40 | میگرن به گفته دکتر هامر | برنامه های ویژه

این فیلم آموزشی در مورد برنامه های مفید بیولوژیکی مخصوص قوس های آبششی می باشد. وظیفه این SBS ها در فاز فعال دستیابی به افزایش عملکرد از طریق از دست دادن سلول است. علائم فاز فعال، مرحله حل تعارض، بحران و حالت باقیمانده در پایان مرحله بهبود توضیح داده شده است. با استفاده از چندین مطالعه موردی، محتویات مختلف تعارض مرتبط، مانند ترس از جلو، و غیره، قابل درک است.

 

40 | میگرن به گفته دکتر هامر | برنامه های ویژه

مطالب گفتاری: 40 | میگرن به گفته دکتر هامر | برنامه های ویژه

فیلم های آموزشی پیلهار – پیامک شده!
«026 ویژه – میگرن + غیر هوچکین»
موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:00:01
خوش آمدید - مقدمه
موضوع: میگرن + غیر هوچکین
پس خانم ها و آقایان، شب خوبی داشته باشید. من می خواهم به گرمی شما را به گروه مطالعه آنلاین ما در آلمانیک طب توسط دکتر خوش آمد بگویم. پزشکی Ryke Geerd Hamer که متاسفانه در 2 ژوئیه 2017 درگذشت.
اما او چیز بسیار مهمی را برای ما به جا گذاشت، کشف او در پزشکی آلمانی - 5 قانون بیولوژیکی طبیعت. آنها نحوه عملکرد بدن ما را توصیف می کنند و من در تمام زندگی ام درگیر آنها بوده ام. به نظر من دانش مهم تری وجود ندارد.
چه کسی نمی خواهد سالم باشد، چه کسی نمی خواهد فرزندش سالم باشد؟ نسل ها دکتر خواهند بود. تشکر از هامر و یاد او و این نوعی جاودانگی است، همانطور که باخ و موتزارت جاودانه هستند، ما نیز دکتر. هامر یکی از این موارد است.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 1 از 42

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:01:02
گروه هدف من
> آیا… • بیمار • درمانگر نیست
گروه هدف من برای سخنرانی‌هایم بیمار نیستند، زیرا آنچه را که می‌توانم به او بدهم، 1×1 کوچک، او می‌توانست خودش یاد بگیرد. بیمار با تشخیص سرطان در وحشت است، او اساساً غریق است و آموزش شنا به فرد غریق در این مدت کوتاه بسیار دشوار است.
اما گروه هدف من درمانگر نیست، درمانگر باید بتواند خیلی بیشتر از من انجام دهد، او باید بتواند سی تی جمجمه را بخواند، باید سی تی اندام را بخواند، او باید یک پزشک او باید در دانشگاه تحصیل کرده باشد، دکتر. هامر اجازه نداشت درمانگر تربیت کند، حتی اجازه نداشت خودش تمرین کند. و چرا باید شخص دیگری واقعاً مجاز باشد که طب ژرمنیک را انجام دهد، اگر کاشف این اجازه را نداشت؟
گروه هدف من هر کسی است که علاقه دارد، این دانش 5 قانون طبیعت به هر حال بخشی از آموزش عمومی است، به درس زیست شناسی تعلق دارد، هر مادری باید بداند که نورودرماتیت در فرزندش چگونه کار می کند.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 2 از 42

فایل ویدیویی ویژه 026 میگرن+ غیر هوچکین.mp4 دقیقه دقیقه 00:02:22
تاما
موضوع امروز: میگرن – غیر هوچکین »—————«
بررسی مبانی
> طب ژرمنیک درباره چیست؟ • در مورد علل بیماری و بنابراین
• در مورد درمان علّی
موضوع امروز ما، میگرن - غیر هوچکین، ما در گروه قرمز، اپیتلیوم سنگفرشی قشر مغز هستیم، اما طبق معمول - یک بررسی اساسی برای مبتدیان. دانش پایه باید درست باشد، بخشی از آموزش عمومی است.
طب ژرمنیک چیست؟ این در مورد علل بیماری و در نتیجه درمان علّی است. فقط بدن می تواند با از بین بردن علت، خود را درمان کند.
هیچ درمانی برای میگرن وجود ندارد، هیچ درمانی برای دیابت وجود ندارد، اما درمان های خود به خودی وجود دارد - بنابراین مکانیسمی وجود دارد که به ما امکان می دهد سالم باشیم و دقیقاً این مکانیسم است که دکتر. با هامر مواجه شد و شفای خود به خودی هدف اعلام شده طب ژرمنی است. ما به ندرت به داروی اورژانسی نیاز داریم. و علت بیماری هایی که خود به خود ایجاد می شوند، شوک تعارض بیولوژیکی تک علتی است. به شدت دراماتیک - آزارم نمی‌دهد، احساس انزوا کردم - در آن ثانیه نمی‌توانم گریه کنم و روی پای اشتباهی گرفتار شدم - ندیدم که در حال آمدن است.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 3 از 42

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:03:45
DHS
اگر به چهره فردی که در شوک است نگاه کنید، اتفاقات زیادی می افتد. سیستم رویشی ما به ناچار به استرس ثابت تغییر می کند، اندام های ارگوتروپیک عصب دهی می شوند - مغز، قلب، دستگاه گوارش در حالت استراحت هستند. دست‌هایم بلافاصله یخ می‌شوند، نمی‌توانم لقمه‌ای را قورت بدهم، کاملاً بیدار هستم.
روی روانم فوراً فکر اجباری دارم، تمام افکارم حول مسئله می چرخد، مغز به دنبال راه حلی برای مشکل است. بیماران خواب درگیری های خود را می بینند و در سطح مغز من فورا فوکوس هامر را در مغز مشاهده می کنم که می توان از آن عکس گرفت.
و این فوکوس هامر قابل عکاسی در مغز نیز اثبات می کند که سرطان، بیماری های مزمن، آلرژی ها، روان پریشی ها - هیچ ربطی به وراثت، ربطی به عفونت یا رژیم غذایی یا محل خواب ندارند، بلکه این تضاد بیولوژیکی تک علتی است.
و چیزی که من در آن لحظه به آن ارتباط می دهم، محل تمرکز هامر در مغز و در نتیجه بیماری اندام را تعیین می کند. و سیر درگیری با سیر بیماری ارگان یکسان است. فرد، هیچ روان پریشی بدون ارجاع اندام وجود ندارد، اما هیچ بیماری عضوی نیز بدون همبستگی در روان وجود ندارد.
فایل ویدیویی ویژه 026 میگرن+ غیر هوچکین.mp4 دقیقه دقیقه 00:05:22
تاما
براکن
> بافت غده ای / ساقه مغز
• پاروتید • تیروئید • مری • معده • کبد • پانکراس • روده • پروستات
و اگر در لحظه شوک تکه‌ای را با هم تداعی کنم - نمی‌توانم آن تکه را بگیرم، نمی‌توانم آن را قورت بدهم، در معده‌ام است، نمی‌توانم از شر آن خلاص شوم - عصبانیت غیر قابل هضم - من دچار هامر هستم. روی ساقه مغز تمرکز می کنم و من با آن به بافت غده ای واکنش نشان می دهم - با کبد، با روده ها، با معده.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 4 از 42

فایل ویدیویی ویژه 026 میگرن+ غیر هوچکین.mp4 دقیقه دقیقه 00:05:42
تاما
اگر بدشکلی داشته باشم، یکپارچگی من نقض شده است - من تمرکز هامر را در مخچه دارم و با بافت غده مانند، با غشای داخلی، صفاق، پلور، صلبیه واکنش نشان می دهم.
تمامیت
> بافت غده مانند مخچه – (راه راه زرد-نارنجی) • صفاق • جنب • صلبیه
موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:05:57
سقوط عزت نفس
> بافت همبند / مدولا – گروه نارنجی
• استخوان • غدد لنفاوی • غضروف • تاندون • ماهیچه • بافت همبند • بافت چربی
اگر عزت نفسم افت کند، تمرکز هامر در مدولاری است و با بافت همبند - استخوان ها، تاندون ها، غضروف ها، عضله ها واکنش نشان می دهم.
فایل ویدیویی ویژه 026 میگرن+ غیر هوچکین.mp4 دقیقه دقیقه 00:06:06
تاما
اگر من جدایی یا درگیری سرزمینی داشته باشم، تمرکز هامر در قشر مغز است و با اپیتلیوم سنگفرشی - با پوست خارجی، با برونش ها، با دستگاه ادراری یا با از دست دادن عملکرد - با فلج، با دیابت واکنش نشان می دهم.
جدایی، درگیری سرزمینی
> اپیتلیوم سنگفرشی – قشر / گروه قرمز
• پوست خارجی • مجاری شیر • ملتحمه • قرنیه • عدسی
• برونش • حنجره • عروق کرونر • مجاری صفراوی کبدی • زخم معده • مجاری ادراری
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 5 از 42

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:06:21
تاریخچه توسعه
> دریای اولیه (تکه ها) / بافت غده ای - قارچ های ساقه مغز + باکتری های قارچی
و این تداعی که ذهن را دور می زند، حتی اگر قبل از اینکه بتوانید فکر کنید یک شوک داشته باشید، تمرکز هامر قبلا اتفاق افتاده است. ما باید این ارتباط را بر اساس تاریخ توسعه درک کنیم، زیرا حیوانات درست مانند ما انسان ها با هم ارتباط دارند. و البته، مانند کودک کوچک یا نوزاد متولد نشده، جنین در رحم نیز می تواند با درگیری واکنش نشان دهد. اینها مشکلات روانی نیستند بلکه درگیری های بیولوژیکی هستند.
و این زبان طبیعت - تکه‌ها، خودارزش‌مندی، ناپاکی - یک زبان بین جانوری است، از گونه‌های متقابل، صرفاً به این دلیل که ما موجودات روی این سیاره زمین همگی به یکدیگر مرتبط هستیم.
زندگی در اقیانوس ماقبل تاریخ با یک ارگانیسم تک سلولی آغاز شد و گونه ها و جنس ها از آن توسعه یافتند. جد ما موجودی کرم مانند حلقه ای بود، او دهان بدوی داشت، غذا را می خورد و از همان روزنه باید تکه های مدفوع را پس می گرفت. شقایق های دریایی امروزه نیز به این شکل هستند.
بافت گروه زرد بود - بافت غده ای، مغز ساقه مغز بود و پتانسیل تضاد در حال خوردن و تولید مثل بود، این تمام چیزی است که موجود از زندگی می خواست. و ما همه چیز را از این اجداد به ارث برده ایم: مغز او، اندام های او و همچنین احتمال درگیری. چیزی که ما فقط باید یاد بگیریم که بفهمیم این است که طبیعت همراه است. آنچه لقمه واقعی غذا برای حیوان است، به طور مجازی لقمه غذای ما انسانها است - مثلاً ارث یا همسایه زیبایی که من می خواهم آن را ببلعم. ما حتی می‌گوییم، تعابیر زیادی داریم که وقتی می‌گویم «در شکمم است» به سر می‌خورد.
و این برنامه ها که اکنون در فاز فعال هستند - یعنی کبد، لوزالمعده، روده، معده، تیروئید - باعث تکثیر سلول ها در فاز فعال و در نتیجه افزایش عملکرد می شوند. مخاط بیشتر به طوری که تکه راحت تر به داخل و خارج می لغزد، شیره گوارشی بیشتری دارد تا این تکه گیر کرده همچنان قابل هضم باشد. این به این معنی است که مادر طبیعت درمان را برای ما برنامه ریزی کرده است - تعارض تکه ای. این بدان معنی است که سرطان روده بزرگ، هدف، هدف بیولوژیکی، هضم تکه گیر کرده است.
چیزی که ما فقط باید یاد بگیریم که بفهمیم این است که این می تواند استخوان واقعی باشد، اما همچنین می تواند عصبانیت غیر قابل هضم با همسایه باشد.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 6 از 42

که آنجاست و شب های بی خوابی به من می دهد. ما باید یاد بگیریم که آن را بفهمیم، سپس زبان طبیعت را بفهمیم و بیولوژیک فکر کنیم. و این علامت به من کمک می کند تا علت را حل کنم.
و زمانی که این تکه هضم شد، علت برطرف می شود، تقسیم سلولی متوقف می شود و اکنون وارد مرحله بهبودی، مرحله بهبودی می شوم. تا کنون از ذخایر انرژی خود استفاده کرده ام، به سختی غذا خورده ام، به سختی خوابیده ام، تومور بزرگتر و بزرگتر شده است و اکنون مشکل حل شده است، عصبانیت حل شده است، اکنون تومور متوقف می شود - تقسیم سلولی ، اکنون وارد فاز بهبودی واگوتون می شوم، اکنون می خوابیم و می خوریم تا کمبود انرژی فاز فعال را جبران کنیم. تا زمانی که در درگیری فعال بودم، در مرحله بهبودی خواهم بود.
و اکنون مغز من جراح‌ها، میکروب‌ها را روشن می‌کند - در این مورد قارچ‌ها و باکتری‌های قارچی، آنها به شیوه‌ای وابسته به لپه، یعنی وابسته به بافت، کار می‌کنند و این تومور را که دیگر مورد نیاز نیست، در حالت سلی از بین می‌برند. ، حالت نکروز کننده
شما می توانید آن را مانند سیبی تصور کنید که می پوسد و از بین می رود و در پایان بهبودی علامت آن از بین می رود و من هم از نظر طب رایج سالم هستم، پزشک معمولی دیگر چیزی برای تشخیص ندارد و آن به اصطلاح خود به خود است. التیام‌بخش. جایی که پزشک متعارف تجلیل می شود و به معجزه گرایش دارد. دکتر. هامر می تواند این معجزات را توضیح دهد و همانطور که گفتم، این هدف اعلام شده پزشکی ژرمنی است.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 7 از 42

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:11:04
تاریخچه توسعه
> زمین (یکپارچگی) - مخچه / گروه راه راه زرد-نارنجی از بافت غده مانند • باکتری های قارچی
سپس در تاریخ توسعه خود، حیوان دریا را ترک کرد، زمین را فتح کرد، به اندام های اضافی، غشای داخلی برای محافظت از خود در برابر سنگ های تیز، یک مغز اضافی - مخچه و این در مورد حمله / تخریب است و این برنامه ها نیز کار می کنند. تکثیر سلولی فاز فعال - یک تومور در حال رشد مسطح برای ساختن دیواره ضخیم‌تر به سمت بیرون برای محافظت از خودم، نکته این است.
توجه کنید در مورد درم به این علامت ملانوم گفته می شود و می بینید که بیمار با تشخیص ملانوما فقط در وحشت است و باید کمتر از علامت بترسد و بیشتر از علت که برطرف نمی شود بترسد. زیرا اگر او فقط اجازه دهد که علامت از بین برود، همانطور که در طب رایج انجام می شود، و علت را حل نکند، آنگاه علامت عود خواهد کرد.
در طب ژرمنیک ما در درجه اول بر روی علت تمرکز می کنیم، اگر او بتواند این تعارض بد شکلی را حل کند، تقسیم سلولی متوقف می شود و در حین بهبود ملانوم به یک مورد سلی تبدیل می شود و در پایان بهبودی، حتی در طب معمولی، علامت از بین می رود.
و این همان جایی است که اولین رفتار اجتماعی برنامه ریزی شد، غدد پستانی و از این پس دستی بسیار مهم است. و اگر شریک زندگی من تصادف کرد یا کودک تصادف کرد، آنگاه - برای اولین بار در تاریخ رشد من - یک برنامه اجتماعی شروع به تولید بیشتر شیر مادر از طریق تقسیم سلولی غدد پستانی می کند تا بتواند شیر مادر را بدهد. کودک و شریک زندگی شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند. اگر خوب شود وزن از ذهنم می افتد و در مرحله بهبودی گره به صورت سلی از بین می رود و در پایان بهبودی گره از بین می رود.
و این یک درمان واقعی است، هیچ عارضه ای ندارد، تقریباً هیچ هزینه ای ندارد، در حالی که در طب رایج شما سینه یک زن را می برید، او را مسموم می کنید، به او تابش می دهید، هزینه زیادی می کنید و 95 درصد آنها بعد از 5 سال در قبرستان هستند. اگر با لاستیک پنچر به داخل کارگاه می‌روید و وقتی هنوز سالم هستید، مکانیک چرخ شما را قطع می‌کند، ماشین سه چرخ را به شما پس می‌دهد و می‌گوید دیگر هرگز تکرار نمی‌شود، ماشین خوب شده است، از او بپرسید یک پرنده دارد و این را هم باید از انکولوژیست بپرسید.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 8 از 42

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:13:35
تاریخچه توسعه
> سیستم اسکلتی عضلانی (عزت نفس) ذخیره سازی مدولاری - گروه نارنجی بافت همبند > باکتری ها
سپس حیوان کوچک به یک سیستم اسکلتی عضلانی، استخوان ها، تاندون ها، غضروف ها، یک مغز اضافی نیاز دارد - مدولا و این در مورد جایگاه خود ارزشمندی است.
فردی که عزت نفس سالمی دارد راست راه می رود، شخصی که عزت نفسش فرو می ریزد مشکلات سیستم اسکلتی عضلانی، اسکولیوز، بچترو، آرتروز، کمری دارد. و مراقب باشید الان در مغز هستیم و در فاز فعال این برنامه ها باعث تکثیر سلولی نمی شود بلکه باعث از بین رفتن سلول می شود در بافت همبند به این نکروز می گویند که سوراخ هایی در بافت مشابه سوراخ های پنیر امانتال است.
و اگر نتوانم افت عزت نفس را حل کنم، در یک مقطع زمانی استخوان می شکند، در یک نقطه تاندون پاره می شود و در طبیعت طعمه می شوم. بنابراین در اینجا طبیعت فوراً کمک نمی کند، ابتدا باید افت عزت نفس را حل کنم، جراحان مرتبط باکتری نامیده می شوند، استخوان وقتی متورم می شود دوباره پر می شود، در پایان بهبودی تورم کاهش می یابد. اما در طول زندگی متراکم تر و ضخیم تر می ماند، مانند استخوان شکسته. در پایان بهبودی، محل شکستگی متراکم‌تر/ضخیم‌تر از قبل است، بنابراین دیگر نمی‌تواند به این راحتی اتفاق بیفتد. بنابراین در اینجا معنای بیولوژیکی نهفته است - درمان طبیعت، قانون پنجم طبیعت - فقط در پایان درمان، اما در طول زندگی، افزایش دائمی در عملکرد باقی می ماند.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 9 از 42

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:14:58
تاریخچه توسعه
> تعامل اجتماعی (جدایی، قلمرو) + نارسایی عملکردی اپیتلیوم سنگفرشی / ویروس ها؟ > قشر - گروه قرمز
پیچیده ترین مغز جوان ترین مغز ما است، قشر مغز، که اکنون اپیتلیوم سنگفرشی، نارسایی های عملکردی را کنترل می کند و در اینجا ما دو موضوع بزرگ داریم، جدایی و قلمرو.
درگیری جدایی پوست خارجی را تحت تاثیر قرار می دهد - نورودرماتیت، پسوریازیس، مجاری شیر - ورم پستان، پریوستوم - روماتیسم، چشم - ملتحمه، قرنیه - عدسی، جدایی بینایی و جدایی در طبیعت فاجعه است. اگر ارتباط کودک با مادر قطع شود، در طبیعت این مرگ حتمی برای جوان است. «مادر عزیز، دیگر فرزندت را نخواهی دید، فراموشش کن» و مادر فرزندش را فراموش می کند. آلزایمر درگیری‌های جدایی زیاد یا شدید است، یا مبتلایان به نورودرماتیت حافظه کوتاه‌مدت مشکل دارند و اگر برخلاف انتظار، کودک همچنان راه بازگشت به مادر را پیدا کند، مادر دیگر بچه‌اش را نمی‌پذیرد، فراموش کرده است. آی تی.
و ما جدایی را در جایی که بیشترین تماس وجود داشت مرتبط می‌کنیم، در آنجا پوست سلول‌ها را از دست می‌دهد، در اپیتلیوم سنگفرشی به این زخم یا زخم می‌گویند، پوست زبر می‌شود، پوسته پوسته می‌شود. شما می توانید این را مانند یک ناحیه چسبانده شده تصور کنید که باز شده است - این معنی کمتر است، بیشتر معنی فلج است، فلج حسی، یعنی جایی که مادر بیشتر کودک را در آغوش می گیرد، آن ناحیه بی حس است. او در آنجا چیزی احساس نمی کند و در ارتباط با حافظه کوتاه مدت خود، مرحله فعال به او کمک می کند فرزندش را فراموش کند و تعارض را حل کند.
پس کاری که ما با جدا کردن بچه ها از مادر انجام می دهیم، جنایت علیه مادر، علیه فرزند است. دیوانه است، واقعا! و در التیام همه چیز با تورم و التهاب ترمیم می شود و بعد اگزما، تاول تب، عود نورودرماتیت را داریم و در پایان بهبودی علامت از بین می رود.
و دومین موضوع بزرگ - قلمرو، در مورد تحقق دو نکته مهم یعنی سلسله مراتب و بازتولید است.
گرگ به عنوان یک فرد منفرد نمی تواند زنده بماند، باید خود را در یک گله سازماندهی کند، سپس آنها می توانند شکار کنند و با موفقیت وجود داشته باشند. و برای اینکه این دسته کار کند، به ساختاری نیاز دارد - گرگ آلفا، گرگ دوم، درست همانطور که شرکت به یک رئیس و تعداد زیادی کارمند نیاز دارد.
و طبیعت این را از طریق درگیری ها می سازد - جنگ چمن کلاسیک، قوی تر، ضعیف تر را شکست می دهد. ضعیفتر قلمرو خود را از دست داده است، او
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 10 از 42

اکنون گله هامر در قلمرو است و در این درگیری‌های قلمرو ما تثبیت را داریم. او اکنون به شکل همجنس‌گرایانه روی آلفا تثبیت شده است، او را دوست دارد - همجنس‌گرا، او به دنبال او می‌رود، چیزی که آلفا می‌گوید در دعا آمین است. و هنگامی که آلفا می گوید: "ما گوزن را می گیریم"، گرگ دوم می گوید: "بله، رئیس" و بنابراین آنها می توانند با موفقیت شکار کنند و وجود داشته باشند.
و هنگامی که ماده تخمک گذاری می کند، آلفا در دسترس است. گرگ دوم روی آلفا تثبیت شده است، میل جنسی او در زیرزمین است، او اصلاً تمایلی به آن ندارد و بنابراین ماده همیشه بهترین را برای فرزندان خود دارد، آلفا. و در این برنامه‌های ناحیه ویژه - برونش‌ها، شریان‌های کرونری، مجاری صفراوی کبدی، مجاری ادراری - این اندام‌های توخالی همیشه با اپیتلیوم سنگفرشی پوشانده شده‌اند و زخم می‌زنند، درست مانند پوست بیرونی. در نتیجه، لومن بزرگ‌تر می‌شود، سطح مقطع بزرگ‌تر می‌شود، هوای بیشتری به ریه‌ها وارد می‌کنم، خون بیشتری به عضله قلب می‌رسانم، و می‌توانم قلمروم را با ادرار بیشتر مشخص کنم. این نکته است - یعنی افزایش عملکرد از طریق از دست دادن سلول. و در شفا این تحت تورم / التهاب ترمیم می شود. سیستیت، برونشیت و در پایان بهبودی علامت از بین می رود.
و سپس یک گروه سوم وجود دارد که نه سلول به علاوه و نه سلول منهای بلکه از دست دادن عملکردی در فاز فعال دارند و در اینجا فقدان عملکردی نقطه اصلی است. به عنوان مثال، دیابت - درگیری مقاومت، من در برابر رئیس مقاومت می کنم، اکنون انسولین تولید نمی شود، بنابراین قند افزایش می یابد، من قند بیشتری در خون دارم، انرژی بیشتری دارم، می توانم با موفقیت بیشتری مقاومت کنم و در طول بهبود قند خون عادی می شود.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 11 از 42

فایل ویدیویی ویژه 026 میگرن+ غیر هوچکین.mp4 دقیقه دقیقه 00:19:22
تاما
تاریخچه توسعه
> اندام های مرتبط با لپه دارای...
• درگیری های مربوط به لپه
• رفتار مربوط به لپه
• لپه مربوط به حس بیولوژیکی خود • میکروب های مربوط به لپه
• بحران های مربوط به لپه
• لپه مربوط به دست بودن آنهاست
و اگر از منظر توسعه نگاه کنید، موضوع منسجم می شود. اندام‌های مربوط به لپه دارای تعارض‌ها، رله‌های مغزی، رفتار، میکروب‌ها، بحران‌ها، معنای بیولوژیکی‌شان هستند. لازم نیست همه چیز را به خاطر بسپارم، وقتی آنها را پیدا کردم چند موضوع رایج در طب ژرمنی وجود دارد - اگر بافت را بشناسم، قبلاً چیزهای زیادی می دانم.
اگر این یک بافت غده ای است، پس درگیری تکه ای است، اگر یک بافت همبند است، آیا این یک فروپاشی در عزت نفس است و من حتی از بافت می دانم که آیا این بافت رشد سلولی ایجاد می کند یا در حال حاضر در حال تجزیه است - چه درگیری فعال یا حل شده است. وقتی نوبت به دست بودن می رسد، می دانم که به شریک زندگی یا مادر/کودک مربوط می شود.
من می دانم که علائم از چه زمانی شروع شد، آن زمان است که باید نگاه کنم. بنابراین شما سرنخ های زیادی برای راهنمایی بیمار به درگیری خود دارید. و وقتی درگیری را کشف می‌کنید، یعنی با بیمار، چیزهای زیادی به ذهن می‌رسد، از جمله اینکه چه چیزی پوشیده‌اند، چه می‌گویند، کجا ایستاده‌اند، چه بویی دارند.
این در مغز ما ذخیره می شود، این لحظه ذخیره می شود. ما اغلب چیزها را سرکوب می کنیم و این فقط هنر پرسیدن سؤالات درست است. درمانگر باید بتواند این کار را انجام دهد، یا در حال حاضر باید یاد بگیرید خودتان آن را درک کنید. بله، هیچ کس بهتر از شما سطح اندام، روان شما را نمی داند، و همه شما ده ها مورد از این برنامه ها را اجرا کرده اید، اما تا به حال متوجه آن نشده اید.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 12 از 42

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:20:58
1. قانون بیولوژیکی طبیعت
> علت را شرح می دهد. / "به طور کلی پذیرفته شده تلقی می شود"
و دکتر هامر موفق شد کل دارو را با 5 قانون طبیعت توصیف کند. قانون اول علت را توضیح می دهد: هر برنامه ویژه با یک لحظه شوک شروع می شود و با شوک سیستم رویشی ما بلافاصله به استرس دائمی تغییر می کند.
ما فورا تمام نیروهای خود را برای حل مشکل بسیج خواهیم کرد. ما تا زمانی که وزن از ذهنمان خارج نشود تسلیم نخواهیم شد. ما دیگر به چیزهای بی اهمیتی مانند خوردن و خوابیدن اهمیت نمی دهیم. حالا درباره بچه مریض است، حالا درباره خیانت همسرم است، حالا به شغلی که از دست داده ام، حالا استرس دارم.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 13 از 42

فایل ویدیویی ویژه 026 میگرن+ غیر هوچکین.mp4 دقیقه دقیقه 00:21:35
تاما
3. قانون بیولوژیکی طبیعت
• SBSe با کنترل Altbrain سلول+ را می سازد
• SBSe کنترل شده توسط Neubrain باعث نارسایی سلولی یا عملکردی می شود > تقریباً "به طور کلی شناخته شده" در نظر گرفته می شود.
و چیزی که من در آن لحظه به آن مرتبط می‌شوم، مکان در مغز و در نتیجه بیماری ارگان را تعیین می‌کند. اگر من درگیری تکه ای داشته باشم، بافت غده من سلول ها را تکثیر می کند، صرف نظر از اینکه روده، کبد، ریه یا تیروئید باشد.
اگر تغییر شکل داشته باشم، فوکوس هامر در مخچه دارم و با افزایش سلول‌های ناحیه غدد مانند - صفاق، پلور، پریکارد، درم واکنش نشان می‌دهم. اگر عزت نفسم کاهش پیدا کند، تمرکز هامر در مدولاری و سوراخ‌های استخوان بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شوند، در تاندون، در غضروف، در عضلات - از دست دادن عضله. اگر من درگیری جدایی/سرزمینی داشته باشم، تمرکز هامر در قشر مغز است و اپیتلیوم سنگفرشی ناپدید می شود.
یا تا زمانی که مشکل حل نشود، یک نقص عملکردی دارم. و اگر فقط علامت را قطع کنم و علت را حل نکنم - اولاً، علامت معمولاً عود می کند، ثانیاً، بیمار با این درمان جنون آمیز بار اضافی می گیرد - منظورم این است که من افراد سالم را می کشم، یعنی با گاز سمی من افراد سالم را می کشم ... (این چند کلمه متوالی به صورت صوتی درک نشد) ... بنابراین شیمی درمانی از گاز سمی می آید. و ثانیاً بیمار وارد مرحله بهبودی نمی شود، درگیری فعال باقی می ماند و او استرس دارد.
موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:23:00
5. قانون بیولوژیکی طبیعت
> درمان را روی سر خود می چرخاند
و طبیعت درمانی معمولاً در مرحله فعال از طریق تقویت عملکردی یا از دست دادن عملکرد است، به خصوص در گروه لوکس معنی در پایان بهبودی است، اما برای یک عمر، استخوان قوی تر می ماند، تاندون قوی تر می ماند.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 14 از 42

فایل ویدیویی ویژه 026 میگرن+ غیر هوچکین.mp4 دقیقه دقیقه 00:23:17
تاما
2. قانون بیولوژیکی طبیعت
• راه حل را شرح می دهد > "در نظر گرفته شده "به طور کلی پذیرفته شده".
»——————«
2. قانون بیولوژیکی طبیعت
> بحران ها: تو اینجا میمیری!!!
و تنها زمانی که تعارض حل شود، سرطان متوقف می شود و عملکرد برمی گردد. پس قانون اول علت را شرح می دهد، قانون دوم راه حل را شرح می دهد و اینها مهمترین آنها هستند!
این چیزی است که دکتر هامر در ابتدای دهه 1980 کشف شد و به همین دلیل مجوز طبابت او پس گرفته شد و اکنون گنجشک ها از پشت بام ها سوت می زنند که دو قانون اول طبیعت درست است و با این حال دکتر. هامر را تمرین نکنید.
این مربوط به شخص دکتر نیست. هامر، این در مورد شماست! این به ما مربوط است، ما نمی توانیم آن را داشته باشیم. اما وقتی آن را درک کردی، نمی‌توانی آن را از خودت بگیری. همانطور که گفتم، دوره، درگیری با مادرشوهر، 1:1 با سرطان روده بزرگ یا تومور معده او انجام می شود و اگر درگیری را با مادرشوهر حل کنید، سرطان متوقف می شود، اما نه قبل از آن. .
بنابراین و در حال حاضر در طول درمان همه چیز شکسته و به صورت سلی پر می شود و ادم در مغز ایجاد می شود. تمرکز هامر قبلا به شکل هدف بود، اما اکنون ادم رسوب کرده است. تورم بیشتر و بیشتر می شود، درد بیشتر و بیشتر می شود، حالم بدتر می شود - بدتر.
و برای جلوگیری از افتادن بیمار به واگوتونیا، طبیعت در بحران ها ساخته شده و با شتاب بیمار را به سمت سلامتی سوق می دهد.
هر برنامه ای بحران های خود را دارد، آنها همیشه بحران های مغزی هستند - بحران ساقه مغز، مخچه، بحران مدولا - آنها چندان قابل توجه نیستند. قابل توجه ترین موارد مربوط به قشر مغز است، در آنجا میگرن داریم، آنجا که امروز هستیم - صرع داریم، تشنج غیبت داریم، حمله قلبی داریم.
و نقطه بحرانی همیشه بعد از بحران است، یعنی مرگ - حمله قلبی
بله - همه آنها آن را تجربه می کنند، سوال این است که آیا آنها به نقطه اصلی می رسند یا نه، شما همانجا می میرید ... (به فلش روی سرسره اشاره می کند) ... و پزشکان قبلی در آن نقطه گفتند: "حالا او تمام شده است. کوه، اکنون ما در حال برداشتن گام های بزرگ به سمت سلامتی هستیم!»
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 15 از 42

فایل ویدیویی ویژه 026 میگرن+ غیر هوچکین.mp4 دقیقه دقیقه 00:25:21
تاما
و با حل تعارض، مغز ما میکروب ها را روشن می کند، جراحان و قارچ ها/باکتری های قارچی سرطان روده بزرگ، سرطان سینه سلی را حذف می کنند، باکتری ها سوراخ های استخوان و تاندون را دوباره پر می کنند و اپیتلیوم سنگفرشی حتی ترمیم می شود. با تورم اما بدون میکروب یا ویروس وجود ندارد.
این یک فرضیه توسط پاستور بود، اما تا به امروز هیچ عکسبرداری از ویروس HIV، فلج اطفال، هپاتیت، سرخک وجود ندارد.
4. قانون بیولوژیکی طبیعت
• تومورهای کنترل شده توسط مغز قدیمی از طریق سل پاک می شوند • نکروزها و زخم های کنترل شده توسط مغز جدید پر می شوند.
> ویروس ها؟ > باکتری > باکتری قارچ > قارچ + باکتری
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 16 از 42

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:25:52
ریل
> هر چیزی که مزمن است روی RAILS اجرا می شود (آلرژی)
• آهنگ اصلی • بو • طعم • موقعیت • شخص • صدا • …
و هر چیزی که مزمن است روی ریل حرکت می کند. آتل آلرژی و در اصل یک سیستم هشدار اولیه است. بنابراین در لحظه درگیری، مغز ما مانند دوربین عکاسی می کند، بنابراین فوکوس هامر ایجاد می شود و هر چیزی را که مربوط به درگیری است ذخیره می کند.
و وقتی مشکلی دارم، تمرکز هامر در ساقه مغزم است، با روده‌هایم واکنش نشان می‌دهم و وقتی با همسایه‌ام مشکلی دارم، همسایه آن را به خاطر می‌آورد. اگر با مادرشوهرم مشکل داشته باشم، مادرشوهرم هم نجات پیدا می کند. و الان به همسایه ها، به مادرشوهر، به شیر، به گرده گل، به رانندگی، به رئیسم، به همسرم حساسیت دارم.
و در مسیر قرار گرفتن یعنی شنیدن مادرشوهرم کافی است، خواب دیدن او کافی است و واکنش آلرژیک دارم و عود می کنم. این چیزی نیست جز یک سیستم هشدار اولیه، یک صدای اکو، مانند "بیپ بیپ بیپ، توجه آن زمان کاملاً یکسان بود" و بنگ و برنامه ویژه دوباره شروع می شود، که قرار است به من کمک کند مشکل را حل کنم، با عصبانیت مادرشوهرم شد مشکل این علامت نیست، مشکل مادرشوهر است، به شما می گویم، بیشتر مادرشوهرها هستند. مطمئناً، این یک تصویر دشمن کلاسیک است، بله مادرشوهر.
بنابراین و با برنامه های قدیمی مغز - یعنی عود - دیگر نیازی به رعایت 3 معیار نیست، بسیار حاد، منزوی، روی پای اشتباه - کافی است در مورد مادرشوهر خود رویاپردازی کنید - یک کابوس. و برنامه‌های قدیمی مغز دوباره سلول پلاس را می‌سازند، برنامه‌های مغزی سلول‌های منهای یا عملکردی را از دست می‌دهند، تا زمانی که کابوس تمام شود و من دوباره بهبود پیدا کنم. در حال حاضر سل دوباره شکسته شده، پر از تورم شده است، دوباره دچار بحران شده ام و در پایان بهبودی دوباره سالم هستم. تا اینکه دوباره خواب مادرشوهرم را می بینم و بعد مزمن می شود، فارغ از اینکه روده باشد یا پوست، استخوان یا برونش.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 17 از 42

فایل ویدیویی ویژه 026 میگرن+ غیر هوچکین.mp4 دقیقه دقیقه 00:28:00
تاما
در سیر مزمن، ما همیشه باید راه مناسب برای درگیری، به شوک را پیدا کنیم. و یک درگیری زمانی حل می شود که دیگر نمی تواند اتفاق بیفتد یا زمانی که بتوانم به آن بخندم. بله، اگر صاعقه به مادرشوهرم بخورد، دیگر تکرار نمی شود، آن وقت خوب می شوم.
یا اگر بخواهم با او آشتی کنم، تصورش سخت است، اما این وجود دارد، بنابراین می‌توانیم به خشم آن زمان بخندیم - حالا ما دوستان خوبی شده‌ایم، پس موضوع تمام شده است.
بنابراین می بینید که معمولا چندین راه حل ممکن برای یک مشکل وجود دارد. و این یک دوره یک دوره ای خواهد بود، اما تا زمانی که من نمی توانم در مورد آن بخندم، این سیستم هشدار اولیه کار می کند - ریل و اکنون فقط به این بستگی دارد که چند بار مادرشوهرم را ببینم. ماهی یک بار یک ساعت یا روزی یک ساعت می بینمش یا مادرشوهرم خانه من است. و بنابراین ما ده ها نام مختلف برای یک چیز داریم. این درگیری با مادرشوهر است، این روده است، در فاز فعال یبوست دارم، در مرحله بهبودی اسهال دارم. اگر این یک بار اتفاق بیفتد - شایان ذکر نیست، آیا یک بار در ماه و به مدت یک ساعت اتفاق می افتد که من اسهال داشته باشم - سوال این است که آیا من حتی متوجه آن شدم - یا آیا اسهال دائمی دارم یا آیا سرطان روده بزرگ دارم - فعال بودن حلق آویز کردن سرطان روده بزرگ است. . این همیشه روده است، همیشه عصبانیت است، تمرکز هامر در ساقه مغز است.
فرق زیادی با رئیس دارم یا با شریکم یا با مادرشوهرم یا با همسایه ام، این یک تفاوت بزرگ است. و تفاوت زیادی ایجاد می کند که آیا آن شخص در خانه من زندگی می کند یا اینکه ماهی یک بار او را می بینم. و بنابراین شما می توانید یک pschyrembel کامل را با سرطان روده بزرگ یا دیورتیکول یا بیماری کرون، کولیت یا هر آنچه که علائم نامیده می شود پر کنید. شما می توانید pschyrembel را به جدول تشخیصی کاهش دهید. شما باید اصول را درک کرده باشید، ما می توانیم سطح اندام را به زبان آلمانی توضیح دهیم.
دوره های درگیری
• پیشرفت تعارض تک حلقه ای • پیشرفت تعارض چند حلقه ای • درمان معلق
• آویزان فعال
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 18 از 42

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:30:19
دست غالب
• چپ دست: سمت مادر/کودک = سمت راست / طرف شریک = چپ
• راست دست: طرف شریک = سمت راست / طرف مادر / کودک = چپ
بنابراین دستی به سرعت. شخص راست دست راست خود را به دست چپ می زند، فرد چپ دست چپ خود را به دست راست می زند، دست متحرک دست شریک زندگی او است.
بنابراین من آن را برای شخص راست دست توضیح می دهم:
برای افراد راست دست، سمت مادر/کودک در سمت چپ قرار دارد. در اینجا او به خاطر یا در مورد مادر بیولوژیکی خود، از سر تا پا - فردی از نسل بزرگتر، یا به خاطر یا در مورد فرزند بیولوژیکی خود - یک فرد از نسل جوان دچار درگیری می شود.
برای شخص راست دست، طرف شریک در سمت راست است؛ اینجا جایی است که او به دلیل یا در مورد شریک زندگی خود دچار درگیری می شود. شرکا همه افرادی هستند که با آنها سروکار داریم. معمولاً از همان نسل، این می تواند شریک زندگی، خواهر و برادر، دوستان، همکاران کاری، حریف - رقیب باشد. اما پدر هم شریک است، پدر و مادر شوهر، پدربزرگ، مادربزرگ - شریک هستند. و افرادی که با آنها سر و کار داریم.
شما هیچ درگیری بیولوژیکی با مرکل ندارید، مشکل روانی دارید اما درگیری بیولوژیکی ندارید، زیرا با مرکل کاری ندارید. پس به خاطر مرکل مریض نیستی. بله، شما را آزار می دهد و تعجب می کنید که آیا هنوز کاملاً بسته است یا چیزی دیگر، اما درگیری بیولوژیکی ندارید، هیچ علامت عضوی ندارید.
و البته خطرناک ترین محیط خانواده خودتان، حلقه دوستانتان، محل کارتان است. شما همچنین هیچ تضاد بیولوژیکی با پاپ ندارید.
و برای چپ دست ها دقیقا برعکس است!
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 19 از 42

فایل ویدیویی ویژه 026 میگرن+ غیر هوچکین.mp4 دقیقه دقیقه 00:31:49
تاما
خوب، میگرن. اینجاست که همه چیز کمی پیچیده می شود: چگونه می توانم این را به بهترین شکل توضیح دهم؟
ما از دریا آمده‌ایم و جد ما آبشش داشته و خون روی مجرای آبشش جریان دارد و از خون فقیر به اکسیژن تبدیل می‌شود. و این مجرای آبشش با اپیتلیوم سنگفرشی پوشانده شده بود و درگیری را ترس فرونتال می نامند. خطری که از جلو بر سرم فرو می ریزد و اکنون اپیتلیوم سنگفرشی مثل همیشه زخم می زند - برونش ها، عروق کرونر، مجاری صفراوی کبد زخم می زند، مجرای صفراوی بزرگتر می شود تا خون بیشتر و اکسیژن بیشتری منتقل شود. این به این معنی است که در فاز فعال به دلیل از دست دادن سلول، عملکرد افزایش می یابد.
و در روند بهبودی همه چیز با تورم ترمیم می شود و سپس کیست مجرای شاخه ای - Non Hodgkin را دارم. ترس پیشانی - خطری که از جلو به سراغم می آید، چه می دانم، کپور و پیک و حالا کپور ترس پیشانی دارد - بله پیک! و حالا او می تواند واکنش بهتری به کپور نشان دهد. و هنگامی که ریه ها آمدند - آبشش ها ناپدید شدند، این مجاری آبشش به عروق کرونر، شریان ها، قلب های کرونری، وریدها تبدیل شدند - زیرا آنها به طور قابل توجهی با رگ های پا یا رگ های خونی روی بازو متفاوت هستند، زیرا آنها با اپیتلیوم سنگفرشی پوشیده شده اند. این چیزی است که رگ ها به پاها و بازوها متصل می شوند زیرا آنها از نوادگان مجرای آبشش هستند.
و همچنین قوس آئورت، کاروتیدهای خارجی و داخلی، یعنی در مغز. در فاز فعال زخم می‌کند، سپس یک برآمدگی روی قوس آئورت دارید، آنوریسم، آنوریسم که در مغز هم دارید، اینها آنوریسم هستند، درگیری فعال هستند و قسمت‌هایی از آنها بسته شده است.
و شبیه تسبیح است اما دیگر هیچ کارکردی ندارد. بنابراین مانند یک ریسمان با گره است که در امتداد گلو تا دیافراگم می رود، اما دیگر هیچ کارکردی ندارد و این نیز بازمانده ای از تاریخ توسعه است.
بسیاری از مردم با تاریخچه توسعه مشکل بزرگی دارند، بسیاری فکر می کنند، همانطور که در آمریکا به طور رسمی آموزش داده می شود، خداوند خوب، جاوه انگشتان خود را 5000 سال پیش شکست و ترمیناتور برهنه زنده شد، آنها تقریباً اینگونه تصور می کنند. و نه، آنها به حیوان مربوط نیستند.
بنابراین من با این ایده اصلاً مشکلی ندارم و اینکه چرا خداوند خوب چیزی را بسازد که هیچ کارکردی ندارد. یا همینطور
میگرن »——————«
طرح مخاط حلق
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 20 از 42

بریدن پوست ختنه گاه، یعنی خدا را بالاتر از همه چیز قرار دادی، اما فکر می کنی او یک مقدار اشتباه کرده است، باید آن را جدا کنی، این یک اشتباه کوچک از طرف او بود.
بنابراین مزخرف، مزخرف مطلق و این صرفاً گواه این است که ما سابقه توسعه داریم. این تنها یکی از شواهد متعددی است که نشان می‌دهد میلیون‌ها سال تکامل را پشت سر خود داریم. مردم فکر می کردند این غدد غدد لنفاوی هستند تا اینکه متوجه شدند اصلا غدد لنفاوی نیستند و حالا این کیست مجرای شاخه ای در مرحله بهبودی نامش غیر هوچکین است، هوچکین یک پزشک یهودی بود و می خواهند خود را جاودانه کنند. با نام آنها به دلیل برخی جوش ها و اگر من ترجیح خاصی برای نام اسب داشته باشم، می توانم به گاو بگویم، شما یک اسب شیر هستید، بله، من دو بار از اسب استفاده کردم، بسیار خوب.
موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:36:43
قشر
بنابراین ما در مغز فرونتال هستیم و در آنجا ترس از جلو در مردان و ناتوانی در زنان داریم. دستانم بسته است، هیچکس کاری نمی کند، چرا کاری انجام نمی شود؟ و در واقع به طور دقیق - من هم یک مورد از این را دارم - میگرن شامل تعارض گاز گرفتن نیز می شود، بنابراین مینای دندان را داریم - من مجاز به گاز گرفتن نیستم - و اگر آن را حل کنم، می توانم میگرن را نیز داشته باشم. بنابراین ما اکنون در قوس های آبشش هستیم، محصول را داریم و در آنجا مجاری آبشش را داریم. اما کل ناحیه جلویی در بحران می تواند یا باعث میگرن شود. بنابراین به طور کلاسیک ترس از جلو.
موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:37:52
DHS
> تعارض ترس از جلو (درگیری غش کردن و گاز گرفتن). ترس از خطری که به نظر می رسد به طور اجتناب ناپذیری به شما نزدیک می شود، مانند ترس از سرطان.
و در مورد مجاری آبشش، ترس پیشانی - که اغلب تشخیص سرطان است. بله، الان چه چیزی به من می رسد؟
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 21 از 42

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:38:07
فاز فعال
> ایجاد زخم در مجاری آبششی قدیمی و بلااستفاده که با پوشش اپیتلیوم سنگفرشی پوشیده شده اند. درد خفیف در ناحیه گردن.
و در فاز فعال، این اپیتلیوم سنگفرشی زخم می زند که همان نقطه است. و طرح مخاط حلق، یک احساس کشش وجود دارد، در فاز فعال درد دارد.
موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:38:21
حس بیولوژیکی
> گسترش زخم در مجاری آبشش قدیمی برای بهبود جریان آب و بهبود تنفس.
هدف گسترش زخم، از طریق از دست دادن سلول، افزایش عملکرد، حتی تنفس بهتر، یعنی انتقال خون، انتقال اکسیژن است.
فایل ویدیویی ویژه 026 میگرن+ غیر هوچکین.mp4 دقیقه دقیقه 00:38:38
تاما
و در روند بهبودی با تورم همه چیز ترمیم می شود و سپس کیست مجرای آبشش دارم.
و در طب متعارف - غیر هوچکین - پس شما باید... اگر روی فرزندتان تأثیر بگذارد، ضرر کرده اید. پس از آن فرزند شما در آسیاب است. و این برای همیشه و سه روز طول می کشد تا تورم دوباره کاهش یابد، البته تا حد زیادی به میزان درگیری بستگی دارد. درگیری چه زمانی و چه مدت فعال بود؟ جرم ناحیه آبی است و از مدت زمان و شدت تشکیل شده است.
مرحله بهبودی
> غشای مخاطی اطراف زخم ها در داخل مجاری آبشش متورم می شود. این باعث ایجاد کیست هایی می شود که حاوی مایع سروزی در داخل هستند. اینها می توانند در مدیاستن تا دیافراگم (لنفوم غیر هوچکین) گسترش یابند. کیست ها با پیشرفت روند بهبودی به آرامی بهبود می یابند.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 22 از 42

فایل ویدیویی ویژه 026 میگرن+ غیر هوچکین.mp4 دقیقه دقیقه 00:39:12
تاما
بحران
> میگرن
»—————« حالت استراحت
> کیست ها ناپدید می شوند
و در بحران من اینجا میگرن دارم و بحرانی مانند این می تواند چندین روز با پیش بحران، بحران اصلی و پس از بحران ادامه یابد.
و در پایان بهبودی همانطور که گفتم میگرن برطرف شده و اکنون تورم کاهش می یابد و در پایان بهبودی کیست از بین رفته است.
موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:39:39
سندرم
> مراقب باش! عوارض!
با سندرم همه چیز بدتر می شود. بنابراین اگر من آب را در آنجا ذخیره کنم، تورم بزرگتر می شود، درد بیشتر می شود، بیشتر طول می کشد و سپس وارد وان حمام می شود - 0,9٪ نمک به طوری که لوله های جمع کننده کلیه باز می شوند و وقتی آب را دفع می کنم، تورم خود به خود کاهش می یابد. .
سوال چت: آیا گرمای مغز در همان دقیقه برای اندام هم اتفاق می افتد؟
پاسخ هلموت: بله، قطعاً فرد است - تقسیم ناپذیر است. بنابراین ما در واقع باید این منحنی را به سه صورت تصور کنیم. برای سطح اندام، برای سطح مغز و برای روان - قادر به کار با آن. اما در حقیقت این یک وحدت و تمرکز هامر است که در DHS - در سندرم دیرک همر، در تضاد بیولوژیکی بلافاصله در مغز و بلافاصله در سطح اندام ایجاد می شود. بنابراین تصاویر اشعه ایکس زیادی وجود دارد که می توانید تمرکز هامر را روی استخوان، در کبد، ببینید. یا در خز حیوان یا روی برگ گیاهان. همانطور که گفتم، این بین گونه است، قوانین طبیعت در اصل برای همه موجودات اعمال می شود. در مورد گیاهان - آنها مانند ما مغز ندارند - همه چیز کمی متفاوت است، اما در اصل برنامه های زیستی ویژه معقولی نیز در حال اجرا هستند.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 23 از 42

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:41:13
میگرن آخر هفته > محل کار آتل
پس میگرن معروف آخر هفته. یک مکانیسم ساده برای این وجود دارد: من از اضطراب پیشانی در محل کار رنج می‌برم، رئیس مرا پایین می‌آورد و حالا رئیس ریل است. و دوشنبه در شرکت و در قطار هستم و فاز فعال به ندرت قابل توجه است و در آخر هفته، خودم را برای آخر هفته پس انداز می کنم و بعد میگرنم را دارم، اما دوشنبه فقط به شرکت برمی گردم و من من دوباره درگیر درگیری هستم و در آخر هفته دوباره میگرن خود را دارم.
و مراقب باشید، برای اینکه یک برنامه حتی کار کند، یک شوک همیشه لازم است. بدون درگیری بیولوژیکی، هیچ جوشی وجود ندارد، اسهالی وجود ندارد، اصلاً هیچ چیز وجود ندارد. و تا اینجا رئیس فقط یک احمق بوده است، اما از این به بعد... تا الان فقط بدون اینکه مریض باشم اذیت شده ام.
اما از زمان این حادثه، رئیسم مرا به بیماری مزمن مبتلا کرده است، زیرا از آن به بعد به یک درگیری بیولوژیکی تبدیل شد. قبل از آن یک مشکل روانی بود - احمق. اما الان به یک درگیری بیولوژیکی تبدیل شده است و من به طور مزمن به همان مزخرفاتی که رئیس آن زمان به من می گفت مبتلا شده ام، اما اکنون فقط به برنامه های خاص حساسیت دارم. امیدوارم این نصفه و نیمه را متوجه شده باشید.
چت سوال: ... خوانده نمی شود، بلافاصله پاسخ می دهد!
پاسخ هلموت: راست یا چپ بودن کیست بستگی به دستی دارد. این سوال خوبی است، من واقعا نمی توانم به شما بگویم. بنابراین در اینجا مجاری آبشش و در اینجا مجاری غده تیروئید هستند...(روی فویل در اکتودرم-نقشه-کورتکس کشیده شده است)... بنابراین در مرحله بهبودی گواتر. و بیایید بگوییم اگر، ام،... به نظر می رسد که این رله تمام... این تسبیح را کنترل می کند. و ترک ژوگولار - خوب، الان نمی توانم دقیقاً با یک ترس از جلو، بگویم که آیا فرد چپ دست آن را در کیست، یا در تیروئید، با ترک ژوگولار دارد یا خیر. من می دانم که پرش اسب اینجا صدق می کند، در هر صورت صدق می کند. بنابراین این نیم و نیم قسمت از قلمرو است، نه به طور کامل، اما این رله سمت راست کل تسبیح را کنترل می کند.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 24 از 42

فایل ویدیویی ویژه 026 میگرن+ غیر هوچکین.mp4 دقیقه دقیقه 00:44:14
تاما
و او یک ترس از جلو داشت، سرورش خراب شد، سرور شرکت. یک روز کامل طول کشید تا دوباره کارش را شروع کرد و بعد جلسه ای با رئیس برگزار شد و این ترس او بود - بعد من چه چیزی؟ می خواهد مرا زمین بگذارد، اما اصلاً اینطور نبود، رئیس اصلا او را زمین نگرفت و بعد میگرن گرفت. میگرن به مدت 2 روز
میگرن یکبار مصرف
• مرد 25 ساله / سرور شرکت خراب شد
یک بیمار در زمستان در حین پیاده روی در جنگل با یک درگیری اثبات شده 11 ماهه دچار حمله قلبی شد، تا روز بعد در غیاب و هیپوترمی بود و زنده ماند.
موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:44:48
میگرن یکبار مصرف
• مرد 19 ساله / بررسی مواد مخدر
این دفتر توسط پلیس نظامی برای مواد مخدر جستجو می شود.
پسر کوچکترم هم همینطور... پلیس نظامی، بله، او سرباز بود - سربازی، بله، سربازی و پلیس نظامی هجوم بردند و تحقیقات مواد مخدر را شروع کردند و همه چیز را تبدیل به بیش از حد کردند و او نمی دانست الان چه اتفاقی می افتد و سپس بعد از آن دچار میگرن شد، یعنی ترس از جلو.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 25 از 42

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:45:22
میگرن یکبار مصرف
• مرد 35 ساله / تعقیب و گریز در بزرگراه آیا او به من کمین خواهد کرد؟
این هم داستان خوبی است، کمی طولانی است، اما خوب است. او می نویسد: من فقط دو سال است که طب ژرمنی را می شناسم، اما واقعاً به دلیل وضوح و ابعاد گسترده آن برق گرفته ام؛ امروز سرگرمی من است.
در حین مطالعه برنامه ویژه میگرن، متوجه شدم که هرگز واقعاً سردرد جدی نداشتم، فقط یک بار، بیش از 15 سال پیش، زمانی که سردرد غیرقابل تحمل بود. این تنها بار در زندگی ام بود که آسپرین مصرف کردم.
در آن زمان تشخیص سینوزیت برای من داده شد، اما ناگهان جزئیات به ذهنم خطور کرد، به همین دلیل است که اکنون در تشخیص شک دارم و می خواهم مطالعه موردی را برای انتشار برای شما ارسال کنم و منتظر نظر شما هستم. درباره داستان 15 سال پیش که هنوز به وضوح به یاد دارم:
به عنوان کارمند دولتی، صبح زود با همکارم در اتوبان به سر کار رفتم. وضعیتی با راننده دیگری پیش آمد که در یک ناپختگی جوانی، یک حرکت تحریک آمیز انجام دادم. ما در مورد وضعیت لبخند زدیم، اما لحظه بعد ماشین درست جلوی ما ترمز کرد، بنابراین مجبور شدم یک توقف اضطراری سریع انجام دهم تا از عقب نشینی جلوگیری کنم، در وسط بزرگراه با سرعت 120 کیلومتر در ساعت.
من هنوز در رانندگی نسبتاً بی‌تجربه بودم و با شوک به جلو خیره شدم، جایی که دیدم راننده به شدت تحریک‌شده با عجله به آینه عقب خود اشاره می‌کند. من این ژست را چنین تعبیر کردم - دیدم، یا شاید - دیدمت، می گیرمت. من فوراً سرعتم را کم کردم، از آن دسته ای نبودم که دوئل ماشینی یا چیزی شبیه آن داشته باشم. همکارم که در کنار من بود نیز شوکه شده بود و در مورد اینکه آیا آن مرد دیوانه است یا خیر، لکنت زد. فقط به ماشین جلویی خیره شدم و فاصله رو زیاد کردم. در نقطه‌ای ماشین دور شد و من اکنون دوباره احساس امنیت می‌کردم، اما راننده با اشاره به آینه عقب به من این احساس را داده بود که مرا در رادار خود دارد.
افکاری در ذهنم به وجود آمد که - شاید او به من گزارش دهد، شاید فردا همان ساعت دوباره مسیر من را رانندگی کند، و من نیز از وضعیتی که در مقابل همکارم داشتم خجالت می کشیدم، زیرا این اقدام احمقانه و کودکانه ایجاد کرده بود. یک وضعیت بسیار خطرناک خب من تا چند روز بعد دیگه ماشین رو ندیدم، انگار داستان حل شده بود. بعد از این زمان رسید
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 26 از 42

من سردرد شدید فوق الذکر را در ناحیه پیشانی دارم. چیزی که مرا شگفت زده کرد این بود که در غیر این صورت از سلامتی عالی برخوردار بودم. بدون تب، بدون خستگی یا سایر علائم آنفولانزا یا هر چیز دیگری - فقط یک سردرد در پیشانی ام به طوری که نمی توانم به چیز دیگری فکر کنم. آسپرین خوردم و رفتم دکتر. در عکس رادیوگرافی، دکتر چند پرده ظریف در ناحیه سینوس فرونتال به من نشان داد و گفت که تمام آن چرک است و عفونت سینوسی در ناحیه پیشانی - سینوزیت است. هنوز به یاد دارم که در آن زمان از اینکه اشعه ایکس به تمام بافت ها به جز استخوان هایم نفوذ کرد و فقط توانست مایع چرکی را قابل مشاهده کند، شگفت زده بودم.
ولی خب من دکتر نبودم به من دارویی دادند که وارونه به داخل بینی چکه کند، بار دوم یا سوم به نظر می رسید که اثر می کند و بعد از 2 تا 3 روز درد ناگهان از بین می رود. در آن زمان این تصور را داشتم که این دارو واقعاً چرک را از سینوس‌های من بیرون آورده یا باکتری‌ها را از بین برده است و راضی بودم. اما امروز خود تشخیصی من این است: میگرن بعد از ترس سر به سر، ترمز کردن ماشین تقریباً باعث تصادف من شد، یک سناریوی وحشتناک، به طوری که هنوز جزئیات زیادی از حادثه را تا به امروز به یاد دارم، حتی اگر هرگز به آن فکر نکرده بودم. از نو.
در عکس رادیوگرافی، دکتر احتمالاً برخی از سایه های استخوانی را روی پیشانی ام به من نشان داد، همانطور که در تصویر بسیاری دیگر دیده ام. در هر صورت، بهبودی پس از 2 تا 3 روز به طور خودکار اتفاق می‌افتد؛ من دارو را همزمان مصرف کردم که این جمله درخشان ولتر را مناسب می‌کرد: «راز دارو در پرت کردن حواس بیمار است در حالی که طبیعت به خودش کمک می‌کند»! اما مطمئناً تشخیص سینوزیت در نهایت می‌توانست درست باشد، زیرا واقعیت‌ها لزوماً یکی از آنها را رد نمی‌کنند، هلموت، نظر شما چیست؟
او مطمئناً در مقطعی دچار این ترس از جلو شده است، شاید حتی از طریق تعبیر حریف، که در واقع ترس بزرگ او بود، آیا او در کمین من خواهد بود، آیا به من گزارش می دهد، بعد چه می شود؟ البته می تواند لحظه ای نیز باشد، که آن هم یک ترس بسیار معمولی از جلو است، زمانی که من تصادف می کنم و ستون سیمانی به سمت من پرواز می کند یا من در جایی در ماشین سقوط می کنم، بله زمین به سمت من پرواز می کند - این همان قسمت جلویی است. ترس - که می تواند باشد.
اما در هر صورت، او از درگیری آب و هوایی رنج نمی برد، که اکنون دوباره نشان می دهد که - عدم احساس خطر، ناتوانی در ارزیابی آنچه اکنون در حال رخ دادن است، بنابراین با ترس از جلو و با سینوس های خود واکنش نشان داد. بله، سینوزیت، آن هم با اپیتلیوم سنگفرشی پوشانده شده بود و دیگر هرگز آن را نداشت. بنابراین وقتی درگیری وجود دارد، ریل ها برنامه ریزی می شوند، پس چرا رانندگی تبدیل به ریل نشده است؟ چه کسی می تواند به آن پاسخ دهد؟
و حالا برایم جالب است که بدانم چرا او اکنون میگرنی ندارد که به رانندگی حساسیت دارد؟ من جواب شما را می دهم و شما می گویید: «بله همین
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 27 از 42

درست است، واقعی"! باشه پس فکر کن خوشحال میشم اگه جوابی باشه پس جواب ممکنه!؟
چت: رانندگی درگیری او نبود، این مرد بود که جلوی او سرعتش را کم کرد.
هلموت: بله، این چیزی در همین راستا است، بله... یک پاسخ دیگر...
چت: ترس از جلو از راننده دیگر - نه از رانندگی خود ماشین ...
هلموت: بله، بله، این اتفاق خواهد افتاد...
چت: راه آهن راننده نبود، بلکه راننده دیگر بود، او دیگر او را ندید، بنابراین این یک رویداد یکباره بود...
هلموت: این یک رویداد منحصر به فرد بود - درست است! و چرا این یک رویداد منحصر به فرد بود؟ همچنین ممکن است نیاز به دانش خاصی از طبیعت یا همدلی انسان داشته باشد، بنابراین باید خود را به جای طرف مقابل بگذارید. وضعیت چگونه پیش آمد؟ احتمالاً انگشت را به او داده و او را تحریک کرده و سپس شدت گرفته است. بنابراین من یک جارو می خورم، او دیگر این کار را نکرد و به همین دلیل این یک اتفاق بی نظیر بود. این در مورد رانندگی نبود، بلکه برای تحریک بود و او از آن اجتناب کرد. او به طور غریزی از تحریک دیگران اجتناب می کرد و دیگر این کار را نکرد.
چت: آیا میگرن بعد از درگیری اضطراب پیشانی در پیشانی سمت راست قرار دارد؟
هلموت: بله، به این راحتی نیست، زیرا مغز گیرنده های درد ندارد و اگر من از جلو سردرد داشته باشم، پاها، ممکن است خیلی چیزها باشد، بله. اما در هر صورت من در کل مغز فرونتال پوسیدگی دارم - همونطور که گفتم اینجا آبشش دارم...(نشان دهنده روی نقشه کورتکس)... اینجا مجاری غده تیروئید دارم و اینجا دندان دارم. مینای دندان - و همه اینها باعث میگرن می شوند. من یک مورد با درگیری گزنده دارم، آن را به شما می گویم، کمی خنده دار است. و من هیچ موردی با گواتر نمی‌شناسم که باعث میگرن شود، اما معمولاً این اضطراب از جلو است و اینکه آیا واقعاً آن را فقط در سمت چپ دارم، این سؤال است. کسانی که میگرن دارند بیمار هستند و همه چیز با آن همراه است. بنابراین اگر من یک جا سردرد داشته باشم، ممکن است ادم باشد، می تواند پریوستوم باشد - روماتیسم، جدا شدن وحشیانه روی جمجمه مرتبط، میگرن، می تواند نورالژی سه قلو باشد. بنابراین فقط به این دلیل که من اینجا سردرد دارم لزوماً به این معنی نیست که ادم باید اینجا باشد، بله ممکن است جای دیگری باشد. پس این کمی مبهم است، درست مثل معده درد. علت معده درد چیست؟ میتونه خیلی چیزا باشه
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 28 از 42

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:55:42
میگرن یکبار مصرف
• پسر 9 ساله / دندانپزشک پدری گزارش می دهد:
پدری گزارش می دهد که پسرم ماه هاست روی دندانش سوراخ شده و دیروز آن را با پرکردن بسته ایم. البته حفاری دستور روز بود، انگار برایش مشکلی نبود، حتی از قبل هم هیچ نشانه ای از ترسش از حفاری نمی داد.
پر شدن به سرعت داخل شد و هیچ مشکل یا درد در حین حفاری وجود نداشت. 10 دقیقه بعد سوار ماشین شدیم تا به سمت خانه حرکت کنیم. وقتی وارد شد به من گفت: بابا من سردرد دارم! "کجا"؟ پرسیدم، "در سمت راست جلوی پیشانی" پاسخ بود. سوال بعدی من این بود که آیا او از سوراخ کردن دندانش می ترسد؟ "بله، کمی،" پاسخ دوباره بود. حدود یک ساعت سردرد قابل تحملی داشت و دوباره همه چیز خوب شد.
زمان از شروع در خانه تا پر کردن حدود یک ساعت بود. فکر می‌کنم درک هنگام ترک خانه - که اکنون شروع می‌شود - لحظه متناقض او بود. بعد ترس از جلو را برایش توضیح دادم.
می‌توانید علائم فاز بهبودی را محاسبه کنید - بله، چه زمانی شروع شد - سپس می‌توانید محاسبه کنید و می‌دانید که درگیری باید کجا بوده است. شما همچنین می توانید بگویید، چه چیزی او را غافلگیر کرد؟ او می دانست که باید به دندانپزشکی برود. اما زمانی که زمان آن فرا می رسد، این سه معیار برآورده می شوند.
به هر حال، این در مورد سقط جنین بسیار معمول است. خانمی که سقط جنین کرده به درمانگاه می رود، می داند که بچه الان سقط می شود، چه چیزی او را غافلگیر می کند؟ اما وقتی او در نهایت روی صفحه نمایش می بیند که چگونه جنین اکنون سقط می شود، این درگیری است. این سه معیار رعایت شده است.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 29 از 42

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 00:58:12
میگرن یکبار مصرف
• Re girl / braces مادر گزارش می دهد:
مادری می نویسد: دخترم 11 ساله دوشنبه هفته گذشته بریس گرفت. وقتی تمرین را ترک کردیم و وارد آسانسور شدیم، او برای اولین بار خود را در آینه دید، ترسیده بود و فقط گفت: "مامان، من شبیه یک هیولا هستم"! او بسیار ناراحت و نگران بود که همکلاسی هایش روز بعد در مدرسه چه می گویند.
روز بعد، حوالی ظهر، پیامکی از مدرسه دریافت کرد که حالش خوب نیست و از سردرد شاکی است. بعدازظهر که از قطار بلندش کردم از سر درد گریه می کرد و تب هم داشت. در خانه او را روی مبل با یک پد خنک کننده روی سرش گذاشتم و در عرض 2 دقیقه او خوابید که برای او بسیار نامشخص است. تب به 40,5 درجه رسید و تا صبح ادامه داشت. مثل همیشه بهش اجازه دادم تب کنه البته با نظارت مداوم بر دمای بدنش.
هیچ یک از فرزندان ما تا به حال آنتی بیوتیک مصرف نکرده اند و فقط یک یا دو بار پاراستامول مصرف کرده اند. او ساعت 6 صبح از خواب بیدار شد، روشن و آماده برای بازگشت به مدرسه. آن روز هنوز در بلعیدن مشکل داشت، اما نسبتاً بی ضرر بود.
اگر ژرمنیک را درست فهمیده باشم، پس او در آسانسور دچار درگیری شده بود - "بقیه در مورد من چه فکر می کنند"، او نمی توانست از شر این تکه - پرانتزها خلاص شود. روز بعد وقتی دوستانش به سختی متوجه او شدند و اصلاً فکر نمی‌کردند مشکلی باشد، همه چیز از هم جدا شد. سپس سردرد و تب و روز بعد مشکل در بلع ظاهر شد.
(هلموت) خوب، من همچنین فکر می کنم که او دو تا دارد - ترس از جلو، سردرد و تب، که فقط کمی درگیری بود، نوعی آنژین صدری یا چیزی شبیه به آن - بله، بریس ها. بله، حتماً همینطور بوده است، با میگرن لزوماً تب 40 درجه ندارد.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 30 از 42

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 01:00:31
میگرن مزمن
> تجربه/ ضرب و شتم خودم برای شب ادراری
... زمانی که شب ادراری و در نتیجه ضرب و شتم متوقف شد، از بین رفت
این منم، از روز اول دبستان تا کلاس دوم شب ادراری بودم.
اول دبستان مرا در طبقه بالا گذاشتند و خانه مان خانه ای نیمه چوبی بود و وقتی باد مخالف آن وزید، تمام خانه به صدا در آمد، من تا حد مرگ ترسیدم. و من همیشه آنجا با یک تپانچه با فشنگ خالی زیر بالش می خوابیدم. سپس ما یک مادربزرگ کلسیفیه داشتیم که روی زمین زندگی می‌کرد و همیشه قبل از خواب برای بچه‌ها داستان‌هایی درباره اسلحه‌های دزدی تعریف می‌کرد و همه چیز مرتب به جنوب می‌رفت، بنابراین ما به رختخواب رفتیم.
و این یک تضاد علامت‌گذاری سرزمینی است - پدر، مادر قادر به علامت زدن نیست - ترس، فقط ترس در خانه بزرگ، تاریک و جیر. و وقتی از مدرسه به خانه آمدم و ملافه را از پنجره بیرون آویزان دیدم، می دانستم - اوه، مامان آن را کشف کرد و بعد فهمیدم که او با قالیکوب در راه پله منتظر است - درمان این بود و بعد من را کتک زدند. .
و این باید ترس از جلوی من بوده باشد و روزها سردرد داشتم، مجبور بودم ساعت ها زانو بزنم و بی وقفه گریه می کردم و سپس چند روز سردرد داشتم. و این فقط می توانست یک میگرن باشد. و وقتی شب ادراری تمام شد، سردرد هم تمام شد.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 31 از 42

فایل ویدیویی ویژه 026 میگرن+ غیر هوچکین.mp4 دقیقه دقیقه 01:02:28
تاما
میگرن مزمن
• دوباره زن 45 ساله / گم شده در میدان سنت مارک در 5 سالگی. ریل: خورشید + بیش از 25 درجه سانتیگراد
پوستی (جدایی)، میگرن (اضطراب جلویی)، تهوع) خشم سرزمینی
این زن 45 ساله در ماه آوریل به یک سمینار آمد و گفت که به آفتاب حساسیت دارد، اما فقط به آفتاب با دمای مثبت 25 درجه. اگر او در یخچال باشد، می تواند بدون اینکه اتفاقی بیفتد، در آفتاب سرخ کند.
او هر سال به ایتالیا می رود و از قبل می ترسد که دوباره واکنش بیش از حد نشان دهد، دو سه بار در بخش مراقبت های ویژه بوده است زیرا تمام بدنش دیوانه شده است، با پوستش، با میگرن و با حالت تهوع واکنش نشان می دهد و این این مورد از دوران کودکی و ما تضاد آنها را در سمینار در آوریل یافتیم.
این اتفاق زمانی افتاد که او 5 ساله بود، او با پدر و مادرش در میدان سنت مارک در ونیز بود و والدین از یک زوج سرشناس ملاقات کردند، مردان در حال گپ زدن بودند، زنان در حال گپ زدن بودند و ناگهان کودک در آنجا ایستاده بود. جمعیت در میدان سنت مارک بدون پدر و مادرش.
این درگیری او بود، با جدایی - پوست، با خشم سرزمینی، خشم سرزمینی که رقیبی است که به قلمرو من حمله می کند یا اگر محتوا تقلب است، اگر زن خیانت می کند. والدین اساساً از او فرار کردند - خشم سرزمینی و سپس یک خانم کیوسک از کودک مراقبت کرد، پلیس و عملیات جستجو - ترس از جلو، چه چیزی برای من در انتظار است؟ با آفتاب ریلی خورشید به اضافه 25 درجه، در غیر این صورت نه.
و شما می بینید که بدن ما چقدر دقیق است، باور نکردنی، دیوانه کننده است. و در ماه آوریل در خلال مکالمه به او گفتم: «تو الان 45 ساله هستی، در آن زمان چه اتفاقی برایت افتاد، وقتی 5 ساله بودی، این دیگر نمی تواند اتفاق بیفتد. حتی اگر در میدان سنت مارک به دست والدینتان گم شوید، در نزدیکترین کافه می نشینید، قهوه سفارش می دهید، سیگار روشن می کنید و یک تماس تلفنی برقرار می کنید. اما اتفاقی که در آن زمان برای شما افتاد دیگر تکرار نمی شود، شما دیگر به آفتاب حساسیت ندارید.
و در واقع، او در تابستان به ایتالیا بازگشت و دیگر پاسخ نداد. بنابراین علم واقعی در بهترین حالت بعدی قابل تکرار است و می تواند پیش بینی کند. و شما فقط باید خود را به جای آن شخص بگذارید، بله، البته در 5 سالگی یک فاجعه بود، اما اکنون در 45 سالگی، واقعاً می توانید به آن بخندید.
و سپس اسپلینت ها بلافاصله حل می شوند، بنابراین نه بعد از 3 ماه یا بیشتر، یا بعد از 5 لیتر آب نونی به قیمت 45,50 یورو یا 7 ضربه زدن به پیشانی خود و نگاه کردن به جلو و عقب و سرخجه، اما آنچه که بسیار مهم است این است که آیا این اتفاق می تواند دوباره رخ دهد یا نه و هنگامی که دیگر نمی تواند اتفاق بیفتد، آنها از بین می روند
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 32 از 42

اسپلینت می شود و پس از آن دیگر عود نخواهد داشت.
موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 01:06:05
میگرن مزمن
• زن مجدد، 65 ساله / بیمار در عمل فوت می کند
دکتر به مدت 20 سال به طور انحصاری میگرن داشت
این دکتر به مدت 20 سال به طور مرتب و فقط در مطب خود استفراغ می کرد. وقتی اوضاع خیلی بد شد، به خودش مسکن تزریق کرد. عصر که تمرینش را ترک کرد، میگرن از بین رفته بود و می توانست به طور معمول غذا بخورد.
او مبتلا به آلرژی شغلی تشخیص داده شد - طب معمولی، من به نوعی برای پزشکان معمولی متاسفم. این طور شروع شد: 29 سال پیش، یک بیمار در مطب خود سقوط کرد و در عرض یک ساعت فوت کرد. همسر بیمار اتهامات جدی را به پزشک وارد کرد که مقصر و مسئول مرگ شوهرش بود. این ترس از پیشانی او بود و آتل اکنون بیمار روزانه او بود. دکتر 9 سال است که بازنشسته شده و میگرن او بدون هیچ اثری ناپدید شده است.
بنابراین در این مورد او از راه آهن از طریق حقوق بازنشستگی اجتناب می کند. اگر به تمرین برمی گشت، دوباره میگرن مزمن داشت. و تضاد قابل حل نیست زیرا این در واقع می تواند بارها و بارها اتفاق بیفتد.
یک بار شرکت کننده ای در یک سمینار فوت کرد. او در سمینار درگذشت و این ممکن است در هر زمانی دوباره اتفاق بیفتد.
سوال چت: من همیشه یکی دو روز قبل از تغییر هوا سردرد دارم، در کدام ناحیه خیلی فرق می کند. ترس از جلو کجاست؟
پاسخ هلموت: خوب، ریل هوا است، شما باید نگاهی بیندازید - اتفاقاً من الان یک کیس خوب دارم، یک کیس واقعاً خوب، یعنی فقط وقتی خوب است که دوباره خوب شود. او دو سانحه رانندگی داشت و با میگرن واکنش نشان داد... بله، پرونده روی ریل را به شما می گویم، این یک مورد ریل دیوانه است، اما در مورد آن روی ریل به شما می گویم، خیلی طول می کشد. من
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 33 از 42

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 01:08:40
درگیری گزنده
• ری زن 33 ساله / شوهر از ماشین سواری پرتنش خبر می دهد
درگیری گزنده. این در حال حاضر یک زوج متاهل مانند یک سگ و یک گربه، شما واقعا می توانید آن را به این شکل تصور کنید. بله، یک زوج متاهل مانند گربه و سگ، هر دو روانشناس هستند و از نظر فکری خودشان را می زنند - این پس زمینه است.
و او یک دکتر جدید است، بنابراین سعی می کند همه چیز را از نظر بیولوژیکی درک کند و می نویسد:
تشدید روانی-دراماتیک زمانی رخ داد که فرزندان ما در روز پنطیکاست به تعطیلات زبان فرستاده شدند. سفری طولانی که برای من آزاردهنده بود و با تلاش فراوان به خاطر همسرم اعلام شد. این سفر برای همسرم هم آزاردهنده بود اما او احساس وظیفه می کرد.
برای حفظ اعصاب و قوای خود به شاهدی شرط کردم که در طول سفر، راهنمای تور، همسرم در مقام ناخدا به من احترام بگذارد. این چیزی بود که قبلاً هرگز آن را نخواسته بودم.
متأسفانه، همانطور که می‌ترسید، در سفر بیرونی، از دیدگاه ناخدا، یک تقابل رخ داد - یک شورش، که من به شدت مخالفت کردم و مسیر را تعیین کردم. امواج میگرن همسرم با آشتی تا حدودی آرام شد.
اما در اوایل سفر طولانی، همسرم دوباره سرزنش شد، از نظر من او برای بسته اصلی خود گاز می گرفت. او فرانسوی است، او آلمانی است. بنابراین مشکل ملت وجود دارد، فقط به عنوان یک یادداشت جانبی، بنابراین برای توضیح جدی و طولانی در استراحتگاه بزرگراه توقف کردم. علاوه بر این همه استرس، من آماده نبودم که اجازه دهم کلمات مرا به عنوان یک راننده گاز بگیرند. بعد از اینکه بدون هیچ اما و اگری برای ادامه سفر با هم به موقعیت آلفا رسیدم، توانستیم دوباره به راه بیفتیم. آرامشی پرتنش بود، اما در این آزادی اجباری، همسرم شدیدترین میگرن خود را تا به حال گرفت.
دراز کشیدن با سر تیره، آب بالای سر و خرید و مصرف عجولانه چای سیاه دیگر فایده ای نداشت. در یک پمپ بنزین در بزرگراه او درخواست دارو کرد. به او تبلت ندادند، در عوض بدون رضایت او با اورژانس تماس گرفتند و همسرم را به درمانگاه بردند.
(هلموت) بنابراین او فکر می کند که میگرن مربوط به "گزیدن" او است، یعنی گاز نگرفتن ...، بنابراین پوسیدگی در واقع "مجاز گاز گرفتن نیست". او می توانست
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 34 از 42

بله، این موضوع نیست، اما مجاز نیست.
موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 01:12:04
میگرن هوای بد
• زن 19 ساله / شاهد تصادف مرگبار در سن 8 سالگی یکی از دوستانش در هوای بد از جلوی چشمانش زیر گرفته شد.
بنابراین و اکنون - تغییر آب و هوا. ما اخیراً یک آرایشگر 19 ساله در آرایشگاه یک شهر دورتر داشتیم. او می‌گوید که هر وقت باران می‌بارد با میگرن دراز می‌کشد و کاری نمی‌تواند انجام دهد. من به او می گویم، باید نگاه کنی همه چیز از کجا شروع شد، تو در هوای بارانی ترسیدی.
او همچنین این درگیری را می دانست: در هوای بارانی، یک ماشین از روی دوستش که کنارش بود، رد شد. و این ترس شدید او از هوای راه آهن بود. او در آن زمان 8 ساله بود و نکته جالب در این مورد این است که با تشخیص توانسته آتل را شل کند و دیگر واکنشی نشان نمی دهد. در همان قرار ملاقات بعدی برای کوتاه کردن مو، بله، و تا به امروز او از شر آن خلاص شده است، بنابراین واضح است که او درگیری را پشت سر گذاشته است. و هنگامی که درگیری حل شد، ریل ها از بین می روند.
بنابراین شاید این یک نکته باشد، شما فقط باید در یک آب و هوای خاص این کار را انجام دهید - می توانید ببینید که بدن ما با چه دقتی این را ثبت می کند - خورشید + 25 درجه، خورشید و یخچال های طبیعی چیزی نیستند، اما خورشید + 25 درجه ریل است. و حتماً دقیقاً در این هوا دچار ترس سر به سر شده اید و ریل هنوز تا به امروز کار می کند ، بنابراین هنوز درگیری برای شما تمام نشده است.
ممکن است وقتی متوجه شدید که اکنون نامربوط است، آتل حل شود و از شر میگرن خلاص شوید. اگر ممکن است در هر زمانی دوباره اتفاق بیفتد - ببینید تصادف رانندگی، ممکن است دوباره اتفاق بیفتد، میگرن ممکن است باقی بماند زیرا آتل باقی مانده است، زیرا تعارض قابل حل نیست.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 35 از 42

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 01:14:40
کیست مجرای آبشش
• تجربه شخصی / سرویس مخفی! اسپانیا
من یک بار چنین برآمدگی داشتم و درگیری این بود - در سمینار هامر صحبت های زیادی در مورد لژها و ساینتولوژیست ها وجود داشت و بعد رادیولوژیست ها و انکولوژیست ها هستند - بله، همه لژها، احساس می کنم به نحوی توسط لژها مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند. و این باید به نوعی راه را برای درگیری من هموار کرده باشد.
به هر حال، آن روز عصر تقریباً در پیاده رو در یک رستوران ماهی نشستیم. پشت سر تخت نشسته ام و در فاصله ی حدوداً پنج شش متری پیرمردی 60 ساله را می بینم که پر از بغض به من نگاه می کند. و این در سال 2000 بود، زمانی که هنوز هم گاهی اوقات برای من اتفاق می افتاد که در خیابان شناسایی می شدم. در کلن، در برلین، در وین.
ابتدا با خودم فکر کردم، او مرا از روزنامه می شناسد، اما بعد به ذهنم می رسد - در اسپانیا ما در روزنامه ها نبودیم، او واقعاً من را چگونه می شناسد؟ نگاه می کنم که زنی از پیاده رو می رود، چند کلمه با او رد و بدل می کند و به راه رفتن ادامه می دهد. زن دومی از رستوران بیرون می‌آید، به سمت او می‌رود، او فقط سرش را به سمت من نشان می‌دهد، زن شانه به شانه به سمت او می‌چرخد و همچنین پر از بغض به من خیره می‌شود.
و در آن لحظه به من ضربه می زند که آنها به دنبال من هستند. اون کیه؟ این فقط می تواند سرویس مخفی باشد. و به طور غریزی می‌خواستم دو نفری را که کنارم نشسته‌اند تلنگر بزنم - ببین چه خبر است، اما آنها دو رهبر جدید گروه مطالعاتی بودند و در سمینار شایعه‌ای وجود داشت که ممکن است ساینتولوژیست باشند. و حالا من حتی نمی دانستم، شاید این یک بازی سه جانبه است، آیا آنها به صورت همزمان هستند؟
و آن را در ذهنم نگه داشتم، نتوانستم انزوای خود را بشکنم و حالا به یک درگیری تبدیل شده بود، یک ترس پیشانی، سرویس مخفی به دنبال من بود یا مرا تماشا می کرد. چند لحظه بعد حرکت کردند و تا امروز نمی دانم چه کسانی بودند و چه کسانی بودند.
در هر صورت من با کسی در این مورد صحبت نکرده ام. و شبها دقیقاً همین صحنه را می بینم. یک درگیری حل نشده همچنان در خواب تکرار می شود و روز بعد با دکتر صحبت کردم. هامر درباره اتفاقی که برای من افتاده صحبت کرد. و دکتر هامر فوراً همبستگی خود را با من اعلام کرد - او سال ها آشکارا تحت سایه سرویس های مخفی ایتالیا، فرانسه و آلمان بود زیرا او این ساووی را قاتل نامید.
و حتما استفراغ کردم چون دوباره یک روز بعد صبح
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 36 از 42

به سختی می توانم سرم را از بالش بیرون بیاورم، احساس می کنم گردنم درد دارد و یک توده در کناره وجود دارد. و آن کیست مجرای شاخه ای است.
و دکتر هامر دستی به ران او می‌زند و می‌گوید: «هلموت، اگر میمویی باشی، فوراً با یک نگاه شیطانی برخورد می‌کنی.» اما این برای من بسیار دراماتیک بود - سرویس مخفی، کاملاً روی پای اشتباه گرفتار شد و مهمتر از همه، من نتوانستم از انزوای خود بشکنم. اگر آنها دوستان خوبی بودند، ما سه نفر این شخصیت ها را مسخره می کردیم، اما چون نتوانستم انزوای خود را بشکنم، به درگیری تبدیل شد.
و من متخصص مجاری شاخه ای هستم، همانطور که گفتم در بچگی میگرن داشتم، سپس این کیست مجرای شاخه ای را می شناسم و سپس قسمت های عضلانی وجود دارد - اتفاقاً هر رگ دارای قسمت های عضلانی است، دقیقاً مانند برونش ها ماهیچه های برونش وجود دارد که عروق کرونر از عضلات خود استفاده می کنند و این می تواند اسپاسم را ایجاد کند.
من گرفتگی را هم می شناسم. خیلی خلاصه - البته ترس پیشانی هم وجود دارد، یک تفاوت ظریف وجود خواهد داشت، به عنوان مثال من در کودکی هرگز کیست مجرای شاخه ای نداشتم، میگرن داشتم و با کیست مجرای شاخه ای میگرن نداشتم - اما کیست مجرای شاخه ای و سپس این گرفتگی عضلات وجود دارد، من هم میگرن نداشته ام، بنابراین می دانم که مزمن است. مثالی با گرفتگی مجاری آبشش - خبرنگاری از استرن و همکارش وانمود کردند که والدین یک کودک مبتلا به سرطان هستند و به سراغ زیگفرید مور، پزشک جایگزین رفتند و با دوربین مخفی از او فیلم گرفتند. و پزشک جایگزین با یک دکتر تماس گرفت و از او خواست که تشخیص سرطان کودک را تغییر دهد. و آن را به صورت تصویری در اختیار داشتند و به مدعی العموم تحویل دادند و سپس به تحقیق از موهر پرداختند.
و همان تیم، زن و شوهر، به دانیلا آمستوتز در سوئیس رفتند، زنگ در را زدند - مادر آنجلو در را باز می کند، نورافکن، دوربین، میکروفون می آید - "در مورد مرده هامر چه می گویید"؟
یک حمله درست در جلوی در. و دانیلا این اتفاقات را با ایمیل برای من می نویسد و آن آخر هفته من برای اولین بار با همسرم در یک سمینار در آلمان بودم و بچه ها را برای اولین بار با مادربزرگشان تنها می گذاشتیم. و روز جمعه گروه مطالعه را در وین داشتم و روز پنجشنبه دانیلا آمستوتز برایم ایمیلی نوشت.
و با من تماس گرفت که آیا گروه مطالعه در عصر جمعه برگزار می شود یا خیر و تلفنی می شنوم که او وینی نیست، او یک آلمانی است و با خودم فکر می کنم، یک آلمانی در وین در گروه مطالعه چه می کند. او یک ساعت بعد دوباره تماس می گیرد - آیا جای پارک کافی وجود دارد و این درگیری من بود.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 37 از 42

من کامیون را در تلویزیون دیدم... برای من یک روزنامه نگار بود که حالا قرار بود به گروه مطالعه بیاید و از من سؤالات احمقانه بپرسد و این ترس از جلوی من بود. آیا به او می گویم "تو آلمانی"؟ او می گوید، "بله، ما از طریق براتیسلاوا می آییم". بنابراین، به سراغ دو دخترم رفتم و به آنها دستور دادم که آخر هفته برویم، اگر خبرنگارانی می آمدند، اجازه باز کردن در را نداشتند، باید بلافاصله با پلیس تماس می گرفتند.
و دخترانم - "الان دیوانه می شود یا"، سپس به مادرشوهر، در را باز نکنید، بلافاصله به پلیس و مادربزرگ زنگ بزنید، "دیگر نه، نه دوباره، نه دوباره"! و سپس به گروه مطالعه رفتیم، من و همسرم و همسرم همیشه می خواستند به من اطمینان دهند و می پرسیدند: "چه کسی می داند، آیا آنها روزنامه نگار هستند؟" من می گویم: "اریکا، یک آلمانی در وین چه می کند؟"
در آلمان در آن زمان حدود 50 گروه مطالعه داشتیم. من در یک صورت فلکی اسکیزوفرنی بودم، یک صورت فلکی پیشانی-اکسیپیتال، همه چیز را روی یک کارت گذاشتند و بعد راه حل را داشتم: تصمیم گرفتم، فقط می گویم در گروه مطالعه معمول است، هر فرد جدیدی خودش را معرفی می کند. سپس چند سوال از او می پرسم، این فقط استراتژی من بود. به گروه مطالعه رفتم و مطمئناً یکی از آنها یک سر از بقیه بلندتر بود و به ایوا که معاون گروه مطالعه بود دستور دادم او را زیر نظر داشته باشد تا با سلول درگیر نشود. دوربین گوشی و او می گوید: "این"؟ و من می‌گویم: «بله، فکر می‌کنم او است» و او به طرف مرد می‌رود و از او می‌پرسد: «تو روزنامه‌نگار هستی؟»
فکر می‌کردم این کار مرا از بین می‌برد. و می‌گوید: «نه، من روزنامه‌نگار نیستم، من آقای پیلهر را می‌شناسم، پدر و مادرم قبلاً در سمینارهای ایشان بوده‌اند، من قبلاً در سمینارهای ایشان بوده‌ام...» و بعد به نظر من واقعاً آشنا می‌آید. معلوم می شود که او در براتیسلاوا ازدواج کرده است. او آلمانی است، در براتیسلاوا ازدواج کرده است و فقط یک ساعت به گروه مطالعه در وین رفت. و این آرام ترین گروه مطالعه در مدت زمان طولانی بود.
و در ساعت 4 صبح یک بحران دارم، یک گرفتگی عرق، عرق یخی، که یک ربع طول کشید، غرق شدم. یک گرفتگی در سینه ام پایین آمد، فکر کردم دارد در سینه ام سنگ می شود، همسرم فکر می کند دارم سکته قلبی می کنم. اما من نشانه آن را می دانم و در گذشته نیز می دانستم که چه نوع برنامه ویژه ای در جریان است. ترس از جلو، مجاری آبشش - این ترس از جلو حل شده بود. بنابراین وقتی نوبت به مجاری آبشش می‌رسد، من میگرن را می‌شناسم، تورم را می‌شناسم و گرفتگی‌ها را می‌شناسم، من در آنجا متخصص هستم.
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 38 از 42

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
Sonder 026 Migraine+ Non Hodgkin.mp4
حداقل 01:24:52
کیست مجرای آبشش
• پسر 13 ساله / در حال دزدی دستگیر شد پدر در مورد پسرش گزارش می دهد
بنابراین، یک مورد خوب برای نتیجه گیری، اگر سوالی دارید، در چت بنویسید. با صدای بلند می خوانم، درباره پسری 13 ساله است، پدر می نویسد:
پسر ما مایک 13 و نیم ساله و راست دست است. حدود 1 روز پیش در کمد اتاق مایک دنبال ملحفه می گشتم. در کمال تعجب، چیزی افتاد و روی زمین افتاد. این یک کیف پول بود - اما مال مایک نبود. آن را باز کردم و از جمله، کارت شناسایی برادر بزرگتر همکلاسی و دوستش، بودو، پیدا کردم. این برادر بزرگتر به همان مدرسه می رود و بخشی از دوره ای است که همسرم تدریس می کند. من که عصبانی و تا حدودی شوکه شده بودم، با احتیاط این موضوع را به همسرم اطلاع دادم و همان روز تصمیم گرفتیم با مایک روبرو شویم.
به مایک درباره کشفم گفتم و خواستم توضیح کامل بدهد. او ابتدا گفت که این موضوع را به کلی فراموش کرده است و نمی داند کیف پول را کجا پنهان کرده است، حتما چند ماه پیش بوده است.
او در خانه بودو بود و با یکی دیگر از دوستانشان مشغول بازی کامپیوتری بودند که در آن می‌توانی برد و باخت. هر زمان که مایک برنده می شد، توسط دو نفر دیگر هل داده می شد و لگد می زد. عصبانی و ناامید آن دو را ترک کرد. اما قبل از خروج از آپارتمان، کیف پولی را دید که روی پله ها افتاده بود. مایک فکر کرد متعلق به بودو است و آن را گرفت تا به او برگردد.
ما به او توضیح دادیم که باید بلافاصله قبل از سفر مدرسه ای که قرار بود دو روز دیگر برگزار شود، این موضوع را حل کند. مایک می خواست در همان روز با برادر بودو صحبت کند تا به او اعتراف کند که این اختلاط چگونه پیش آمده و قبلاً چه اتفاقی افتاده است.
اما هیچ صحبتی صورت نگرفت. مایک مجبور شد به سفر مدرسه 5 روزه برود، به وضوح متاثر شده و بدون اینکه موضوع را روشن کند. بعد از سفر مدرسه، مایک فقط یک چیز در ذهنش بود، صحبت کردن با برادر بودو و این بار موفق شد. او به خانه آمد و گفت که برادر بودو به او گوش داده و او را بخشیده است و هیچ کس، نه بودو و نه پدر و مادرش متوجه این موضوع نمی شود. غرامت مالی در اینجا ذکر نشده است. دو روز بعد، مایک پشت میز صبحانه نشسته بود، سرش را کج کرده بود و از درد گردنش تا شانه اش شاکی بود. به نظر او در طول شب کج دراز کشیده بود. اجازه دادیم به مدرسه برود. اوایل بعدازظهر وقتی از مدرسه به خانه آمد، سرش هنوز کج بود، خیلی شلوغ به نظر می رسید
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 39 از 42

خسته
بعد از شام به اتاقش رفت، برخلاف عادت همیشگی اش که با دوستانش اسکیت می کرد، در اتاقش ماند. بعد از حدود یک ساعت به سراغش رفتم تا حالش را بپرسم. در کمال تعجب روی تختش دراز کشیده بود و به خواب عمیقی می خوابید. من و همسرم ناراحت بودیم، اما اجازه دادیم بخوابد. آن شب حوالی ساعت 21 شب، مایک با سرش به آشپزخانه آمد و گفت که الان باید چیزی بخورد. سپس با وجود درد زیاد این کار را انجام داد، سپس بی سر و صدا در اتاقش ناپدید شد و تمام شب را خوابید.
صبح روز بعد هنوز آرام خوابیده بود. من و همسرم تصمیم گرفتیم او را به مدرسه ندهیم. ناگهان مشکوک شدم. من مشتاقانه یک موضوع خاص را از دکتر دوباره مطالعه کردم. هامر. مایک تمام روز را با استراحت های کوتاه می خوابید. در یکی از این وقفه ها او را با دقت بیشتری بررسی کردم و از او سوال پرسیدم. معلوم شد که مایک در سمت چپ گردنش ورم کرده بود که بسیار دردناک بود، مخصوصاً برای لمس کردن.
او نمی توانست بدون درد سرش را صاف کند و همچنین از سردرد بالای پیشانی و پهلوها شکایت داشت. عصر دوباره از خواب بیدار شد و سردردش برطرف شد. از او پرسیدم چند بار ادرار کرده است و بدون اینکه دوبار فکر کنم پاسخ داد: "هر وقت بیدار شدم مجبور شدم برم توالت"، ادرار اصلا قطع نمی شد و من به سختی چیزی ننوشیدم. و آن را به اختصار ترسیم می کنم، به اصطلاح فاز ادرار است که در ابتدای بحران داریم و آبی که در اینجا ذخیره می شود دوباره دفع می شود. این مرحله ادرار کردن است، ما آن را به خودی خود در هر برنامه داریم.
حداقل اکنون شک من تأیید شد، صبح روز بعد مایک دوباره بسیار هوشیار بود و می خواست به مدرسه برگردد، سرش دیگر آنقدر کج نبود، درد کمی کمتر شده بود. ما او را رها کردیم و از او خواستیم اگر علائم هنوز خیلی شدید بود از کلاس‌ها کناره‌گیری کند. طبق معمول از مدرسه برگشت. برای معلم کلاس مشخص بود که اشتباه می کند.
از آنجایی که مایک در سمینار Germanische Heilkunde شرکت می کرد، دکتر. زمانی که هامر را شخصاً شناختیم و او را "باحال" دیدیم، اغلب این فرصت را داشتیم که با مایک در مورد تفاوت های روش های درمانی طب سنتی و طب ژرمنی صحبت کنیم. بعد از ناهار با مایک صحبت کردم. وقتی از او پرسیدم که چه زمانی DHS خود را دریافت کرد، مایک به طور خودجوش پاسخ داد: "وقتی در مورد کیف پول به من گفتی." "از چه چیزی بیشتر ترسیدی"؟ مایک: «خیلی می‌ترسیدم دوستی‌ام با بودو را از دست بدهم و والدینم دیگر نمی‌خواهند من را ببینند. من هم می ترسیدم در مدرسه معلوم شود و این
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 40 از 42

مادر هم به دردسر می افتاد» - مادر معلم مدرسه است. "آیا می توانید کاری با کلمه اضطراب پیشانی انجام دهید"؟ مایک: "پدر، این دقیقاً همان چیزی است که من احساس کردم، ترس از اتفاقی که قرار است برای من بیفتد." "در طول سفر مدرسه چه احساسی داشتید"؟ مایک: "هر وقت حالم خوب بود، به من برمی گشت و بعد احساس خیلی بدی داشتم، سردم بود و نمی توانستم راحت بخوابم." "و چه زمانی درگیری برای شما حل شد"؟ مایک: "زمانی که مکالمه با برادر بودو بالاخره جواب داد."
چهار روز بعد از صحبت ما، سر دوباره صاف بود و تورم و درد از بین رفت.
طب متعارف این بیماری را "سنتروکیستیک، مرکز پلاستیک، لنفوم غیر هوچکین" می نامد. به اشتباه به عنوان یک نوع سرطان غدد لنفاوی نامیده می شود. از آنجایی که طب ژرمنیک وجود داشته است، می‌دانیم که این علائم در مرحله بهبودی پس از رفع تعارض اضطراب فرونتال هستند. از نظر ارگانیک، اپیتلیوم سنگفرشی قوس شاخه ای تحت تأثیر قرار می گیرد که در مرحله بهبودی متورم می شود.
اگر ژرمنیشه را نمی شناختم، مایک را نزد دکتر می بردم - خستگی شدید، تورم، درد در گردن و سر. غیرقابل تصور است که اگر پزشک تشخیص طبی مرسوم ذکر شده در بالا را تایید می کرد، وارد چه دور باطلی می شدیم.
بله درسته! و به همین دلیل است که دانش قدرت است، جهل ناتوانی است و تا سالم هستی باهوش باش، زیرا جام از ما نخواهد گذشت. بنابراین در حال حاضر از هر سه نفر یک نفر از سرطان رنج می برد، 25 سال پیش از هر چهار نفر یک نفر بود، اکنون از هر سه نفر یک نفر و تعداد آنها در حال افزایش است و آنها در خط مونتاژ دفع می شوند. و اگر از قبل بدانم و واقعاً با چنین برنامه ای مواجه شوم، خیالم راحت است و در دام کنشگری کور نمی افتم.
چت سوال: مشکلات دید یک طرفه در ارتباط با میگرن های بعدی چیست؟
پاسخ هلموت: خوب، ممکن است ... اختلال در بینایی باشد، یا شاید این هم از دست دادن میدان بینایی باشد، این ترس در درگیری گردن سارق است. و اگر این در ارتباط با ترس از جلو باشد، بله، من ترس از جلو در جلوی مغز و اختلال بینایی دارم - شبکیه، من آن را به عقب دارم و آن را داشتم، آن صورت فلکی پیشانی-اکسیپیتال است. بله، آنها در حال عصبانیت هستند. آیا اغلب کارهای دیوانه وار انجام می دهید، درست است؟ آن‌ها می‌توانند در این لحظه عصبانی شوند، بنابراین من عصبانی شدم، دخترانم فکر می‌کردند که دارم دیوانه می‌شوم، مادربزرگم فکر می‌کرد من دارم دیوانه می‌شوم، همسرم فکر می‌کرد که او اکنون دیوانه می‌شود، من فکر می‌کردم دارم دیوانه می‌شوم.
چت سوال: نظر شما در مورد سیستم های هارپ چیست، اما آنها نیز تاثیر دارند
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 41 از 42

روی بدن ما...
پاسخ هلموت: نمی‌توانم دقیقاً به شما بگویم که چگونه کار می‌کند، اما می‌دانید، من حتی با این شیمی‌تریل‌ها و چیزهای دیگر کمی مشکوک هستم - ممکن است آنها آب و هوا را دستکاری کنند، این هیچ رازی نیست. اما آنها با این کار به خودشان هم آسیب می‌رسانند، و بنابراین من واقعاً نمی‌دانم که آیا این فقط به ما صدمه می‌زند، زیرا آنها با این کار به خودشان آسیب می‌زنند.
چت سوال: 20 دقیقه دید هاله، هر 14 تا 25 روز، اما بدون سردرد...
پاسخ هلموت: خوب، مثل رنگین کمان است؟ اینقدر براق و خیلی دایره ای؟ بله، این شبکیه است و در مرحله بهبودی جدا می شود - اینجاست که ادم شکل می گیرد، در اصل مانند مغز، بله اینجا جایی است که ادم رخ می دهد، اعصاب بینایی از نظر آناتومیک بخشی از مغز هستند. و بعد شما یک دایره ای دارید... مثل رنگین کمان، بله، و در همه رنگ ها می درخشد، این یک ترس حل شده در درگیری گردن است. اما اگر همانطور که گفتم، شما شبکیه چشم دارید. در اینجا، شبکیه وجود دارد، ترس از جلو وجود دارد و شما اغلب یک کار دیوانه وار انجام می دهید، درست است؟ و آیا اغلب عصبانی می شوید؟ الان لازم نیست جواب بدی بنابراین من عصبانی شدم. من وضعیت، خطر را از جلو و از پشت می دانم. آنها اغلب حتی از در خارج نمی شوند. و اینها هم همین حملات پانیک هستند. آیا حملات پانیک را می شناسید؟ بنابراین شما روی ریل می‌روید و اجاق گاز همر در جلو فعال است و اجاق گاز همر در عقب فعال است و شما وحشت می‌کنید و نمی‌دانید چرا و چرا. چون تو روی ریل هستی به هر حال، این روشی است که شما تراورس ها را از طریق ریل کنترل می کنید. مثلاً در گوانتانامو شکنجه می‌کردند و با شکنجه درگیری‌های بی‌پایانی وجود دارد و همیشه قهوه تازه دم می‌کردند و سپس آنها را آزاد می‌کردند و حالا فرد شکنجه‌شده می‌رود، از منطقه عابر پیاده در کلن می‌گذرد و بوی قهوه تازه دم می‌دهد و متحیر می‌شود. گله هامر از شکنجه می آیند، متحیر، بله، عود می کند و او یک کار دیوانه کننده انجام می دهد. به این ترتیب می توانید افراد را از راه دور از طریق ریل کنترل کنید. اما منظور من این است که شما از طریق آن می بینید، که اساسا خود را از آن رها می کنید و دیگر قادر به کنترل آن نیستید. اما با استفاده از یک کلمه رمز، یک رنگ یا یک بوی خاص، خوابگاه ها را نیز به این ترتیب برنامه ریزی می کنید. یعنی همونطور که گفتم کار دیگه ای ندارن در طول روز بجز مطالعه ما، هیچ کاری نمیکنن، ما کار میکنیم. و نحوه نگهداری از حیوانات هم همینطور است و آنها ما را مطالعه می کنند و دقیقاً می دانند که کدام دستگیره را کجا باید بچرخانند تا توده ها هر کاری می خواهند انجام دهند. بسیار کارآمد با تلاش کم.
پس خانم ها و آقایان من تقریباً از یک ربع گذشت، از علاقه شما تشکر می کنم، از مشارکت شما، امیدوارم باز هم برای شما جالب بوده باشد و خوشحال می شوم دوباره به شما خوش آمد بگویم و آرزو کنم تا پس امیدوارم لحظات خوبی داشته باشید خدا حافظ!
چهارشنبه ، 31. ژانویه 2024
صفحه 42 از 42

Schreibe einen Kommentar

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. Erforderliche فلدر سند MIT * مشخص شده