشتناک خونگیری در خواب می دید. و بلافاصله حملات کمتر و کمتر شد. یک سال و نیم پیش او آخرین حمله خود را داشت که بسیار خشونت آمیز بود.
(هلموت) بنابراین همانطور که گفتم، وقتی واقعاً همه چیز تمام شد، یک درمان خشونت آمیز دیگر رخ خواهد داد، یک بحران خشونت آمیز و سپس خوب خواهد شد.
فایل ویدئویی ویژه ماهیچه سازی 029 (2).mp4 دقیقه دقیقه 01:11:29
تاما
به عنوان یک پسر کوچک مجبور به جراحی پولیپ شد. چند نفر او را نگه داشتند. سواب‌های پنبه‌ای برای بیهوشی در بینی او فرو کردند و آدنوئیدهایش را با انبردست پاره کردند. از آن زمان و در تمام دوران کودکی، او همچنان به حملات صرع ادامه داد. تا به امروز، هر دو دست و بازو هنوز می لرزند.
بنابراین اگر درگیری سرکوب شود، ریل ها نیز کار می کنند. شاید باید جایی پیدا کنی که تشخیص دهد، مرا نیشگون بگیرد... دیگر کسی نمی تواند پولیپ های بینی من را با انبردست بیرون بکشد. که بی ربط می شود و سپس تکان قطع می شود.
صرع در دوران کودکی
> مرد 40 ساله / عمل پولیپ در دوران کودکی
• در کودکی مجبور به جراحی پولیپ شد. چند نفر او را نگه داشتند. سواب‌های پنبه‌ای برای بیهوشی در بینی او فرو کردند و آدنوئیدهایش را با انبردست پاره کردند. از آن زمان و در تمام دوران کودکی، او همچنان به حملات صرع ادامه داد. تا به امروز، هر دو دست و بازو هنوز می لرزند.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 33 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 01:12:18
صرع از زمان فروپاشی زناشویی
> دوباره زن 21 ساله / مادر پس از جدایی زناشویی نقل مکان کرد • صرع با به اصطلاح تشنج مادربزرگ به مدت 7 سال
مورد - من در مورد ریل های توسعه به شما خواهم گفت. دختر از زمانی که مادرش خانه را ترک کرده است به صرع مبتلا شده است. در طول یک جدایی زناشویی، مادر برگشت و او 14 روز نبود، برگشت و یک هفته بعد دختر اولین حمله صرع خود را در 14 سالگی داشت. و همیشه بعد از آن او تشنج صرع خود را داشت. و سپس به مدت سه سال صلح برقرار شد. والدین سه سال اختلاف زناشویی نداشتند.
و همانطور که گفتم، اگر چیزی روی روان اتفاق نیفتد، در سطح اندام هم چیزی در جریان نیست. اتفاقا دکتر هامر یک بار آن را اینگونه بیان کرد: اگر چیزی هست، پس چیزی هست. اگر چیزی نباشد، هیچ چیز وجود ندارد. ساده است. این به معنای واقعی کلمه دکتر است. هامر. واقعا همینطوره همیشه به صورت همزمان اجرا می شود. و سپس والدین دوباره مشاجره زناشویی خود را داشتند. او در آن زمان 20 ساله بود و در طول چنین مشاجره زناشویی مشروبات الکلی مصرف کرد. و حالا الکل تبدیل به یک پسوند شد. حالا نه تنها او... (چیزی کم است)... و مادرش دوباره تهدید کرده است که خانواده را ترک خواهد کرد، آنها از خانه بیرون خواهند رفت. و این عود کامل بود.
و چون دختر مشروب می‌نوشید، مغز او الکل را به عنوان خاطره ذخیره می‌کرد که اکنون همیشه او را به یاد درگیری‌های زناشویی می‌اندازد. بنابراین دعوای زناشویی راه آهن است و در سن 20 سالگی راه آهن دیگری گرفت - الکل. و یک اسپلینت انبساط همیشه با عود همراه است. بنابراین هر زمان که اجاق گاز همر توسط ریل ایجاد شود، می توانم ریل های اضافی را برنامه ریزی کنم. و به مرور زمان یک ریل در مقابل آن یا روی آن یک ریل گذاشتم، سپس به ریل دوم و ریل سوم و ریل پنجم تبدیل شد. و من بیشتر و بیشتر عود می کنم. و من دارم بیمارتر و بیمارتر می شوم.
و دکتر توصیه هامر به این زن جوان تشکیل خانواده بود. یک راه حل بیولوژیکی بیاورید زیرا در این صورت زندگی جدیدی برای آنها آغاز می شود. حالا او می تواند تمرکز زندگی خود را از والدینش دور کند و به سمت خانواده خودش تغییر دهد. و اینکه والدین با هم دعوا کنند یا نه، برای او مهم نیست. و در طبیعت او قبلاً دو یا سه فرزند داشت و مدتها پیش از شر صرع خلاص می شد.
اما اکنون آنها به یک جوان 21 ساله می گویند که مستقیماً از ذهنیت نظارت شده بیرون آمده است که راه او تحصیل و ایجاد شغل در یک بانک یا شرکت بیمه است - که این مزخرف است و تشکیل خانواده بسیار عاقلانه تر است. و داشتن فرزند یا داشتن چند فرزند.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 34 از 53

سپس از دختر 21 ساله می پرسد که آیا هنوز کاملاً بسته هستند؟ او می‌خواهد ماشین داشته باشد، می‌خواهد مستقل باشد، می‌خواهد هزینه تعطیلات را بپردازد و این فقط آشغال تمدن است. در طبیعت او مدتها پیش از شر صرع خلاص می شد. و بسیاری از زنان گزارش می دهند که من در جوانی دچار نورودرماتیت بودم، اما با اولین فرزندم برطرف شد. و این دقیقاً همان پدیده است. تمرکز زندگی او تغییر می کند و او سهام را از پدر و مادرش می گیرد و سالم می شود.
و این یک راه حل بیولوژیکی است. درگیری های بیولوژیکی نیاز به راه حل بیولوژیکی دارند. و یادگیری اندیشیدن بیولوژیکی آسان نیست، به خصوص نه در جامعه آشفته روانشناختی ما یا در جامعه آشغال روانپزشکی ما، که در آن همه چیز فقط روانشناسی شده و درباره آن صحبت می شود.
فایل ویدئویی ویژه ماهیچه سازی 029 (2).mp4 دقیقه دقیقه 01:16:25
تاما
صرع در سگ ها
> سگ از رومانی / جعبه حمل و نقل
• با رسیدن به آلمان، سگ روز بعد تشنج کرد. او به صاحب جدیدش منتقل شد. چند هفته بعد صاحبش زنگ می زند: سگ یک تشنج کوچک صرع داشت. معلوم شد که او برای مدت کوتاهی دوباره در یک جعبه سگ منتقل شده است.
افرادی هستند که سگ ها را از رومانی نجات می دهند. وقتی او به آلمان رسید، سگ روز بعد تشنج کرد. او به صاحب جدیدش منتقل شد. چند هفته بعد صاحبش تماس گرفت و سگ یک تشنج کوچک صرع گرفت. معلوم شد که او برای مدت کوتاهی دوباره در یک جعبه سگ منتقل شده است.
بنابراین او نتوانست از حمل و نقل از رومانی به آلمان فرار کند. و اکنون جعبه سگ آتلی است برای عود و تشنج متعاقب آن. بنابراین می بینید که این مکانیسم ها در حیوانات کاملاً یکسان عمل می کنند. اینها برنامه های معقول بیولوژیکی طبیعت هستند. و سگ هم مثل ما عضلات دارد. و سگ هم مثل ما فرار می کند. و نمی تواند مانند ما از خود دفاع کند، این همان برنامه هاست، همان محتوای درگیری است. برای من به عنوان یک تکنسین، از همان ابتدا بسیار متقاعد کننده بود که زبان آلمانی در مورد حیوانات نیز کاربرد دارد.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 35 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 01:17:41
صرع در سگ
> سگ ماده از پناهگاه حیوانات / اجازه ندارد با صاحبش برود • تشنج بعدی توسط صاحبش پیش بینی شده بود
این هم مورد خوبی است. یک صاحب سگ می نویسد که سگ ها سال هاست که نقش مهمی در زندگی من داشته اند. تقریباً نه سال پیش، من و شوهرم یک سگ را از حمایت از حیوانات تحویل گرفتیم. من نمی‌خواهم در اینجا به جزئیات همه چالش‌هایی که با آن‌ها روبه‌رو بودیم بپردازم.
ما توانستیم تقریباً همه مشکلات را حل کنیم، به جز ترس شدید او از سگ های دیگر. برای ما امکان پذیر نیست که شما را با خود به تعطیلات ببریم زیرا می خواهیم از این استرس برای همه افراد درگیر جلوگیری کنیم. به خاطر شوهرم سالی یکی دو بار حداکثر ده روز میرویم. در طول این مدت، سگ مراقبت های محبت آمیز و همه جانبه را در خانه دریافت می کند. چند سال پیش او اولین حمله صرع خود را داشت. دکتر گفت ارثیه...
(هلموت) اگرچه عجیب است، اما شبیه ویروس است - همچنین اخبار جعلی. چیزی به نام صرع ارثی، سرطان سینه، دیابت وجود ندارد. زیرا همه چیز با یک اجاق گاز همر شروع می شود. این دلیل قطعی است.
... ارثی است، اگرچه عجیب است که اولین حمله صرع فقط در چنین سنی دیر اتفاق می افتد. بنابراین به ما قرص هایی دادند که قرار بود او تا آخر عمر هر روز مصرف کند. قدرت بسیار کم بود زیرا حملات اغلب اتفاق نمی افتاد و نسبتاً خفیف بودند. به خودش صدمه نزد
حالا در اولین سمینار آخر هفته شرکت کردم و علت تشنج را پیدا کردم. تعطیلات بعدی نزدیک بود و من برای حمله بعدی پیش بینی کردم. تا امروز دقیق بود در اینجا، برای اولین بار از زمانی که شروع به مطالعه زبان ژرمنی کردم، شوهرم گوش هایش را تیز کرد و پرسید از کجا می دانم.
خیلی ساده بود ما 10 روز نبودیم. روز حرکت، مرحله درگیری فعال یک درگیری حرکتی شروع شد؛ من اجازه نداشتم با او بیایم، زیرا او خیلی به من وابسته بود و من هم به او وابسته بودم. شفا با بازگشت ما به خانه آغاز شد. بحران صرع - تشنج درست در وسط، پس از پنج روز رخ داد.
(هلموت) طوری که انگار می توانی به آینده نگاه کنی. اما همانطور که گفتم، این ممکن است برای یک مبتدی مانند جادوگری به نظر برسد. شما می توانید همه اینها را یاد بگیرید. ما همچنین می دانیم که در مورد زنان، موعد مقرر چیزی جز یک بحران نیست. ما همچنین می توانیم این را از قبل محاسبه کنیم. و هنگامی که آن را فهمیدم، می توانم آن را از قبل محاسبه کنم.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 36 از 53

بعد از سمینار قرص ندادم. من می دانم چه زمانی حمله ای در راه است و می توانم با آرامش همراهی کنم. دانستن 5 قانون بیولوژیکی طبیعت، ترس از بیماری را کاملا از بین برده است.
(هلموت) و این نیز یک عارضه جانبی خوب از زبان آلمانی است. ترس خود را از دست می دهید. این یک عارضه جانبی فوق العاده است، اینطور نیست؟
موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 01:21:05
صرع در سگ
> سگ ماده / نمی خواهد با صاحبش برود • صرع
سگ نمی خواست بیاید، بنابراین خواندم:
به هر حال، سگ باید هر روز چند ساعت در طبیعت باشد، بدود و بازی کند. و اینطور شد که من به معنای واقعی کلمه تینا را مجبور کردم هر روز دو بار با من در جنگل بدود. سفر دور از خانه فاجعه آمیز بود. من به معنای واقعی کلمه مجبور شدم او را پشت سرم بکشم، حتی اگر با هر چهار پنجه مقاومت کرد. او به بند آویزان شد، به سمت خانه رفت و وقتی همه چیز جواب نداد، به سادگی دراز کشید و یک متر جلوتر نرفت.
چیزی که از همان ابتدا توجه ما را جلب کرد، مصرف بی حد و حصر آب و اشتهای او برای چیزهای شیرینی مانند موز و انجیر خشک بود. در واقع زنگ ها باید برای ما به صدا در می آمدند. زیرا اینها قبلاً نشانه های واضحی از دیابت احتمالی بودند. در هر صورت، دو روز پیش او طبق معمول عصر در سبد خود دراز کشیده بود که ناگهان شروع به غرش کرد. به او نگاه کردم و او دراز کشیده بود و دیوانه وار تشنج می کرد.
او قوس و بی قراری می کرد، زبانش آویزان بود، آب دهان و ادرار آزادانه جاری می شد، پاهایش در وضعیت سفت قرار داشتند، درست مثل اینکه به افسارش فشار می آورد.
(هلموت) بنابراین روشی که شما گرفتگی می کنید اطلاعاتی در مورد درگیری فراهم می کند.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 37 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 01:22:39
خیس کردن
> تجربه شخصی / مطالبات بیش از حد • سخنرانی در میلان
خیس شدن: در طول تشنج صرع، اسفنکترها، ماهیچه های حلقوی باز می شوند. عضلات دایره ای به اشتباه عصب دهی می شوند، یعنی در راست روده، مثانه، دهانه رحم و تحت استرس باز می شوند و در واگوتونی بسته می شوند، درست برعکس ماهیچه های مخطط.
پس اگر شیر پشت سرم باشد، دنبال می کنم. ماهیچه های مخطط عصب دهی می شوند، اما اسفنکتر باز می شود و همه چیز اشتباه می شود. و وقتی من خوابم، واگوتون، بازوی کسی که خواب است را بلند می کنی و می افتد پایین. اما اسفنکتر بسته است وگرنه شبها مرتباً خراب می شود. و هنگامی که صرع تشنج می کند، صدای سمپاتیک، عضلات اسپاسم می شوند و اسفنکتر باز می شود و ترشح می کند. و این یکی از دلایل شب ادراری است.
و یک بار از من برای ارائه یک سخنرانی در میلان در کنگره ای برای پزشکان جایگزین دعوت شدم. غروب قبل پرواز کردم، قرار بود صبح سخنرانی کنم و بعد از ظهر به خانه برگردم. و حالا چمدان زیادی با خودم نداشتم، فقط کیف لوازم بهداشتی ام بود. و عصر از مسئولین انجمن پزشکان جایگزین بازدید کردم و با یکی از معتمدان مارکو فیستر که در آن زمان دست راست دکتر بود ملاقات کردم. هامر در اسپانیا و معتمد مارکو از من خواست که این انجمن پزشکان جایگزین را رد کنم. من نمی دانستم که او با مارکو فیستر درگیر است.
بنابراین من باید کسی را که مرا دعوت می کند، رد کنم. بنابراین من کاملاً غرق شدم، کاملاً غرق شدم. و من نپذیرفتم، این کار را نمی‌کنم. و شب را در هتل بگذرانم، صبح روز بعد از خواب بیدار شوم و من خیس شده بودم، زیرپیراهنم را بالا آورده بودم. تو تخت ادرار کردم ولی 10 لیتر به نظر می رسید. من هیچی متوجه نشدم، صفر، هیچی. و من شک دارم که این یک بحران میوکارد باشد.
و مانند انحنای کوچک معده، این می تواند تعمیم یابد. و من درگیری اضافه بار با میوکارد را حل کردم. و این کلی شد و خودم را خیس کردم. و من هیچ لباس زیری همراهم نداشتم. و آن موقع فقط شلوار چرمی می پوشیدم و حالا با شلوار چرمی بدون زیرشلوار می ایستادم و سخنرانی می کردم.
و سپس در پرواز به خانه مجبور شدم از طریق امنیتی در فرودگاه بگذرم و آنها گفتند کمربندم را بردارید. پس فقط به این دلیل که در انظار عمومی برهنه نبودم. وحشتناک، خجالت آور بالا سه.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 38 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 01:25:43
تیک تیک
> صورت فلکی اسکیزوفرنی - 2 درگیری حرکتی همزمان در بحران
تیک یک درگیری حرکتی دوگانه در بحران است. و سپس شما تیک را دریافت می کنید. این دو درگیری حرکتی است.
موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 01:25:53
اسپاستیسیتی
> بحران معلق در مسیر
اسپاستیسیتی بحران حلق آویز شدن است. و من می توانم در هر جایی گیر کنم. در فاز فعال فلج دارم. در طول بهبودی من لرزش دارم. و در مواقع بحران اسپاستیسیتی دارم.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 39 از 53

فایل ویدئویی ویژه ماهیچه سازی 029 (2).mp4 دقیقه دقیقه 01:26:09
تاما
و پای پرانتزی اسپاستیک است – عضلاتی که دائماً در حال گرفتگی هستند. پسر با پای چاقویی به دنیا آمد. زمانی که برادر بزرگترش پای او را به داخل ماشین راه رفتن برد، او دچار درگیری حرکتی با پای شریک زندگی‌اش در رحم مادرش شد. و او فریاد زد و فریاد زد. و مادر باردار به طرف پسر مجروح می شتابد و کمک می کند. و فریاد برادر برای برادر کوچکتر ریل شد. و او اساسا دارد - باید تصور کنید که چگونه کار می کند - او در شکم مادر نمی بیند، مادر می بیند. و بچه... تله پاتی هم هست. بنابراین ما چشم سوم را در آنجا داریم. برخی می گویند چشم سوم، دکتر. هامر می گوید پنجره تله پاتیک.
و همچنین به نظرم می رسد که وقتی با یک بیمار در مورد تعارض او صحبت می کنید، وقتی او راه خود را به درگیری خود پیدا می کند، من اغلب تقریباً می توانم به آن بپیوندم. بنابراین من رویداد را می بینم. به نظر من زنگ می زنم. او از افکار منفجر می شود، این دیوانه است - به نظر من.
و بنابراین اکنون، وقتی مادر درگیری را تجربه می کند، برادر بزرگتر را با پایش در ماشین راه رفتن می بیند - مادر آن را می بیند، نه کودک متولد نشده. اما فرزند متولد نشده برای مادر احساس می کند، راهی جز این وجود ندارد. و اساساً نمی توانست پای شریک زندگی خود را بلند کند - برای برادرش. و فریاد برادر ریل بود. و برادرش خیلی فریاد زد. و از این رو پای پرانتزی. سپس والدین هم کاردرمانی را امتحان کردند، اما فریاد برادر چاره کار بود.
پاچنبری
> گریه نوزاد/برادر
• برادر بزرگتر پایش در ماشین دویدن ورزشی گیر کرد و جیغ و داد زد. برادر متولد نشده در شکم مادر دچار درگیری حرکتی شد که روی پای شریک او تأثیر گذاشت و نتوانست آن را بلند کند. ریل: برادرش جیغ می کشد.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 40 از 53

فایل ویدئویی ویژه ماهیچه سازی 029 (2).mp4 دقیقه دقیقه 01:28:25
تاما
پاچنبری
> نوزاد تازه متولد شده / همسایه در آتش است
• در شب سال نو موشک یکی از همسایه ها به زیر صخره شلیک می کند و ناگهان آتش می گیرد. کودک متولد نشده در شکم مادر دچار درگیری حرکتی شد و نتوانست پای همسرش را بلند کند.
یا دقیقاً آن، همچنین پای پرانتزی. مادر باردار است، شب سال نو بیرون می رود تا موشک را نگاه کند. موشکی می چرخد ​​و زیر دامن همسایه بالا می رود و همسایه در آتش است. و بچه در رحم اساساً برای همسایه نمی تواند پای خود را بلند کند. من نمی فهمم ریل چیست، اما نمی توانم آن را تصور کنم. نمی دانم، شاید جیغ زدن یا چیزی
موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 01:28:55
اکینوس
> نوزاد / گریه والدین • توضیح دکتر. هامر
اکینوس و دیابت. از ادبیات، فلش بالا سمت راست...(اشاره به اسلاید)...به مرکز دیابت اشاره می کند. به طور مستقیم در پشت این مرکز درگیری حرکتی برای پای چپ است. فلش سمت چپ به درگیری موتور دوم برای بازو و پای سمت راست اشاره دارد.
فلش های پایین - یافته ثانویه، ترس در گردن. سی تی اسکن جمجمه که در اینجا نشان داده شده است مربوط به یک کودک چند روز پس از تولد است که با پای اکینوس در سمت چپ به دنیا آمد. این به دلیل اسپاستیسیته پای چپ با بهبود معلق درگیری حرکتی است.
با این حال، کودک دچار درگیری حرکتی بیشتر در دست و پای راست و همچنین دیابت شده بود. او تلاش کرد و راهی برای فرار از درگیری نداشت زیرا والدین در اواخر بارداری دائماً بر سر یکدیگر فریاد می زدند. کودک وحشت کرد و اسکیزوفرنی شد. حداقل سه درگیری در رحم متحمل شده بود. پس از تولد، عود تعارض شامل ادامه مشاجره مکرر والدین بود. می بینید که چه اتفاقی ممکن است برای چنین کودک متولد نشده بیفتد. و چطور؟ سر و صدای پدر و مادر
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 41 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 01:30:25
اسپاستیسیتی
> اولیویا 6 ساله / گرفتار در مراقبت های ویژه • اسپاستیسیتی در دست ها و پاها
اولیویا پس از اولین شیمی درمانی از نظر بالینی مرده بود و شوک آنافیلاکتیک داشت و باید احیا می شد. او در حین احیا دچار یک سری شکستگی دنده راست و چپ شد. دنده به ریه نفوذ کرد، ریه فرو ریخت و او هفته‌ها در بخش مراقبت‌های ویژه بود و به‌طور مصنوعی به خواب عمیق و تهویه مصنوعی رفت.
صبح مقداری کاکائو نوشید، یک کروسان خورد و عصر عملاً مرده بود، همه آن را پنهان کردند. و وقتی به بخش مراقبت‌های ویژه رسیدیم، می‌توانستیم روی مانیتور ببینیم که چگونه نبض اولیویا بالا می‌رود. با وجود اینکه او آرام بخش بود، اولیویا متوجه آمدن مادرش شد. و همچنین متوجه شد که مادرش دوباره راه می‌رود و در پاهایش اسپاستیسیتی وجود دارد. او فقط با انگشتان پا پا گذاشت. و او نمی توانست دنبال او بدود، دنبال مادرش بدود یا دنبال پدرش بدود. او همچنین آتل بسته بود، آتل پلاستیکی. و این تنها زمانی حل شد که به او اجازه داده شد برای اولین بار در حوالی کریسمس، شش ماه بعد، شب را در خانه بگذراند. و در پایان ماه مارس درمان اجباری به پایان رسید. و سپس اسپاستیسیتی ناپدید شد. اسپاستیسیتی هم در دستانش بود. او مدرسه را در بیمارستان عمومی شروع کرد و نمی توانست مداد را به درستی در دست بگیرد. پاهای اسپاستیک، قادر به دنبال کردن و ناتوانی در نگه داشتن آن هستند. بابا نمیتونی مامان رو نگه دارم اما دوباره به طور کامل ناپدید شد.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 42 از 53

فایل ویدئویی ویژه ماهیچه سازی 029 (2).mp4 دقیقه دقیقه 01:32:20
تاما
سپس هالوکس والگوس، که اسپاستیک نیز هست، نمی تواند لگد بزند، نمی تواند دور شود. و من یک مورد خوب دارم، برای شخص آسیب دیده خوب نیست. اما فهمیدنش خوبه
یک زن 28 ساله راست دست به ما می گوید. وقتی او 8 ساله بود، دوست پسر مادرش او را دست زد. از آن زمان او در هر دو انگشت شست پا دچار هالوکس والگوس شده است. هنگامی که او 12 ساله بود، یک بار سعی کرد با مادرش در مورد آن صحبت کند. مادر با عصبانیت نسبت به کودک واکنش نشان داد و این اتهام را رد کرد. وقتی 25 ساله بود، دوباره با مادرش در این مورد صحبت کرد. در همین حین مادر از این دوست جدا شده بود و می گفت بچه چرا هیچ وقت در این مورد صحبت نکردی؟
یک هفته بعد، انگشت پا شریک او فقط یک هفته بعد بود! اسپاستیسیتی از سن 8 سالگی، یک هفته بعد در 25 سالگی اسپاستیسیتی از طرف شریکم برطرف شد. دکتر. هامر فکر می کند که حتما اسپاستیسیتی داشته است که خود به خود برطرف شده است. او آشکارا می‌توانست بقال‌فروش را ببخشد، کسی که دیگر وجود ندارد، اما نه مادرش. بنابراین در سمت چپ انگشت مادر/کودک قرار دارد - انگشت بزرگ هنوز هالوکس والگوس است و اینها اسپلینت ها هستند. درگیری، دست زدن و بی عملی مادر بود و مادر هنوز در زندگی اش باقی است. آنها نمی توانند از آن عبور کنند. ظاهرا
هالوکس والگوس
> عدم توانایی در کنار رفتن
»——————«
هالوکس والگوس به صورت دوطرفه
> دوباره زن 28 ساله / مورد دستیابی دوست پسر مادر • در 8 سالگی. از آن زمان هر دو انگشت شست پا تحت تأثیر قرار گرفته اند.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 43 از 53

فایل ویدئویی ویژه ماهیچه سازی 029 (2).mp4 دقیقه دقیقه 01:34:08
تاما
ماهیچه ها »——————«
نکروز عضلانی »——————«
DHS
> کاهش عزت نفس در رابطه با تحرک.
تعامل بسیار قوی با مرکز قشر حرکتی قشر مغز.
"-----" اصطلاح
> عدم توانایی برای فرار. / دیگر نمی دانم. / ناتوانی در نگه داشتن، توان دفاع از خود.
»—————« فاز فعال
> نکروز (آتروفی عضلانی)
حالا به عضلات مخطط. تحلیل رفتن عضلات، ALS. این همیشه نتیجه یک درگیری حرکتی است - سقوط در عزت نفس در رابطه با تحرک. دست یا پا اطاعت نمی کند. حالا من اجاق گاز همر را در انبار مغز دارم و همیشه به صورت همزمان کار می کند. هیچ تضاد حرکتی، هیچ فلجی بدون کاهش عزت نفس وجود ندارد، همیشه به طور همزمان اجرا می شود.
سوال این است که آیا شما همیشه متوجه آن هستید؟ می بینید که چگونه عضله آتروفی می شود...(با مراجعه به اسلاید تصویر)... عضله حرکت را انجام می دهد. این فرد در حین حرکت دچار درگیری حرکتی شد. اگر می دانستید که راست دست هستید یا چپ، می توانستید تعارض را دقیق تر تعریف کنید.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 44 از 53

فایل ویدئویی ویژه ماهیچه سازی 029 (2).mp4 دقیقه دقیقه 01:35:10
تاما
مرحله بهبودی
> بازسازی عضلات با هیپرتروفی
سندرم »—————«
> تورم شدید به خصوص در سندرم، که اغلب به اشتباه به عنوان سارکوم عضلانی تشخیص داده می شود.
»—————« بحران
> تمرکز (تشنج صرع = مرکز قشر حرکتی) »—————«
حس بیولوژیکی
> عضلات قوی‌تر هستند و برای تلاش‌های بیشتر آماده‌تر هستند
»—————« حالت استراحت
> ضخیم تر می ماند
در طول بهبودی، ماهیچه ها با کمک باکتری ها دوباره پر می شوند.
دکتر می گوید با احتباس آب، هر مرحله بهبودی بدتر می شود. هامر، این همچنین می تواند منجر به سارکوم عضلانی شود. تورم افزایش می یابد، مراحل بهبودی بیشتر طول می کشد و ادم در مغز بزرگتر می شود. احتباس آب هر گونه بهبودی را بدتر می کند.
در طول بحران من یک بحران مدولاری دارم که قابل توجه نیست. استخوان، بافت چربی، سلولیت را هم دارم. بحران چیست؟ سردت هست نقطه. در مورد عضلات هم همینطور. بحران کمپ بازار این است - شما سرد هستید.
اما من تشنج صرع را از مرکز قشر حرکتی دارم. سپس تورم کاهش می یابد، اما عضلات قوی تر از قبل باقی می مانند. نکته که هست. طبیعت درمانی، گروه لوکس. در پایان دوره بهبودی، عملکرد دائمی برای بقیه عمر شما افزایش می یابد. گروه لاکچری.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 45 از 53

فایل ویدئویی ویژه ماهیچه سازی 029 (2).mp4 دقیقه دقیقه 01:36:30
تاما
تشخیص ام اس
> نبوت خودپرداختی / "گله مغز زدایی" در انبار مغز
»—————« تشخیص ام اس
و به این نبوت خودساز. باز هم، چگونه در آن لغزیده اید و چگونه می توانید دوباره بیرون بیایید. فرض کنید من با یک همکار در محل کار درگیری حرکتی دارم - نمی توانم با آن مبارزه کنم و اکنون این گروه عضلانی فلج شده است. تو خونه حلش میکنم بیشتر بحران ها در شب، حوالی صبح رخ می دهند. این گروه عضلانی گرفتگی می کند. شب به پهلوی همسرم لگد می زنم. من گاز نمی گیرم، زنم را لگد می زنم و او مرا سرزنش می کند. چرا به من لگد میزنی؟ بعد دوباره خوبه
سر کار به مسیر برگشته ام و شب ها دچار گرفتگی می شوم. زمانی با خودم فکر می‌کنم که باید یک متخصص پای شما را ببیند و ببیند چه خبر است. و سپس پزشک معمولی بر اساس ضایعات دمیلیناسیون در لایه مدولاری، با وجود اینکه می‌دانست که عضلات توسط مرکز حرکتی قشر مغز عصب دهی می‌شوند، تشخیص ام اس برای من داده شد، او تشخیص داد که من در بصل النخاع ام اس دارم. فوکوس هامر به شکل هدف است، سپس ادم را رسوب می دهد، سپس زخم و داخل و خارج و بیرون و داخل می شود. و او آن را در بصل النخاع می بیند و به من می گوید ام اس - غیر قابل درمان است، خواهید دید که موج می آید. و البته الان بیشتر روی پایم تمرکز کرده ام. گفت به صورت جهشی می آید.
و در مقطعی من استعفا می دهم یا همکارم استعفا می دهد یا به تعطیلات می روم. و به طور کامل از ریل خارج شدم و ادم مغزم را گرفتم و اکنون فلج آشکارا بدتر می شود. او درست می گوید، به صورت ناگهانی می آید. و حالا من آخرین درگیری حرکتی ام را دارم - غیر قابل درمان - شما نمی توانید از بیماری خود فرار کنید، نمی توانید فرار کنید و این مرا به ویلچر می بندد.
بنابراین هر زمان که سعی می کنم آن را حل کنم، بدیهی است که بدتر می شود. و تضاد دوم الان با تشخیص ام اس - لاعلاج، نمیشه... عود داره و نمیتونم ازش در بیام.
مگر اینکه مکانیسم زیر را درک کنم. اگر فلج بدتر شود و دستانم سرد باشند، بسیار خوب، درگیری فعال است. اما اگر فلج بدتر شد و دستانم گرم شد، نشانه شفا است. و بعد، وقتی پا بدتر می شود و دستانم گرم می شوند، خوشحال می شوم زیرا می دانم که الان در حال بهبودی هستم، که درگیری را حل کرده ام. اینگونه است که می توانید از این پیشگویی خودشکوفایی پی ببرید.
یک سوال از چت: آیا سندرم هنگام اضافه شدن احتباس آب صحیح است؟ در هر صورت؟ یا این یک سندرم است حتی اگر چیز دیگری ...
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 46 از 53

پاسخ هلموت: نه، نه. بنابراین، سندرم به خودی خود به معنای چند چیز در یک زمان است. اما وقتی در ژرمنیک در مورد سندرم صحبت می کنیم، همیشه در مورد احتباس آب صحبت می کنیم که برای هر درمانی موثر است. و سپس این بهبود بدتر می شود - به دلیل احتباس آب. (پاسخ نهایی هلموت)
موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 01:40:26
اسکلروز جانبی آمیوتروفیک > ALS
بنابراین، اسکلروز جانبی آمیوتروفیک از دست دادن عضله است. این یک درگیری حرکتی، فلج و در نتیجه فروپاشی عزت نفس و نکروز عضلانی است.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 47 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 01:40:45
عضله دوسر
> دوباره پدر 30 سال / زن بچه ها را می برد
• فلج دردناک عضله دو سر در دو طرف + چسبندگی تاندون به مدت 2 سال
به مدت دو سال، این صنعتگر عضله دوسر وحشیانه دردناکی در سمت راست و چپ داشت و تاندون‌هایی که ماهیچه‌ها از طریق تاندون‌ها به استخوان می‌چسبند، وارد شده بود. و درگیری این بود که همسرش به او اعلام کرد که او را ترک می کند و بچه ها را با خود می برد. و این درگیری او با فقرا بود که نمی توانند شریک زندگی و فرزندان خود را نگه دارند.
اما زن ماند. و اکنون او به یک راه حل جزئی رسید، یک درگیری تا حدی حل شده. - یعنی سیر درگیری - به یک درمان معلق. می دانست که او را ترک خواهد کرد، اما فعلاً ماند. و برای یک سال. و درمان درد دارد، فاز فعال آسیبی ندارد. تاندون ها یک واحد هستند، من می توانم با عضلات و تاندون ها واکنش نشان دهم. و ضخیم تر، ضخیم تر، ضخیم تر می شود. التهاب دائمی، درد دائمی.
سپس پس از یک سال او را ترک کرد. و یک سال دیگر طول کشید تا اینکه با خودش گفت، باشه، دارم شروع جدیدی می کنم. همه چیز را تیک بزنید، به سراغ چیز دیگری بروید، یک خانواده جدید تشکیل دهید. و سپس شفای حلق آویز شدن گذشت، درد گذشت. اما نزدیک به دو سال نتوانست کارش را انجام دهد. ریل ها
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 48 از 53

فایل ویدئویی ویژه ماهیچه سازی 029 (2).mp4 دقیقه دقیقه 01:42:25
تاما
ران
> زن 45 ساله / تصادف رانندگی با جراحت شخصی
• راننده در جاده بارانی لیز خورده، مادربزرگ و دو نوه (پای راست) را به زمین می زند.
این زن در زیر باران شدید در حال رانندگی در سربالایی بود و با تلفن همراه یا چیز دیگری در ماشین حواسش پرت شد. وقتی به خیابان نگاه می کند، یک مادربزرگ با نوه هایش روبروی او ایستاده است. و او ترمز می کند، ماشین می لغزد و هر سه نفر را می زند، بنابراین آنها مجبور شدند به بیمارستان بروند.
و سپس او با پای راست خود دچار درگیری حرکتی شد - نمی توانم ماشین را متوقف کنم. فاز فعال ضرری ندارد. دادگاهی بود، اما او شاهدانی داشت و خیلی آهسته رانندگی می کرد، بنابراین مجازات آنقدرها هم بد نبود. و سپس او برای مدت طولانی ران راست دردناکی داشت، بنابراین روماتیسم عضلانی، این درمان است.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 49 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 01:43:25
پای دردناک
> Re Girl 3 years / Lion's Roar • مثال آموزشی برای حل تعارض
این هم مورد خوبی است، من هنوز باید آن را برای یک کودک بخوانم. مادری می نویسد: مرحله ای در مهدکودک بود که ظاهراً نمی توانست راه برود که من او را بلند کردم زیرا پایش درد می کرد. در ابتدا فکر کردم که او فقط خسته است و به همین دلیل نمی خواهد بدود.
اما اوضاع کاملاً متفاوت بود. در این مدت، زمانی که او شاید سه ساله بود، یک روز یکشنبه با چند خانواده و بچه به جنگل رفتیم. در راه از کنار غاری گذشتیم. یکی از مردها با بچه های بزرگتر شوخی می کرد و می گفت که شیری در غار پنهان شده است. و برای تأکید بر حرف خود، اندکی به داخل غار رفت و مانند شیر با تمام توان غرش کرد.
دختر کوچکم که در آغوش شوهرم بود، وحشت زده به او چسبید. اعتراض من به این گونه بازی ها به دلیل اینکه بچه های بزرگتر از آنها لذت می بردند به باد داده شد. کمی بعد متوجه شدم که دخترم از آن زمان بسیار مضطرب بود، بد می خوابید، زیاد گریه می کرد و درست غذا نمی خورد.
برای من واضح بود که باید به این رویداد متصل شود. بنابراین سعی کردم در مورد آن با کودک صحبت کنم، اما موفقیت ظاهری حاصل نشد. بنابراین فکر کردم با دوستی که غرش شیر را سازماندهی کرده بود صحبت کنم. بنابراین به سمت او رفتم و سعی کردم به او توضیح دهم که این تغییرات فقط از زمان پیاده روی در جنگل رخ داده است و از او التماس کردم که به من یا کودک کمک کند و با بازنمایی موقعیت و اجازه دادن به دخترم به خودش کمک کند، می توان متقاعد شد که شیر نبود که خودش این غرش را به راه انداخته بود.
پرونده پاپا نوئل را از کتاب طلایی برایش کپی کردم و از او خواستم آن را بخواند. اما با مقاومت گسترده ای مواجه شدم. او نه تنها فکر می کرد همه اینها مزخرف است، بلکه فکر می کرد می خواهم او را به خاطر وضعیت دخترم مقصر بدانم. اما برای من اصلاً به خاطر احساس گناه نبود، زیرا اگر شخص دیگری به این ترتیب واکنش نشان دهد، هیچ کس مقصر نیست. هیچ چیز تغییر نکرد.
در همین حین او به مهدکودک رفت و من امیدوار بودم که به تدریج این اتفاق را فراموش کند. اما ظاهراً همه چیز به بن بست رسیده است یا همچنان به مسیر خود باز می گردد. یک روز تمام جراتم را جمع کردم و دوباره درخواستم را به دوستم گفتم. این بار، در کمال تعجب، او آماده بود تا این کار را بلافاصله انجام دهد. ما یک گردهمایی در خانه خود ترتیب دادیم، اتاق را تاریک کردیم و این صحنه را فراگیر کردیم
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 50 از 53

دوباره غرش شیر.
ببین دخترم واقعاً فهمید که شیر کیست. و پس از آن او آشنا را بسیار سرزنش کرد زیرا او او را بسیار ترسانده بود. چند روز بعد، او با آرامش در گهواره اش خوابیده بود که متوجه شدم در حال خیس کردن خود است - بحران صرع.
آن موقع می دانستم که این درگیری بالاخره به پایان رسیده است. داستان خوبی است، اینطور نیست؟ و چگونه می توانید چنین چیزی را باز کنید.
فایل ویدئویی ویژه ماهیچه سازی 029 (2).mp4 دقیقه دقیقه 01:47:07
تاما
پرونده توسط دکتر به من ارائه شد. هامر توضیح می دهد. این افراد ALS معمولاً یک تفکر دایره ای در مورد درگیری خود دارند. بنابراین آنها به این درگیری حرکتی فکر می کنند و این آنها را در مسیر نگه می دارد. این راه آهن متمایز آنهاست.
یعنی مردی در وان دراز کشیده و موبایل زنگ می زند. او بلند می شود و همسرش چیزی در مورد بچه ها به او می گوید. و با یک دست روی گوشی از وان خارج می شود، لیز می خورد و پشت سرش به لبه وان می زند. و این درگیری حرکتی او بود. دکتر می گوید و او اکنون از هر دو طرف فلج داشت. هامر، چون فقط با شریک زندگی اش در مورد بچه ها صحبت می کرد. و تفکر دایره ای او در بیمارستان با آسیب سر بود. چرا من اینقدر احمق بودم و گوشی را زمین نگذاشتم؟ چرا من اینقدر احمقم و همیشه همین افکار را دارم و این او را در مسیر خود نگه می دارد. و نتیجه ALS بود - تحلیل عضلانی.
ALS
> مرد 45 ساله / با پشت سرش روی لبه وان افتاد
• مردی در حین صحبت تلفنی با همسرش در مورد فرزندانش از وان بیرون می آید، لیز می خورد و پشت سرش روی لبه می افتد. او دچار درگیری حرکتی و متعاقباً ALS شد.
دکتر. هامر می گوید که نمی تواند از دور باطل خارج شود زیرا مدام خود را سرزنش می کند. "چرا گوشی را کنار نگذاشتم؟"
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 51 از 53

فایل ویدئویی ویژه ماهیچه سازی 029 (2).mp4 دقیقه دقیقه 01:48:31
تاما
ALS
> دوباره صاحب اسب / ضربه سم در سینه
شوهرش می گوید: • آنچه برای او بد بود این بود که اسبش بود.
و یک مورد مشابه مرد بیوه ماجرا را برایم تعریف کرد. یعنی همسرش - در کودکی اسب می خواست، اما اسبی به دست نیاورد. او سپس یک اسب و دو اسب داشت. حادثه در پادوک رخ داد. بنابراین او یک ضربه سم به سینه خورد. هیچکس متوجه نشد او کاملاً تنها بود و نفس نفس می زد. بالاخره خودش را به دکتر رساند.
شوهرش می گوید آنچه برای او بد بود این بود که اسبش بود. علائم دو ماه بعد با ضعیف شدن بازوی راست و نارسایی هر چه بیشتر صدا شروع شد. در چند ماه او درگذشت. و فکر دایره ای او این بود که اسبش بود که او را لگد زد.
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 52 از 53

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Special 029 Musculature (2).mp4
حداقل 01:49:37
تحلیل رفتن عضلات پاها، بازوها، گردن
> مرد 55 ساله
• گفت: سجاده از زیر من بیرون کشیده شد!
در نهایت، یک مورد دیگر و سپس ما آن را یک روز می نامیم. این در مورد یک رهبر گروه مطالعه است. این بیمار 15 سال است که طب ژرمنیک را می شناسد و چندین سال است که گروه مطالعاتی دارد.
دو سال پیش مجبور شد ورشکستگی کند. گفت فرش از زیر من بیرون کشیده شده است. او 110 کیلو وزن داشت و در عرض یک سال و نیم به 70 کیلو کاهش وزن داد. عضلات پا، عضلات بازو و عضلات گردن. خوشبختانه او یک شرکت دوم از طریق همسرش داشت و از آن زمان در شش ماه گذشته دوباره وزنش افزایش یافته است. الان 82 کیلو وزن دارد. بنابراین وقتی او را با 82 کیلوش دیدم، او را نشناختم. و همانطور که گفتم در بازوها، پاها و گردنش از دست دادن عضله داشت. و هرگز به دکتر نرفت. نه یکبار.
او از درگیری خود خبر داشت. او می‌دانست که من می‌توانم از طریق شرکت دوم همسرم از آنجا خارج شوم، و هرگز یک بار نزد دکتر نرفت. خب، اوه، من فقط یک نفر را می شناسم که اینطور رفتار می کند و آن من هستم. دکتر هم نمیرم اما این واقعیت که او اینطور با آن روبرو شد، منظورم این است که خوب به نظر می رسید. منظورم این است که او در 82 سالگی بهتر از 70 سالگی بود، اما بدون مراجعه به دکتر باحال بود.
اما خوشبختانه به خاطر تشخیص، وقتی سه تا دکتر جلوی شما می ایستند و می گویند و سه ماه دیگر می میری، آنها آنقدر با کلاه بزرگ هستند، جادو دارند، خدایان سفیدپوش. سرنوشت ما این است که شما را باور کنیم. این سرنوشت ماست. وگرنه به هر حال کار نمی کرد. و بیرون آمدن از آن چندان آسان نیست. خیلی مراقب باش. من فکر می کنم افرادی که به سمت طب سنتی می روند واقعا شجاع هستند. دیگه جراتشو ندارم من بیش از حد در مورد آن می دانم.
بنابراین، خانم ها و آقایان، من با مواد در حال حاضر تمام شده است. تا جایی که من در چت می بینم شما هیچ سوالی ندارید. باشه هم خوبه قبلاً کمی زیاده روی کرده ایم. امیدوارم باز هم براتون جالب بوده باشه و زمان گذشته باشه خسته کننده نبوده. مایلم از مشارکت و علاقه شما تشکر کنم و خوشحال می شوم دوباره در اینجا از شما استقبال کنم. و در غیر این صورت، برای شما زمان بدون درگیری تا رسیدن به آنجا آرزو می کنم. خب پس خداحافظ
پنجشنبه، 1 فوریه 2024
صفحه 53 از 53

Schreibe einen Kommentar

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. Erforderliche فلدر سند MIT * مشخص شده