10 | 2+3 قانون طبیعی بیولوژیکی | زیست شناسی جدید به گفته دکتر. هامر | سمینار پایه

2. قانون طبیعی بیولوژیکی - قانون ماهیت دو مرحله ای همه برنامه های ویژه بیولوژیکی معنی دار (SBS)، مشروط بر اینکه حل تعارض رخ دهد.

اگر تعارض قابل حل نباشد چه؟ چگونه تعارضات را حل می کنید؟ این قانون زیستی دوم طبیعت "به طور کلی به رسمیت شناخته شده" در نظر گرفته می شود!

3. قانون طبیعی بیولوژیکی - سیستم تعیین شده ی آنتوژنتیکی برنامه های ویژه بیولوژیکی معنی دار (SBS).

کدام برنامه ها باعث تکثیر سلولی، از دست دادن سلول یا نارسایی عملکردی می شوند؟ طرح مخاط حلق + طرح پوست بیرونی. این سومین قانون بیولوژیکی طبیعت در شرف "به رسمیت شناخته شدن" است.

10 | 2+3 قانون طبیعی بیولوژیکی | زیست شناسی جدید به گفته دکتر. هامر | سمینار پایه توسط هلموت پیلهار

مطالب گفتاری: 10 | 2+3 قانون طبیعی بیولوژیکی | زیست شناسی جدید به گفته دکتر. هامر | سمینار پایه توسط هلموت پیلهار

فیلم های آموزشی پیلهار – پیامک شده!
"دلیل 010 - قانون زیستی 2 + 3 طبیعت"
موضوع دقیقه فایل ویدیویی
دلیل 010 2 + 3 قانون طبیعی بیولوژیکی mp4
حداقل 00:00:01
خوش آمدید - مبحث مقدمه - قانون طبیعی زیستی دوم و سوم (با فلسفه هلموت)
بنابراین، خانم ها و آقایان، صبح بخیر! مایلم به گرمی به شما خوش آمد بگویم به گروه مطالعه آنلاین ما در پزشکی آلمانی توسط دکتر. پزشکی رایک گیرد هامر. موضوع امروز ما، قوانین زیستی 2 و 3 طبیعت است.
اگر سوالی دارید - در هر زمان، می توانید در چت بنویسید، امروز تعداد شرکت کنندگان آنچنانی نیست و همچنین می خواهم آن را درک کنید، امید من به مردم است. بنابراین سیستمی که ما در آن زندگی می کنیم طب ژرمنی را تحریم می کند و هر چه بهتر آن را درک کنید، اگر بدترین اتفاق بیفتد، بهتر می توانید به خودتان کمک کنید، و می توانید به اطرافیانتان - اعضای خانواده، دوستان - کمک کنید.
و طب آلمانی باید به نوعی "طب عامیانه" تبدیل شود. هر مادری باید بداند که نورودرماتیت در فرزندش چگونه عمل می کند. و وقتی آن را درونی کردم، نمی‌توانی آن را از من بگیری، هیچ‌کس نمی‌تواند من را از حل تعارض باز دارد و در بیشتر موارد من اصلاً به داروی اورژانسی نیاز ندارم، در موارد بسیار کمی به داروی اورژانس نیاز داریم. و بقیه طب متعارف می خواهد ما را از جلو و عقب هل دهد، اما ما در واقع به آن نیاز نداریم.
و این داروی آزادی است، بین من و سلامتی من نه دکتر است و نه دارویی، فقط من می توانم خود را درمان کنم و هیچکس در جریان درگیری من آنجا نبود، فقط می توانم آن را فاش کنم.
و هیچ کس نمی تواند مشکل خیانت همسرم را حل کند، فقط من می توانم این کار را انجام دهم و فقط من می توانم خودم را درمان کنم و مهمترین فرد در مورد نورودرماتیت یا دیابت یا صرع من خودم هستم و این دانش متعلق به من است. در مورد تحصیلات عمومی و دانش نمی تواند من را از یک درگیری محافظت کند.
طب ژرمنیک چگونه قرار است از من در برابر اصابت سنگ به جمجمه محافظت کند؟ اما علائم در پا دنبال می‌شود و اگر بتوانم سطح اندام را توضیح دهم، معمولاً هنوز درگیری را در حافظه‌ام تازه دارم و می‌دانم که از زمانی که این اتفاق افتاد، این علامت و خطر را تشخیص دادم و از خطر جلوگیری کردم.
اگر بدانم از کجا می آید، می توانم به این فکر کنم که چگونه دوباره آن را انجام دهم
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 1 از 34

از داستان خارج شوید و مثل الان مثلا همین الان باید با زحمت همه اینها را یاد بگیریم و مطالعه کنیم و این باید در کلاس زیست شناسی به ما یاد داده می شد. اصل موضوع از سال 1981 یعنی 35 سال است که معلوم است و بعد از آن ما این مزیت را خواهیم داشت. و بنابراین اکنون 10 سال بعد، یافتن درگیری دشوار است، اما هیچ راهی برای دور زدن آن وجود ندارد. تنها زمانی که دقیقاً لحظه شوک را بدانم، می‌دانم در مورد آن چه کنم.
بنابراین همانطور که گفتم، ما می توانیم تعارض را از علامت اندام - نورودرماتیت، جدایی، استخوان ها، عزت نفس و غیره جستجو کنیم، اما باید دقیقاً تعارض خود را پیدا کنیم. و مهمتر از همه، که چیز بدی نیست، داشتن یک دفترچه خاطرات با علائم، این آهنگ ها، بسیار بسیار ظریف هستند و شما به سادگی سعی می کنید الگو را از طریق آهنگ ها تشخیص دهید، بنابراین بیایید بگوییم، من همیشه در طول هفته...، یا میگرن آخر هفته - بحران قبل از ترس پیشانی، که در واقع یک علامت مرحله شفابخش است، هر بحرانی یک علامت فاز شفا است.
بنابراین با یک تعطیلات آخر هفته، من یک اضطراب پیشانی را حل می کنم - خوب، باید یک بار از یک اضطراب پیشانی رنج برده باشم و چیزی مدام باعث عود من می شود و در آخر هفته ظاهراً این "چیزی" از بین رفته است و بنابراین می توانم الگو را تشخیص دهم. من می دانم که چه مدت علائم را دارم، الان 5 سال یا یک سال یا از کودکی میگرن دارم، و بعد می توانید به این الگو فکر کنید، چیزی باید باعث عود در طول هفته شود، که من سپس در آخر هفته حل می کنم.
پس من در طول هفته چه چیزی دارم که در آخر هفته ندارم؟ ما واقعاً در حال حاضر باید کارآگاه خودمان باشیم، باید سرنخ‌های خودمان را پیدا کنیم، اما البته این فرض را دارد - می‌دانم درگیری چیست، میگرن ربطی به رژیم غذایی ندارد، میگرن ربطی ندارد. میگرن هیچ ربطی به مسمومیت محیطی یا هر چیز دیگری ندارد. من باید دقیقا بدانم، "آه من باید لحظه تکان دهنده را تجربه کرده باشم"!
و شوک چیست، درگیری بیولوژیکی چیست؟ و من فقط باید ریل ها و اصول اولیه را درک کنم. بله، مطالعه کل مطالب خسته کننده است، اما همچنین بسیار راضی کننده است و به خصوص زمانی که بتوانید به خودتان کمک کنید یا به اعضای خانواده کمک کنید تا سالم بمانید.
منظورم این است که واقعاً ژرمنی کاربردی است و آن "boahh" است، "phew" است، این جایی است که شما بلافاصله در اوج هستید. بنابراین در واقع بسیار راضی کننده است، کاملا غیرقابل تماشا است. شما خون در مدفوع خود دارید و می دانید که سرطان روده بزرگ برطرف شده است و می دانید، آها، مشکل، 3 هفته فعالیت درگیری - 3 هفته خون در مدفوع شما و سپس تمام شده است و شما سالم هستید. و این کاملا غیرقابل تماشا است، هیچ کس آن را نمی داند، اما بسیار کارآمد است و مهمتر از همه، شما هیچ عارضه جانبی ندارید.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 2 از 34

و آنها می خواهند این را از ما دور کنند و این در واقع جنایت علیه بشریت است. و اگر تا زمانی که سالم هستیم آن را پخش نکنیم، پس... هیچکس این کار را برای ما انجام نخواهد داد! و مشکل بزرگ اینجا این است که ما معمولاً فقط زمانی با آن برخورد می کنیم که احساس بدی داشته باشیم و شاید زمانی که شما تشخیص سرطان دارید، با آن مقابله می کنیم.
اما پس از آن زمان ما تمام می شود و با تشخیص سرطان، مشکل بعدی را داریم - درگیری بعدی، سرطان بعدی و اکنون شانس بقای ما در حال کاهش است. من فقط در وحشت هستم و به همین دلیل است که تا زمانی که شما سالم هستید خود را مطلع کنید تا الان وحشت نکنید و این فقط استراتژی من است.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 3 از 34

دلیل فایل ویدیویی 010 چهارم + پنجم قانون طبیعی بیولوژیکی mp2 Minute Min. 3:4:00
تاما
بنابراین، قانون دوم بیان می کند که اگر حل تعارض وجود داشته باشد، مرحله دوم وجود دارد، مرحله بهبودی وجود دارد، مرحله حل تعارض وجود دارد و با حل تعارض سیستم رویشی ما ناگزیر از استرس دائمی به استراحت دائمی تغییر می کند.
بنابراین وزن از ذهن من خارج می شود و من ناگزیر تعارض را حل می کنم، درست همانطور که با شوک درگیری برخورد می کنم - یعنی بسیار فعال، منزوی است، روی پای اشتباهی - سیستم رویشی من ناگزیر به استرس دائمی تغییر می کند، این همه با هم برنامه ریزی می کنند.
چه سرطان روده بزرگ باشد، چه سرطان سینه یا سرطان استخوان، ما ناگزیر با این درگیری همدل هستیم و این نیز بخشی از درمان طبیعت است. ما تمام توان خود را بسیج کرده ایم تا علت را حل کنیم، زیرا ساعت در حال حرکت است و من برای همیشه ندارم.
و حتی با برنامه ای به سادگی بیماری پریودنتال. گرگی را در طبیعت تصور کنید که درگیری فعال با گاز گرفتن دارد، پوکی استخوان و دندان‌هایش می‌ریزند، بیشتر دوام نخواهد آورد.
در واقع یک ساعت بیولوژیکی در همه جا وجود دارد و ما به سختی اشتها داریم و به سختی به خواب نیاز داریم و در یک برنامه خاص هستیم و من نیز دارم خود را تلف می کنم. و با حل تعارض - فقط اکنون وارد مرحله بهبودی و اکنون در مرحله بهبودی هستم، اکنون می خوابم و می خورم و اکنون دوباره کمبود انرژی فاز فعال را می خورم.
ما همچنین می بینیم که تمرکز هامر به شکل هدف در مغز در مرحله فعال و ادم در مرحله بهبودی است. در طب رایج شما فقط می روید و علامت را قطع می کنید، اما اگر من علت را حل نکنم - اکنون پستان از بین رفته است، اما به دلیل آن من تضاد مراقبت از کودک را حل نکرده ام، همچنان به درگیری ادامه می دهم. -فعال. و شما موفقیت های طب سنتی و حل تعارض را می دانید - من اکنون به ناچار به شفا تغییر می کنم.
اما اکنون یک مشکل وجود دارد، درگیری هایی وجود دارد که بهتر است آنها را حل نکنم. مثلا از دست دادن قلمرو که 9 ماه فعال بوده اگر حلش کنم سکته قلبی می شود و کشنده است.
یا وقتی 20 سالم بود تصادف رانندگی کردم، یک درگیری ترسناک با حنجره ام و رانندگی با ماشین، درگیری را ادامه داد و حالا دارم روی آن کار می کنم.
2. قانون بیولوژیکی طبیعت
> قانون ماهیت دو مرحله ای همه برنامه های ویژه بیولوژیکی معنی دار (SBSe)، مشروط بر اینکه حل تعارض (CL) رخ دهد.
در نظر گرفته شده "به طور کلی به رسمیت شناخته شده"
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 4 از 34

انبوه درگیری در - دهه ها، و در 80 سالگی گواهینامه رانندگی ام را رها می کنم، اکنون از راه آهن دوری می کنم و به ناچار در حال بهبودی از سرطان گلو هستم.
بنابراین اپیتلیوم سنگفرشی در حین بهبودی با تورم پر می شود - در طب معمولی به آن سرطان حنجره می گویند و همچنین می تواند منجر به تورم در مغز و به ویژه در سطح اندام در حنجره شود که هیچ کس نمی تواند آن را کنترل کند.
و در چنین شرایطی باید بگویید تا 105 رانندگی کنید، درگیری را حل نکنید! بنابراین، طب آلمانی این نیست که هر درگیری را با قلاب یا کلاهبردار حل کند. انبوهی از درگیری وجود دارد که اگر آنها را حل کنم بسیار بزرگ هستند - غیرممکن است که من از مرحله بهبودی جان سالم به در ببرم، در این صورت باید بگویید: "تو در مسیر می مانی"! اما من باید از قبل بدانم.
اینطور که این روزها به نظر می رسد، پیرمرد 80 ساله گواهینامه رانندگی خود را رها می کند و مدت کوتاهی بعد تشخیص می دهد که سرطان گلو دارد و بعد می گویند: "بله سرطان، از آنجا می میری" و یک سال بعد. او در واقع مرده است و می‌گوید... خوب بله، اما هیچ‌کس نفهمیده است که این ربطی به رانندگی ماشین دارد و مهم‌تر از همه، اینکه علت آن تصادف رانندگی چند دهه پیش بوده است.
اما اکنون می‌توانیم از قبل تشخیص دهیم که معاینه پیشگیرانه بهینه سی‌تی اسکن جمجمه خواهد بود، اگر در نقطه‌ای اتفاق بدی بیفتد، به موقع سی‌تی اسکن را انجام می‌دهیم تا ببینیم آیا اتفاقی افتاده است؟ اتفاقی نیفتاده؟ و سپس من از قبل می دانم که عاقلانه رفتار کنم. بله، او در 20 سالگی تصادف کرد و می داند که من از ترس رنج می برم و در 30 سالگی یک سی تی اسکن جمجمه دیگر انجام می دهد و می بیند، آها، درگیری اضطراب ترس هنوز فعال است و بعد هم می داند که وقتی من 80 سال دارم...او الان 80 سالشه، پس اگه الان گواهینامه رانندگیمو تحویل بدم میفهمه...پس ترجیح میدم ماشین برانم.
اکنون می توانم بدنم را آگاهانه کنترل کنم. می دانم که می توانم تصمیم بگیرم که آیا خوب شوم یا نه. اگر به ادامه مسیر ادامه دهم، درگیر درگیری خواهم بود. منظورم این است که این را برای یک پزشک معمولی توضیح دهید که می گوید شما دیوانه هستید، اما اینطوری کار می کند.
بنابراین گاهی اوقات حل تعارض مورد نظر نیست و در گروه قرمز، یعنی اپیتلیوم سنگفرشی در منطقه نیز وجود دارد، جایی که من می توانم انبوهی از درگیری ها را در طول دهه ها ایجاد کنم و در گروه زرد یا نارنجی چنین نیست، یعنی باید بافت غده را حل کنم. ، غده مانند و بافت همبند. بله، حتی ... گروه نارنجی، استخوان، بیماری پریودنتال - وقتی دندان هایم می افتد - در جامعه ما خوب است، اما در طبیعت شما یک مشکل بزرگ دارید.
و آیا واقعاً دانشی مهمتر از قانون اول و دوم طبیعت وجود دارد؟ قانون اول علل بیماری هایی را که خود به خود به وجود می آیند شرح می دهد: سرطان، بیماری های مزمن، آلرژی ها، روان پریشی ها.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 5 از 34

ژرمنیک در مورد مسمومیت، آسیب، سوء تغذیه صدق نمی کند، بنابراین من نیازی به حل تعارض در صورت مسمومیت، سوء تغذیه یا آسیب ندارم.
و قانون دوم می گوید، برای رفع این مشکل باید چه کار کنم؟ و اینها مهمترین اکتشافات هستند. بنابراین من هیچ کشفی را نمی شناسم که از نظر اهمیت به این نزدیک باشد، شاید اختراع چرخ.
اما ما تمام عمر در بدنمان گیر کرده ایم و نمی دانیم که پای ورزشکار چگونه کار می کند یا سرطان سینه چگونه کار می کند و طب ژرمنیک این را برای ما توضیح می دهد و من تمام عمر در این بدن گیر کرده ام. و اگر خودتان تحت تأثیر قرار بگیرید، بد است، اما اگر فرزند شما تحت تأثیر قرار بگیرد، بد نیست، یا شریک زندگی شما.
20 سال پیش می گفتند از هر 4 نفر یک نفر به سرطان مبتلا می شود، امروز می گویند از هر سه نفر یک نفر از ما نمی گذرد و اگر به موقع متوجه شویم عاقل خواهیم بود که وحشت نکنیم .
و به عنوان یک «غیر درمانگر»، نمی‌توانم... و نمی‌توانم و نمی‌توانم کسی را درمان کنم یا درمانگر بازی کنم. خوب، اول از همه، من از مقامات این اجازه را ندارم، زیرا من مدتها پیش "قطع" شده بودم و هرگز تصور نمی کردم این کار را انجام دهم، زیرا من بیش از حد در مورد زبان آلمانی می دانم، می دانم. خیلی کم است و درمانگر نیز مسئولیت دارد. همینطور که در حال حاضر است، درست مثل ماشین، به سراغ مکانیک می‌رویم که «ماشین من آنجاست» و او آن را تعمیر می‌کند، بنابراین پیش دکتر معمولی می‌رویم، اما همچنین پیش دکتر. درمانگران هامر
بیماران هیچ ایده ای از دمیدن و دمیدن ندارند و در واقع نمی دانند از درمانگران چه می خواهند، آنها از درمانگر می خواهند که علت را در آنها بیابد و علت به دنبال سوزنی در انبار کاه است.
و هنر شاه نصیحت عاقلانه است، چه باید بکنم تا از این راه خلاص شوم. آنها اساساً زندگی خود را در دستان درمانگر قرار می دهند و همانطور که در حال حاضر وجود دارد، درمانگران فقط با نام "دکتر. هامر، هیچ نظری ندارند و سپس با بیمار شست و شوی روده بزرگ انجام دهند - کارهای قبلی، این همان کاری است که آنها تاکنون انجام داده اند، زیرا آنها اصلاً در مورد زبان ژرمنی اطلاعاتی ندارند.
و همانطور که گفتم گروه هدف من افراد سالم، خود افراد علاقه مند هستند تا اگر بدترین اتفاق افتاد، بتوانند به خودشان کمک کنند. و این دو قانون اول طبیعت به طور کلی به رسمیت شناخته شده اند و این در واقع دلیل اصلی دکتر بود. مجوز طبابت هامر باطل شد - زیرا او دست نکشید و به طب سنتی تبدیل نشد.
و اکنون معلوم می شود که این کار با موفقیت در اسرائیل انجام می شود و اکنون دانشگاه دوسلدورف گزارشی از طرف انجمن پزشکی هسن صادر کرده است.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 6 از 34

ایجاد و تایید شد، دو قانون اول طبیعت به رسمیت شناخته شده تلقی می شوند. و اکنون، در جلسه دادرسی اوایل فوریه، دکتر. هامر توضیح می دهد که هنوز نمی تواند او را تایید کند زیرا شیمی درمانی نمی کند. و شما فقط باید اجازه دهید که غرق شود، لغو مجوز طبابت - دلیل آن لغو شده است زیرا دکتر. حق با هامر بود و از او تعریف و تمجید نمی شود، نه نه، او هنوز از تربیت درمانگر منع شده است - زیرا چه کسی قرار است درمانگر تربیت کند - اگر کاشف نباشد؟
و همه چیز در واقع به ضرر ما است، گازهای سمی همچنان به داخل پرتاب می شود، یعنی شیمی درمانی، مهم نیست چه سرطانی و می بینید، سیستمی که ما در آن زندگی می کنیم جرم است و چه کسی به ما کمک می کند آن را تغییر دهیم؟ اما یک مطالعه از فرانسه در طول 9 سال وجود دارد - توسط Marc Fréchet - شما می توانید در اینترنت در مورد آن تحقیق کنید - که به گفته دکتر Dr. هامر تحت درمان قرار گرفت و پس از 9 سال - 85٪ از آنها زنده ماندند و در طب سنتی 5٪ زنده ماندند - 5 سال. و 85 درصد 9 سال زنده ماندند و اگر خود به خود سالم شوم چه عوارضی دارم؟ نه! و این شفای واقعی است.
و در طب متعارف، اگر 5 سال زنده بمانید، معمولاً قسمتی از مغز یا روده یا قسمتی از سینه را از دست می دهید - و به این می گویند شفا و شما مسموم می شوید، می سوزید و به این می گویند. التیام‌بخش. بنابراین، این گروه از مارک فرچه "حل و فصل" شدند، آنها نترسیدند و زمینه برای آنها توضیح داده شد، آنها هر چیزی را که به طب سنتی ربطی داشت رد کردند و 85٪ زنده ماندند.
بنابراین وقتی ژرمنیک را تا حدی تمرین می‌کنم که نمی‌ترسم، واقعاً آن را درک می‌کنم، علائم اندام را درست تفسیر می‌کنم و این بدان معناست که مثلاً اگر لوسمی داشته باشم، می‌گویم: «خدایا شکرت که دارم. توانستم رکود عزت نفسم را حل کنم و خدا را شکر اکنون، زیرا فردا مواد درگیری بیشتری خواهم داشت!
اینطوری باید بفهمم هنگامی که سرطان خون شما تشخیص داده می شود، معمولا در حالت وحشت هستید، اما اگر آن را در سطح اندام به درستی تفسیر کنم، اگر بدانم که سرطان خون درمان کم خونی است - برای سرطان استخوان، پس خوشحال می شوم. آی تی.
و آن لحظه کاملاً متفاوت است و وقتی تا اینجا را فهمیدم، می توانم بقای خود را هفده برابر افزایش دهم و ما از آن محروم هستیم. اما همانطور که گفتم، اطلاعات موجود است، فقط باید وارد ذهن ما شود و وقتی وارد شد، هیچ کس نمی تواند آن را از من بگیرد.
و البته ما هم این مشکل را داریم که اصلاً نمی‌توانیم آن را تمرین کنیم - ژرمنیک. اگر فرزندی دارید و او در مهدکودک است و از جدایی از مادر رنج می برد و مهد کودک اجباری است، چگونه می خواهید این مشکل را حل کنید؟ اگر فرزندتان را در خانه رها کنید، مسئولان می آیند.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 7 از 34

بنابراین ما هنوز باید کارهای زیادی انجام دهیم... یا از فرزندتان در برابر جنسیت زودهنگام محافظت کنید، کودک دارد... کلاس‌هایی وجود دارد، چند نفر از بچه‌ها بلافاصله می‌افتند، آنها در شوک هستند. و سپس درگیری‌های جنسی توسط ADD و ADHD دنبال می‌شوند و سعی می‌کنند زمانی که کودک به تجربه جنسی اولیه ادامه می‌دهد، آن را حل کند. بنابراین ما در حد خود هستیم، بهترین زبان آلمانی تا زمانی که کودک باید آنجا راه برود فایده ای ندارد و ما باید همه آن را تغییر دهیم.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 8 از 34

دلیل فایل ویدیویی 010 چهارم + پنجم قانون طبیعی بیولوژیکی mp2 Minute Min. 3:4:00
تاما
اتلاف
> تنظیم امکان پذیر نیست.
نارسایی کلی اندام یا عملکردی معنای نهایی بیولوژیکی: مرگ قربانی
زن جوانی عاشق مردی می شود که او را بین امید و ناامیدی نگه می دارد. مرکز SWE، مرگ ناشی از مورفین
بنابراین، اگر نتوانم تعارض را حل کنم، با دلسوزی در استرس دائمی باقی می‌مانم، به سختی غذا می‌خورم، به سختی می‌خوابم و در برخی مواقع باتری تمام می‌شود و از خستگی می‌میرم.
و مثالی از این: زن جوانی عاشق مردی می‌شود و می‌خواهد از او بچه‌دار شود و مرد زن را بین امید و ناامیدی نگه می‌دارد و این بر ارزش مرکزی او تأثیر می‌گذارد - ستون فقرات و بدن‌های مهره‌هایش متلاشی می‌شود. بنابراین، استخوان - مخ - قانون سوم، سلول را در فاز فعال منهای می کند.
و او با دکتر. هامر یک تماس تلفنی برقرار کرد و درگیری پیدا شد، اما شما نمی توانید مرد را مجبور به ارتکاب کنید. اگر او نمی خواهد، شما می خواهید چه کار کنید؟ و پدر و مادر دیگر نیازی به مراقبت نمی بینند و دخترشان را در آسایشگاه می گذارند و در آنجا سریع مرفین درست می کنند و او را می خوابانند.
حال سوال مهم این است که آیا آلمانیک درست است یا درست نیست؟ مرگ دقیقاً مورد موفقیت نیست، مراقب باشید، ژرمنیک در درجه اول یک علم شناختی است، 5 قانون زیستی طبیعت را توصیف می کند و اگر نتوانم تعارض را حل کنم، یک نوع آن مرگ از لاغری و احترام است، همانطور که گفتم قوانین طبیعی وجود دارد. هیچ جایگزینی وجود ندارد شما می توانید این زن را تحت تابش قرار دهید، شیمی درمانی به او بدهید - می توانید هر کاری را که می خواهید عمل کنید، تا زمانی که برنامه مغز روی سلول منهای تنظیم شده باشد، آن پایین سلول منهای است.
و ما را متهم می کنند که اگر بیمار بمیرد، به زبان آلمانی می گوییم: "تقصیر خودش است، او نتوانست درگیری را حل کند". مراقب بازی سرزنش باشید. فرض کنیم کارفرما کارمند را اخراج می کند و او با سرطان کبد درگیری گرسنگی دارد و دیگر نمی داند چگونه غذا بخورد. حالا چه کسی مقصر است؟ آیا کارفرمایی که دیگر دستوری ندارد مقصر است؟
مراقب بازی سرزنش باشید. یا همان چیزی که در مورد اولیویا وجود داشت، من در واقع همه چیز را به هم زدم، این همه هرج و مرج و این واقعیت که کودک نیز با سرطان کبد واکنش نشان داد. ولی اون موقع من بهتر نمیدونستم و خارج از شرایط اضطراری نبود و امروز بهتر میدونم و وقتی اطلاعات دیگه ای دارم بگم دیروز چی برام مهمه امروز بهتر میدونم. و فقط بد است که من مخالف چیز بهتری باشم
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 9 از 34

نگه داشتن دانش آنچنان که هست خوب نیست.
اما ما این را به بیمار گوشزد می کنیم - اینجاست که مالش نهفته است و باید این مشکل را حل کرد، باید علت را حل کرد و دشمن خیر بهتر است، باید به دنبال مردی بهتر باشید! سپس وزن از ذهن شما برداشته می شود، اگر او بتواند در مورد آن بخندد، آنگاه تعارض حل می شود.
در حالی که در طب رایج، وقتی کسی می میرد، می گویند: "بله سرطان، ما بهتر از این نداریم"! در طب رایج آنها اجازه دارند در خط مونتاژ بمیرند و هیچ کس از این موضوع ناراحت نمی شود، گویی مجوز کشتن دارند. هیچ کس سؤال نمی کند که "آیا واقعاً لازم است" که تقریباً همه بمیرند؟ اما برای ما می گویند که او «دکتر. هامر تمرین کرد» و درگذشت و شما می توانید آن را به مدت شش ماه در هر روزنامه بخوانید.
دکتر کجا هامر تمرین کرد؟ دکتر. تمرین همر به این معناست که بیمار همه چیز را می‌داند، هیچ احمقانه، روزه یا هر چیز دیگری نمی‌کند، وحشت نمی‌کند، می‌داند قضیه چیست. دکتر. تمرین همر یعنی قانونی بودن اگر 3 ماه در مرخصی استعلاجی باشد و از همه چیز و شیمی درمانی و ... امتناع کند تا تحت فشار پزشکان قرار نگیرد. دکتر. تمرین همر به معنای طب اورژانسی به صورت موردی است – آیا به جراحی نیاز دارم، آیا به دارو نیاز دارم؟ ما کجا داریم؟
واقعیت این است که بیمار دکتر است. هامر می خواهد تمرین کند، طب سنتی را رد می کند و مجبور است پنهان شود. او باید به زیر زمین برود. او اغلب مجبور است از خود در برابر اعضای خانواده خود محافظت کند که همه با او صحبت می کنند و دکتر او را دیوانه اعلام می کند. کجا جایی هست که بتوانید دکتر را دریافت کنید. هامر می تواند تمرین کند؟ و این یک آشفتگی بزرگ است.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 10 از 34

دلیل فایل ویدیویی 010 چهارم + پنجم قانون طبیعی بیولوژیکی mp2 Minute Min. 3:4:00
تاما
ترتیب دادن
> امکان تنظیم
سلسله مراتب اجتماعی
به طور غریزی به دنبال راه حل نیست.
گرگ دوم!
پس: یک احتمال مرگ بر اثر اتلاف است و احتمال دوم این است که بیمار نتواند تعارض را حل کند، اما بتواند با مشکل خود کنار بیاید - با آن کنار بیاید و در نتیجه شدت آن را کاهش دهد و پیر شود. اما برنامه همچنان در حال جوشیدن است.
و شما می توانید این را به وضوح با از دست دادن قلمرو در حمله قلبی معروف/بدنام ببینید. بنابراین ما آنجا در قشر مغز هستیم، در ناحیه قلمرو - جوانترین و پیچیده ترین مغز و اینجاست که تعامل اجتماعی ساخته می شود. و برای اینکه گله بتواند با موفقیت شکار کند، به یک آلفا، یک فرمان، یک ساختار نیاز دارد.
درست همانطور که شرکت به یک رئیس و تعداد زیادی کارمند نیاز دارد و گرگ دوم از طریق یک درگیری ساخته می شود، یعنی جنگ چمن کلاسیک، قوی تر، ضعیف تر را شکست می دهد. ضعیفتر درگیری دارد! او تلاش می کند تا تعارض را حل کند اما نمی تواند، فقط می تواند با آن کنار بیاید. بنابراین او ضعیف تر از آلفا است، او نمی تواند درگیری را حل کند، او فقط می تواند با آن کنار بیاید.
و برای ما مردها برنامه به این صورت تنظیم شده است که اگر 6 ماه بیهوده بجنگم منصرف می شوم. و این استعفا، «من هم می دهم» این اتفاق می افتد: قلمرو مرد راست به روی من بسته است و زن چپ باز است و از این به بعد من نرم هستم.
این رله مغزی نیز میل جنسی من را کنترل می کند و اکنون در زیرزمین است - من آن را دوست ندارم. و در اینجا در منطقه ما همچنین تثبیت را داریم. بنابراین وقتی او قلمرو را با آلفا تجربه می‌کند، آلفا در او برنامه‌ریزی می‌شود و او اکنون به شکل همجنس‌گرا روی او متمرکز شده است - اتفاقاً همجنس‌گرا همین است.
البته همجنس گرایی ربطی به درگیری دارد، بنابراین نمی تواند ارثی باشد، آنها نمی توانند تولید مثل کنند، تلاش می کنند، اما نتیجه نمی دهد. و ما چیزی با همجنسگراها نداریم، یک رقیب کمتر، من از شما می خواهم، تا آنجا که من نگرانم همه مردها می توانند همجنسگرا باشند، من با آن مشکلی ندارم. و او اکنون روی آلفا تثبیت شده است و وقتی آلفا می گوید: "ما گوزن را می گیریم"، گرگ دوم می گوید: "بله، رئیس"! و بنابراین آنها می توانند با موفقیت شکار کنند و وجود داشته باشند. و اگر یکی از گرگ‌ها بگوید: «آه، تو و آهوی احمق تو، من غاز را از دریاچه می‌آورم» و دیگری، «خرگوش را از مزرعه می‌گیرم»، موفق نمی‌شوند.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 11 از 34

و اکنون زمانی که ماده تخمک گذاری می کند، آلفا موجود است، آلفا کسی است که هیچ درگیری در قلمرو ندارد، این بهترین، قوی ترین و احترام است، اصلی که هر کشاورز انجام می دهد. اگر گوساله می خواهد، گاو نر قوی می گیرد، گوساله سالم می خواهد، این اصل طبیعت است. این اصلا ربطی به اخلاق و دین ندارد. طبیعت استراتژی خود را دارد و تاکنون وجود ما را تضمین کرده است. بنابراین زن همیشه بهترین فرد را برای جوان خود دارد - آلفا.
و با این استعفا می‌توانم درگیری را کاهش دهم، آنژین صدری نیز فروکش می‌کند و در نتیجه می‌توانم پیر شوم. من از لاغری نمیمیرم چون گله به گرگ دوم نیاز دارد. گله نیاز به یک آلفا دارد، یکی کافی است، اما گرگ های دوم زیاد، وگرنه کار نمی کند و نباید از حمله قلبی یا از هدر رفتن بمیرند. و این قانون وجود دارد: ما آن را تغییر می دهیم، بنابراین می توانیم باستانی شویم، اما دیگر اجازه نداریم آن را حل کنیم! اگر این تعارض را بعد از 9 ماه حل کنیم - این در طبیعت به چه معناست؟
در طبیعت، وقتی او درگیری سرزمینی را حل می کند، به این معنی است که او دوباره آلفا است. و حالا طبیعت می گوید: "آها، یک لحظه صبر کنید، می خواهید دوباره مسئول تولید مثل شوید، حالا خواهیم دید که آیا شما توانسته اید تعارض را در یک زمان معقول حل کنید، اگر خیلی طول کشید، شما" بهترین نیست» و بر اثر سکته قلبی می میرد. قبل از اینکه به استرس آلفای واقعی ادامه دهید، اجازه می‌دهم بمیرید، این طبیعت است. منظورم این است که تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که ببینیم اینطور است و از آن درس بگیریم. طب آلمانی هم یک طب تجربی است که تجربه است، زن 9 ماهه باردار است، 8 نیست، 10 نیست اما 9 ماهه باردار است.
این که چرا اینطوری است بحث دیگری است، من فکر می کنم فیل ها تقریبا 2 سال است که باردار هستند و برای ما انسان ها 9 ماه است. و با از دست دادن قلمرو اینطور است - 9 ماه، اگر از آن گذشتم، دلیلی برای آن از طرف طبیعت وجود دارد، شما فقط می توانید تلاش کنید ... و این نبوغ دکتر است. هامر که خودش گرد است، منسجم است، منطق دارد. و ما معمولاً دیگر این درگیری ها را به طور غریزی حل نمی کنیم و این عدم حل غریزی چگونه کار می کند - فرض کنیم همسرم به من می گوید: "هلموت، با تو واقعا عالی بود، اما خداحافظ با ö" - من همسرم را از دست دادم، از دست دادن قلمرو بسیار حاد، منزوی، روی پا اشتباه است و اکنون تمام توانم را بسیج می کنم تا همسرم را پس بگیرم و رقیبم را بکشم.
و اگر 6 ماه موفق نشدم انصراف می دهم. بعد از 6 ماه با خودم فکر می کنم، برو همان جایی که فلفل رشد می کند بمان و به این ترتیب می توانم درگیری را کاهش دهم، اما - تا زمانی که مرد دعوا می کند، مرد است. وقتی او دیگر دعوا نمی کند، مغزش اخته شده است و اکنون اساساً همجنسگرا است. و اگر همسرم بخواهد بعد از 9 ماه پیش من برگردد، من دیگر او را نمی خواهم چون الان همجنسگرا هستم. من دیگر اهل زنان نیستم، اکنون به مردان علاقه دارم، یا زنان مردی که قرص مصرف می کنند.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 12 از 34

به هر حال، اینکه یک مرد با همجنس گرایی خود زندگی کند یا نه، ماهیت اصلی نیست. دکتر. هامر همچنین می گوید که اگر نرم - که زن است - با زن مردی که قرص مصرف می کند در رختخواب باشد، دو همجنس گرا هم در رختخواب باشند، به همین موضوع می رسد، ملاک تعیین کننده این است که او تولید مثل نمی کند، این است. چه چیزی در خطر است کسی که قلمرو خود را از دست داده است دیگر مسئول تولید مثل نیست. بنابراین اکنون یک راه حل اشتباه تعارض وجود دارد. همانطور که گفتم، درگیری هایی وجود دارد که بهتر است آنها را حل نکنم، مثلاً این از دست دادن قلمرو در طول 9 ماه.
بگذریم که در شرکت به جای اینکه طبق بحث و وعده ارتقا پیدا کنم، تنزل رتبه می کنم. اکنون قلمرو خود را از دست داده ام. تمام توانم را برای حل مشکل بسیج می کنم، اما نمی توانم آن را مدیریت کنم و بعد از 6 ماه با خودم فکر می کنم، شرکت احمق، چند سال مانده به بازنشستگی، آن را هم اتو می کنم. من مطمئناً دیگر تلاشی برای این شرکت نمی کنم. حالا می‌توانم آن را تغییر دهم، می‌توانم پیر شوم، اما اکنون راه‌حل اشتباهی برای مناقشه آمده است - حقوق بازنشستگی.
با بازنشستگی، مرحله جدیدی از زندگی برای من آغاز می شود، مشکلات در شرکت در هوا ناپدید می شوند. اکنون من رئیس پرندگان خود خواهم شد، بنابراین می توانم سال آینده به عنوان فرماندار کل منصوب شوم. اکنون ناگهان قلمرو خود را دارم. اکنون من این درگیری را حل می کنم - البته خوب بعد از 9 ماه به اشتباه و 6 هفته بعد حمله قلبی مرگبار رخ می دهد.
وزیر دارایی این را "مرگ زودهنگام قابل قبول اجتماعی" می نامد، او از این موضوع خوشحال است ... (از نظر صوتی نامفهوم) ... به طور بهینه مورد بهره برداری قرار گرفته است و بنابراین به اشتباه، در طبیعت حقوق بازنشستگی وجود ندارد، گرگ نمی تواند بگوید: "ای پسران، نگاه کنید. در آنها ساعت، حقوق بازنشستگی - کارائیب، در طبیعت این درگیری را حل نمی کند و جامعه ما اینگونه است و در آن صورت باید به بیمار بگویید، "مواظب حقوق بازنشستگی باشید" و ما از قبل این را در اینجا می دانیم. ..(کشیدن روی تصویر)... که به او می گوییم مراقب حقوق بازنشستگی باش، اگر درگیری را حل کنی زنده نمی مانی. به عنوان یک باربر شبانه در شرکت بمانید - در حالت ایده آل بدون دستمزد، به طوری که هر روز از شرکت دلخور شده و عمر طولانی تری داشته باشید. در طب متعارف او به اینجا می آید ... (نقاشی روی اسلاید) ... - در حال حاضر در بحران و تا آن زمان دیگر خیلی دیر شده است، او اجازه ندارد تعارض را حل کند. شما سعی می کنید آن را برای کسی توضیح دهید، اصلاً اینطور نیست... این دانش اولیه است، فقط در اطراف وجود ندارد.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 13 از 34

دلیل فایل ویدیویی 010 چهارم + پنجم قانون طبیعی بیولوژیکی mp2 Minute Min. 3:4:00
تاما
بنابراین، این امکان نیز وجود دارد، اما نه فقط در مورد از دست دادن قلمرو، بلکه به طور کلی در صورت فلکی. بنابراین بیمار از یک تضاد سرزمینی در vis-a-vis مغز و یک درگیری دوم رنج می برد.
در ضمن، ما با برونش، حنجره، آسم، لکنت، با سکته قلبی، آمبولی ریه، پاپ غیرطبیعی سروکار داریم، با مجاری صفراوی کبدی، زخم معده، سر و کار داریم. با هموروئید، ما با دستگاه ادراری سروکار داریم. التهاب مجاری ادراری شفابخش یک درگیری نشانه‌گذاری قلمروی است، اینها درگیری‌های سرزمینی هستند - نر و ماده وجود دارد و در صورت فلکی کانون همر در سمت چپ و راست فعال است و در اینجاست که توده درگیری متوقف می‌شود.
و اپیتلیوم سنگفرشی در فاز فعال زخم می‌زند و سرطان متوقف می‌شود، بنابراین از نظر ارگانیک من ظاهرا سالم هستم، اما وقتی درگیری دوم رخ می‌دهد، بلوغ عاطفی متوقف می‌شود، شما کودکانه می‌مانید، پسرهای بزرگی که با ماشین‌هایشان بازی می‌کنند و غیره همچنین جوان تر به نظر برسند
به هر حال، می توانید بگویید که وقتی از نظر عاطفی واکنش نشان می دهید، زمانی که عصبانی می شوید یا گریه می کنید، یا زمانی که خود را روی زمین می اندازید و با مشت به زمین می کوبید یا ... زمانی که چنین تصمیمی می گیرید، از نظر عاطفی بالغ است یک کودک پنج ساله ملاقات می کند، می توانید بلوغ عاطفی را ببینید.
و ما شیدایی-افسردگی، رفتار شیدایی-افسردگی فقط در قلمرو رخ می دهد، هیچ جای دیگر، نه در خارج، بنابراین نه در پوست - نورودرماتیت، نه در عضلات، نه در روده، نه زرد، نه نارنجی، بلکه فقط در قلمرو گروه قرمز بنابراین باز هم برونش ها، حنجره، شریان های کرونری، معده، مجاری صفراوی کبدی، هموروئیدها و مجاری ادراری، اینجاست که رفتار شیدایی-افسردگی رخ می دهد.
و انبوه درگیری را متوقف می کند، ما ظاهرا سالم هستیم. ما اکنون از نظر روانی غیرطبیعی، عقب مانده رشد، شیدایی-افسردگی اما ظاهرا سالم هستیم. ما می‌توانیم با آن قدیمی شویم، سرطان را متوقف می‌کند و ماوراء حس اینجاست - در واقع فقط برای مردان - طبیعت اساساً می‌گوید: "شما نتوانستید یک درگیری سرزمینی را حل کنید، حل دو مورد برای شما غیرممکن است!" من شما را از مسابقه خارج می کنم. در مبارزه سخت برای رسیدن به اوج به چیزهای بیشتری نیاز ندارید
صورت فلکی قلمرو
> رسیدن را متوقف کنید.
توده درگیری را متوقف کنید (محافظت شده). افسردگی شیدایی.
برای راه حل: "ققنوس از خاکستر".
60 درصد کمتر تشخیص سرطان در میان بیماران روانی ADD، ADHD
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 14 از 34

شرکت کنید، از این به بعد می توانید دوباره از محافظت از توله سگ لذت ببرید. بله عروسک کلاس، شما ممکن است او را از مدرسه خودتان بشناسید، معمولاً یک نفر در کلاس است که توسط همه کتک می خورد، اما او واقعاً احمق است و به همین دلیل است که از همه کتک می خورد - عروسک کلاس.
Und die Natur sagt, du bist jetzt plem-plem, entsprechend deiner Reife bekommst du im Rudel einen adäquaten Arbeitsplatz – also Kindergärtner, wenn der mit 5 stehengeblieben ist, der kann 50 sein, hat aber die Reife von 5, der versteht sich mit Kindern خیلی خوب. طبیعت همچنان می گوید: "هیچ اتفاقی برایت نمی افتد، تو را روی یخ می گذارند"، انبوه درگیری را متوقف می کند، "شما به ایستگاه غواصی می روید، نمی توانید وضعیت را تغییر دهید، باید منتظر بمانید تا وضعیت در شما تغییر کند. لطف". و اگر اوضاع به نفع او تغییر کند، آنگاه می تواند اوضاع را حل کند. او هیچ درگیری پشت سر خود ندارد، از بحران ها جان سالم به در می برد و حتی می تواند دوباره آلفا شود.
و این صورت فلکی - این ماوراء طبیعی است، به ایستگاه غواصی می روید، روی یخ قرار می گیرید، منجمد می شوید و منتظر زمان های بهتر می شوید. اما از شما محافظت می شود، شما از نظر روانی غیرعادی هستید، شما را جدی نمی گیرند، اما از شما محافظت می شود. و من گفتم: این فقط برای مرد است، در مورد امر است، در حالی که در طبیعت زنان - فلکی ندارند، زیرا اگر زن باید به صورت فلکی بیاید، حداکثر در تخمک گذاری بعدی است. با آلفا و یک توله، یک بچه، از او دارد.
و زندگی جدیدی برای آنها آغاز می شود. بنابراین بار دیگر، اگر تعارض قابل حل نباشد، این 3 گزینه وجود دارد - یعنی مرگ بر اثر هدر رفتن، دگرگونی و صورت فلکی اسکیزوفرنی در قلمرو، فقط در اینجا انبوه درگیری متوقف می شود، هیچ جای دیگر. من دارای اختلال روانی، شیدایی-افسردگی، عقب ماندگی رشد هستم اما ظاهرا سالم هستم.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 15 از 34

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
دلیل 010 2 + 3 قانون طبیعی بیولوژیکی mp4
حداقل 00:46:51
چگونه تعارضات را حل می کنید؟
بنابراین اکنون به موضوع - چگونه تعارضات را حل می کنید؟ خیلی پیش پا افتاده، آنفولانزا چیست؟ در هر صورت، آنفولانزا یک درمان است، شما تب دارید، کسی آنفولانزای روده دارد، کسی توانسته مشکلی را حل کند - در مرحله فعال شما یبوست دارید، در مرحله بهبودی شما اسهال دارید، قولنج - که درد دارد.
دیگری آنفولانزای استخوانی دارد، او توانست افت عزت نفس را حل کند، در فاز فعال سوراخ هایی ایجاد می کند - کلسیم زدایی، در مرحله بهبودی با تورم ترمیم می شود، که درد دارد.
دیگری برونشیت دارد، دچار ترس از قلمرو یا ترس در قلمرو شده است و در فاز فعال اپیتلیوم سنگفرشی زخم می‌کند و در بهبودی با تورم ترمیم می‌شود و درد می‌کند، فاز فعال بی‌حس است و بهبودی درد می‌کند.
و بنابراین مردم اغلب فکر می کنند که او آنفولانزا دارد. و من تقریباً مطمئن هستم که همه ما قبلاً آنفولانزا داشته ایم و این به چه معناست؟ این به معنای چیزی نیست جز اینکه ما دچار درگیری شدیم و آن را حل کردیم، در غیر این صورت آنفولانزا نخواهیم داشت. چطور این کار را کردی؟ تاکنون از دکتر شنیده اید. هامر چیزی نمی دانست. چطور این کار را کردی؟ غریزی، شهودی! وقتی تعارضی پیش می‌آید طبیعت درمانی شروع می‌شود و بلافاصله فکر اجباری روی روحمان می‌افتد، تمام افکارمان حول مشکل می‌چرخد و تمام توانمان را برای حل مشکل بسیج کرده‌ایم و تا سنگ از سرمان نیفتد تسلیم نمی‌شویم. ذهن و سپس آن را به ما به شفا می رسد.
و برای نوزادان کاملاً یکسان عمل می کند. بگوییم مادر بچه در بغل، سرباز می آید و بچه را از آغوش مادر می رباید. به صورت مادر و بچه نگاه کن! هر دو درگیری دارند، چه کار می کنند؟ جیغ بزن، جیغ بزن، جیغ بزن تا دوباره به هم برسند و بعد سنگینی از ذهنشان بیفتد. یا در مورد حیوانات به همین صورت عمل می کند اگر استخوان را از سگ بردارید، چه کار می کند؟ تا سنگ از جانش نیفتد آرام نمی گیرد. و اینگونه است که ما معمولاً تعارضات را به طور غریزی و شهودی حل می کنیم. و اینها برنامه های معقولی هستند، طبیعت آنها را برای ما برنامه ریزی کرده است.
خب، ما تا الان موفق شده‌ایم وگرنه اینجا نمی‌نشستیم و همه ما ده‌ها تا از این برنامه‌ها را اجرا می‌کردیم. ما همچنین بسیاری از درگیری ها را به پایین تغییر داده ایم یا شاید در صورت فلکی هستیم - متأسفانه اکثر ما در صورت فلکی هستیم. این جامعه آشغال ماست. همه ما اساساً در حال غواصی هستیم، همه ما منتظر زمان های بهتر هستیم. اما مراقب باشید، مجازات تشدید شده است - هیچ راه حلی برای ثبت اختراع وجود ندارد!
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 16 از 34

مثالی از سرطان کبد: سرطان کبد همیشه «گرسنگی» است، همیشه. من ممکن است در مورد خودم درگیری گرسنگی داشته باشم - من دیگر نمی دانم چگونه غذا بخورم، سپس ندول های کبدی زیادی دارم و حتی می توانم درگیری در مورد شخص دیگری داشته باشم، یعنی درگیری جدایی، حمله به قلب، سقوط در عزت نفس و البته یک درگیری گرسنگی. اگر دخترم با یک بازنده ازدواج کند و من می ترسم که بازنده نتواند از دخترم حمایت کند، من یک ضایعه کبدی دارم.
اما برای مثال، صدها درگیری با گرسنگی وجود دارد. ب. به دلیل ورشکستگی من از گرسنگی رنج می برند - حساب ها توقیف شده است، فاخته همه جا است، من دیگر نمی دانم چگونه به خودم غذا بدهم. اما می‌توانم از گرسنگی هم رنج ببرم زیرا سرطان روده بزرگ دارم، نگرانم که دیگر نتوانم غذا بخورم، باید از گرسنگی بمیرم. و همانطور که گفتم یک درگیری گرسنگی در مورد دخترم، من 3 بار سرطان کبد دارم، 3 بار گرسنگی دارم، اما هیچ راه حلی برای ثبت اختراع وجود ندارد.
در مورد اول به پول نیاز دارم تا حساب ها را متعادل کنم، در مورد دوم باید از شر سرطان روده بزرگ خلاص شوم، در مورد سوم به یک داماد قدرتمند نیاز دارم. می بینید که کل کار چقدر فردی است، که البته کارها را به این راحتی نمی کند. همانطور که ما انسان ها فردی هستیم، درگیری های ما به همان اندازه فردی هستند و راه حل ها به عنوان یک راه حل یکسانی وجود ندارد. پزشک معمولی کار را برای خودش آسان می کند: سرطان کبد - شیمی درمانی! سرطان روده بزرگ، سرطان سینه، سرطان استخوان، سرطان ریه - شیمی درمانی، شیمی درمانی، شیمی درمانی. کودک، بزرگسال، پیرمرد - مهم نیست، شیمی درمانی. برای خودشان رد می کنند و این جرم است.
اما همانطور که گفتم ما معمولاً مسائل را به طور غریزی و شهودی حل می کنیم و گاهی اوقات تعارضات را به طور تصادفی حل می کنیم. اتفاقاً عشق بزرگی که در آن زمان داشتید اکنون زشت است و شما در حال حاضر سالم هستید. یا تصادفاً رعد و برق به مادرشوهر شما برخورد می کند - و شما سالم هستید.
و اگر تا به حال به طور غریزی - به طور شهودی - به طور تصادفی آن را مدیریت نکرده اید، اکنون ابزارهایی داریم که خودمان آن را بفهمیم، تا یک دفترچه یادداشت از علائم داشته باشیم تا بتوانید ببینید، "آها، من همیشه آنها را در اختیار دارم. میگرن آخر هفته، یعنی باید در طول هفته فعال باشم.
چند وقته اینو دارم برای 5 سال - بنابراین من باید به آنجا نگاه کنم، بقیه راه آهن است. و وقتی به آن اشاره می‌کنم - "آه، 5 سال پیش"، اتفاق بسیار بدی در شرکت با رئیس رخ داد، بنابراین فکر کردم که او دارد من را از بین می‌برد و رئیس اکنون اساساً راهنما است و اکنون می‌توانم به آنچه باید فکر کنم. بعدی را انجام دهید ترک کنم؟ بعد من سالم هستم، دنبال کار دیگری با رئیس بهتری می گردم یا قبول می کنم.
اما من همیشه باید دقیقاً آن را پیدا کنم، هیچ دوتا شبیه هم وجود ندارند
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 17 از 34

درگیری‌های ترس از جلو، می‌تواند تصادف رانندگی، ترس از جلو نیز باشد. و حالا در طول هفته من ماشین را می رانم، در آخر هفته ماشین نمی رانم - آن را حل می کنم. همیشه خطر از جلو وجود دارد - ترس از جلو.
اما شما باید دقیقاً بفهمید که کدام یک. به طور کلی می توان گفت که بهترین راه حل تعارض همیشه حل تعارض واقعی است. بنابراین مادر سرطان سینه دارد زیرا کودک بیمار است. برای رفع سرطان سینه، کودک باید سالم شود. فقط بریدن سینه او درگیری در مورد کودک را حل نمی کند. او در استرس دائمی باقی می ماند و خسته می شود. و اگر بهترین راه حل برای تعارض ممکن نباشد و کودک بمیرد، راه حل دوم مورد نیاز است و نگاهی به طبیعت اغلب کمک می کند.
گوسفند مادر وقتی گرگ بچه اش را در می آورد چه می کند؟ جدید! این بدان معنا نیست که او باید کودک را فراموش کند، بلکه فرزند جدید به من کمک می کند تا از مرگ فرزند دیگرم عبور کنم. اگر من در درگیری از لاغری بمیرم، بچه دیگر مرده چیزی به دست نمی آورد. و چنین فرزند جدیدی به من کمک می کند تا درگیری را حل کنم، این راه حل ثبت اختراع است! یا درست مثل وقتی که سگ محبوب من می میرد، وقتی یک عزیز می میرد یا حیوانی می میرد این غیر قابل برگشت است. و یک توله سگ جدید به من کمک می کند تا بر آن غلبه کنم، یا اگر همسرم از من فرار کرد - یک همسر جدید، پیچیده فکر نکنید.
و اگر این کار را نکنم، درگیری فعال باقی می ماند. و اگر دومین بهترین ممکن نیست به دلیل اینکه سن شما خیلی زیاد است، پس باید سومین بهترین را داشته باشید، یک روشنفکری - مذهبی. در زندگی پس از مرگ ما دوباره یکی هستیم یا چیزی شبیه به آن. اما مواظب باشید این روشنفکران مجبور نیستند باور کنند، شما به راحتی می توانید از ایمان دور شوید. و فقط ما بزرگسالان می توانیم این کار را انجام دهیم. حیوان نمی تواند این کار را انجام دهد. حیوان همیشه نیاز به حل تعارض واقعی دارد.
و نه کودک، وقتی کودک از جدایی مادر رنج می برد، کودک متوجه نمی شود - مادر در عصر برمی گردد، او هیچ تصور زمانی برای این کار ندارد. کودک در حال حاضر واقعاً برای حل تعارض به مادر نیاز دارد. و اکنون - و فقط "حال" وجود دارد، گذشته از بین رفته است و آینده هنوز اینجا نیست. بنابراین در واقع فقط "حال" وجود دارد، ما فقط برای همیشه زندگی می کنیم - همیشه برای همیشه خواهیم داشت و همیشه برای همیشه و فقط در "اکنون" زندگی خواهیم کرد. و کودک اکنون به مادر نیاز دارد.
ما بزرگسالان یک تخیل زمانی داریم - در عصر، شریک زندگی برمی گردد، بزرگسال آن را دارد، اما کودک نه و نه حیوان. اگر سر میز یک استیک داشته باشم و به سگ روتوایلرم بگویم: «اما، می‌توانی استیک را عصر بخوری»، او از من می‌پرسد که آیا پرنده دارم. او اکنون به استیک نیاز دارد. و اتفاقاً، ماسایی ها، این سیاه پوستان بزرگ، نمی توانند اهلی شوند، اگر می خواستی آنها را مجازات کنی و آنها را حبس کنی، آنها نمی فهمیدند که دوباره آزاد می شوند سه ماه. آنها با خود گفتند: "من نمی خواهم اینطور زندگی کنم" و ذهنی از خود دست کشیدند و اساساً خود را از نظر روحی کشتند.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 18 از 34

بنابراین بهترین...، برای کودکان یا حیوانات، فقط حل تعارض واقعی امکان پذیر است، از نظر فکری شما هیچ شانسی ندارید. اما این همیشه برای ما بزرگسالان نیز بهترین گزینه است. اما شما همچنین می توانید از آن عبور کنید، به عنوان مثال دکتر. هامر با کیست بیضه اش از دست دادن پسرش بود. او سه ماه درگیر درگیری بود، سه ماه نیاز داشت که با همسرش درباره مرگ زیاد صحبت کند. او اتهامات جدی به خود وارد کرد، او مشاهده کرد که ساووی ها و وکلای آنها در حال معالجه پزشکان ارشد هستند، که اجازه می دهند پسرشان بمیرد و این درگیری او بود. بنابراین ساووی در واقع ناخواسته به او شلیک کرد، او حتی او را ندید، گلوله از دو طرف قایق عبور کرد، اما سپس اجازه داد پسر بمیرد.
او نمی خواست یک معلول در آنجا داشته باشد که برای همیشه جنایت خود را به او یادآوری کند و دکتر. هامر از قبل این را مشاهده کرده بود و در واقع این موضوع بسیار متناقض بود. بنابراین شما می توانید از آن عبور کنید و همانطور که گفتم وقتی عزیزی می میرد - این غیر قابل جبران است و ما در همه فرهنگ های بشری این آیین ها را داریم - این مراسم خاکسپاری، ملاقات می کنید، گریه می کنید تا از آن عبور کنید.
و اگر آن را از دست دادید، اگر کاری ناتمام با کسی دارید که فوت کرده است، باید با نوشتن نامه ای برای او جبران کنید و همه چیز را از سینه خود خارج کنید. شاید نامه را یکی از بستگان تأیید کند و نامه را بسوزاند، خاکستر را روی قبر بگذارد - نوعی مراسم برای غلبه بر آن.
و البته نبوغ درمانگر نیز لازم است، همانطور که گفتم، توصیه عاقلانه و آن هنر سلطنتی در زبان آلمانی است. هر چیز دیگری که می توانید یاد بگیرید، خواندن سی تی جمجمه و به خاطر سپردن جدول تشخیص و علائم - فعال - شفابخش، همه آن ها را می توانید یاد بگیرید، اما نمی توانید خرد بیاموزید.
و یک درمانگر یک بار... آن مرد، فکر می کنم حدود 25 سالش بود، از نظر روانی دچار اختلال شده بود و پدر خانواده را کتک می زد - یعنی مرتب زن و بچه اش را کتک می زد. و مرد جوان روانی بود و پدرش قبلاً سه سال پیش فوت کرده بود و درمانگر به او توصیه کرد که روی قبر پدرش پوک بزند تا او زیاد خرخر کند. هر چیزی که به ذهن می رسد پدر را صدا می کند. مرد جوان تقریباً قبر را هتک حرمت کرد، اما خوب شد.
برای شروع یک زندگی جدید! پس وقتی شما به عنوان یک مرد مدام توسط همسرتان مورد ضرب و شتم قرار می گیرید، با خود می گویید دیگر معنی ندارد، من دنبال زن جدیدی می گردم که کمتر مرا کتک بزند. پس فقط از آن اجتناب کنید. یا اگر در محل کار مورد آزار و اذیت قرار می گیرید - فقط از آن اجتناب کنید، شغل جدیدی پیدا کنید - یا مدرسه را تغییر دهید.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 19 از 34

معلمانی وجود دارند که به سادگی یک کودک را روی ضربات خود دارند و شما فقط می توانید از آن اجتناب کنید. شما نمی توانید افراد را تغییر دهید، اما می توانید تغییر دهید - اجتناب کنید - از مسیر اجتناب کنید. هر حیوان کوچکی این کار را می کند و شما خودتان موضوعات زیادی دارید - که به سادگی از آنها اجتناب می کنید و حق دارید این کار را انجام دهید. این بهترین گزینه، امن ترین گزینه است.
پرواز به جلو - حساسیت زدایی: بنابراین دکتر. هامر به طور کلی در مورد حساسیت زدایی هشدار می دهد زیرا معمولاً اشتباه می شود. حساسیت زدایی یعنی چی؟ من به عنوان یک درمانگر، آگاهانه بیمار را روی ریل می گذارم به این امید که بتواند بر آن غلبه کند. و اگر او نتواند بر آن غلبه کند، من به عنوان یک درمانگر باعث عود بیمار می شوم و این در واقع هنجار است. بنابراین فردی که با عجله از تیر تلگراف پایین آمد و دچار درگیری حرکتی شد، از سقوط با یک انفجار جان سالم به در برد، اولین تشنج صرع خود را داشت و همیشه وقتی از جایی بالا می‌رود، ریل به دستش می‌رسد، «دوباره می‌افتم آنجا». یک تکه می آید روی زمین، آن را حل می کند و تشنج صرعش را می گیرد. او این را می داند و به سادگی از صعود به هر جایی اجتناب می کند. و اگر چنین شخصی را از نردبان 10 متری تعقیب کنید یا او را از درخت بخواهید، باعث عود بیماری در بیمار خواهید شد و این مزخرف است. از نظر درمانی این مزخرف است! اجتناب از راه آهن!
اما مطمئناً درگیری هایی وجود دارد که منطقی است: یک دختر 2 ساله با سر به یک حوض می افتد، گل در دهانش باقی می گذارد، کودک دچار درگیری ترس و انزجار شده است - این نیز در قلمرو است و چپ دست ها این مشکل را دارند. -به نام اسب پرش و کودک دچار درگیری ترس-انزجار با دیابت شد. و ریل "وان، سر زیر آب" است.
بنابراین در حال حاضر یک نوع اجتناب از آتل وجود دارد، اجتناب از آب، اما اجتناب از آب برای زندگی، که دشوار خواهد بود و گونه ای که والدین اکنون به توصیه دکتر انجام می دهند. هامر عبارت است از: در آب کم عمق و ولرم وان همراه با اسباب بازی ها برای از بین بردن ترس کودک از آب به طوری که کودک دوست دارد برای غلبه بر تعارض به اطراف بپاشد. باز هم، درمانگر باید نسبت به اینکه در کجا امکان حساسیت وجود دارد و کجا نیست، حساس باشد.
این بزرگ شدن، درگیری هایی که در دوران کودکی داشتید، امروز بی ربط هستند، نورودرماتیت که در دوران بلوغ ناپدید می شود. برای کودک کوچک، جدایی مادر وجودی است و کودک دچار درگیری جدایی با نورودرماتیت می شود و وقتی کودک 16 ساله است می گوید: "مامان امروز می روم دیسکو" و مادر می گوید "اما اگر بتوانم". با تو بیا»، سپس کودک می گوید: «لطفا برو! مامی"! و این شرم آور است و شما خود را از مادرتان جدا می کنید و سپس نورودرماتیت ناپدید می شود. بنابراین درگیری هایی که در کودکی داشتید امروز بی ربط است، اما درگیری هایی وجود دارد که در کودکی نداشتید، مثلاً مسئله پول. زیرا در دوران کودکی شما اهمیتی نمی‌دادید و امروزه این موضوع اغلب بحث برانگیز است، این تعارضات وجودی.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 20 از 34

تغییر در سطوح هورمونی: اگر سطح هورمونی من تغییر کند، احساس تعارض من تغییر می کند. و تنها از طریق این می‌توانم تعارض‌ها را حل کنم، می‌توانم تعارض‌ها را درک کنم، به طوری که آنها در منطقه قلمرو، از زن به مرد «پرش» کنند، بنابراین نمونه‌ای از اضافه: زن رفتار سرزمینی مردانه ندارد. بنابراین وقتی همسایه سطل زباله خود را در خیابان زن زن قرار می دهد، او حتی متوجه نمی شود. اما وقتی همسایه سطل زباله اش را در خیابان مادربزرگ می گذارد، مادربزرگ می گوید: «الان هر روز با من این کار را می کند»! او با آن مشکل دارد.
نمونه ای از همدلی مجدد: دزدی که از پنجره می آید. زن از ترس ترس به حالت تدافعی می رود، اوف دزد - یک پتو روی سرش بگذار. مادربزرگ با جاروش حمله می کند. او ترس مردانه از ترس و ترس مردانه از قلمرو دارد. در زنان آن را در حنجره، در مردان آن را در برونش. همان رویداد، اما با چشم های متفاوت دیده می شود، یک بار زن، یک بار مرد.
و این جایی است که درگیری می تواند ایجاد شود. ماده دچار درگیری ترس ترس شده است، وارد مرحله گذار می شود، مذکر می شود و سپس کانون هامر از رله حنجره به رله برونش می پرد. و حنجره وارد محلول می شود و برونش ها اکنون توده ای از درگیری ایجاد می کنند، بنابراین درگیری احساس می شود.
و نمونه ای از حل: بنابراین یک درگیری جنسی معمولی در دوران کودکی، نمایشگاه گرا است. و حالا وقتی این زن که از 5 سالگی درگیری جنسی فعال داشته است، وارد مرحله گذار می شود، مرد می شود، بله زن مرد می شود، مرد می شود زن، اتفاقاً این چیزی ندارد. برای انجام با دست، مرد زن. زنان مذکر هستند، مردان مؤنث هستند و ربطی به دستی ندارد. افراد راست دستی زن هستند و چپ دست هایی که زن هستند.
و حالا مرد می شود و برای مرد نمایشگاه گرا مسئله ای نیست، اگر نمایشگاه گرا به سراغ مرد برود و بگوید «هو»، مرد می گوید: «ببین که جلو می افتی»! و اکنون او وارد چرخش همه چیز می شود و درگیری جنسی را حل می کند. و اگر او در صورت فلکی بود و محافظت می شد، از آمبولی ریه نیز جان سالم به در می برد.
و رله جنسی نیز ارگاسم واژن را کنترل می کند. او در تمام عمرش فقط توانسته است کلیتوری واکنش نشان دهد، وارد مرحله گذار می شود و ناگهان برای اولین بار در زندگی اش واکنش واژینال نشان می دهد و با خود فکر می کند: "وای، آن مرد به چیزی رسیده است که تا به حال هیچکس به آن دست نیافته است" و در در واقع او به تازگی یک درگیری جنسی را از کودکی حل کرده است. شما اغلب می شنوید که این مورد است. وقتی مادربزرگ از سوپرمارکت بیرون می‌آید - یک نمایشگاه‌دار جلوی او، مادربزرگ می‌گوید: "اوه حالا می‌دانم چه چیزی را فراموش کردم، میگو"! زیرا برای مادربزرگ، نمایشگاه گرا بودن مسئله ای نیست.
مواجه شدن با یک عمل انجام شده: پایان دادن با وحشت اغلب بهتر است
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 21 از 34

به عنوان یک وحشت بی پایان و دو نمونه از این.
یک پیرمرد 70 ساله از 20 سالگی، یعنی 50 سال، به موی گربه آلرژی به ملتحمه داشته است. ملتحمه جدایی بصری است - "از دست رفته از دید". و با وجود اینکه او دکتر است. اگرچه او اصلا هامر را نمی شناسد، اما درگیری او را می داند. وقتی او 20 ساله بود، بچه گربه همسایه به سراغش آمد و او تا حد مرگ عاشقش شد و از یک روز به بعد گربه دیگر نیامد و از آن زمان به بعد این آلرژی به موی گربه با ملتحمه دارد و او این را می داند. و در سن 70 سالگی، بیمار از همسایه می پرسد: "به من بگو، چه اتفاقی برای گربه افتاده است؟" همسایه می گوید، "خوب او مرد" و آلرژی از بین رفت. او مخفیانه به مدت 50 سال امیدوار بود که گربه بتواند دوباره گوشه را بچرخاند و این جمله را گرفت: "او مرده است" تا متوجه شود و سپس آلرژی از بین رفت.
و مثال دوم با - "پایان با وحشت". قرار بود خواهرشوهرم شاهزاده خانم باشد، مشکلی در کارمای او پیش آمد. او بسیار VIP است، بنابراین Schicki-Micki - او واقعاً فرد خوبی است، شما واقعاً می توانید هر چیزی از او داشته باشید، اما او به نوعی در ابر نهم است. و او یک دوست پسر در یک منطقه شیک وین با یک آپارتمان بزرگ، مناسب موقعیت او به عنوان یک شاهزاده خانم دارد که به او درگیری جنسی منجر شد. و راه حل درگیری جنسی، برادر شوهر فعلی بود، تنها مشکل این بود که او آپارتمانی در حومه وین دارد، شهر به نام "فیش ام اند" است، برای ورونیکا این یک فاجعه بود، بنابراین او ترجیح می دادم... (آنجا از دست رفته چه چیزی!) …
او تمام وسایلش - لباس، آرایش - را با لباس قدیمی داشت، اما با لباس جدید بود و بین آپارتمان ها رفت و آمد داشت و التهاب مزمن مثانه داشت - تضاد موقعیت، "من به کجا تعلق دارم" - منطقه ای تعارض. و یک وقت برادر شوهر سیر شده بود و می گفت: «دختر، اینطوری نمی شود، یا تو برو یا برو بیرون، من یک هفته به تو فرصت می دهم»! و سپس هر کاری که می توانست انجام داد، به "Fisch am End" نقل مکان کرد و این راه حل برای او بود و مثانه دیگر پاسخ نمی دهد. بنابراین، تا اینجا و نه بیشتر!
بنابراین «سیلی به صورت» در لحظه مناسب می تواند شفابخش باشد. هر چقدر هم که دیوانه به نظر می رسد، اگر از یک درگیری حتی بدتر رنج می برید، چنین "تضاد بی اهمیت" بی ربط می شود. یک متخصص طبیعی یک بار به من گفت که زنی با پاهای باز می آید و آن پریوستوم است. پریوست تغذیه بافت را متوقف می کند و این یک "جدایی بی رحمانه" است.
او می‌گوید، حرف‌هایش... (از نظر آکوستیک نامفهوم) بود...، چند ماه بعد او به دلیل سرطان ریه درگذشت، اما به طرز عجیبی می‌گوید تا آن زمان - پاهایش خوب شده بود. بنابراین او حتی بدتر را به او داد
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 22 از 34

درگیری را از دست داد، حالا جدایی وحشیانه را پشت سر گذاشته، پاهایش خوب شده است، اما «در واقع، تو باید مرده باشی»، این تشخیص به قیمت جان او تمام شد.
اگر بتوانم به آن بخندم، این نشانه ای غیرقابل انکار است که درگیری پایان یافته است. و واقعاً یک مثال خوب: تعارضات بیولوژیکی به یک راه حل بیولوژیکی نیاز دارند و تقریباً همه درمانگران که همگی دکتر هستند. با درمانگران هامر تماس بگیرید.
مادری از دخترش گزارش می دهد. او در زمین بازی با دانش آموز کلاس بالاتری برخورد کرد، روی زمین افتاد و پسر دختری را که روی زمین افتاده بود، با لگد به شکم و سرش کوبید و کودک دچار درگیری حرکتی شد. و در شب دختر همیشه وحشیانه شلاق می زد، احتمالاً همیشه آن را در خواب می دید - مناظر و مادر داستان را از دخترش کشف می کند و به او توصیه می کند که پسر را ببخشد. هر وقت او را می بیند در ذهنش او را ببخشد و کودک نیز این کار را انجام می دهد. فقط صبح روز بعد رختخواب دوباره مچاله شد.
و یک روز پسر را در حیاط مدرسه دید که روی یک دیوار نیم قد نشسته بود و بدون هیچ دلیل مشخصی ابتدا سرش به زمین افتاد و سپس او توانست به او بخندد و روح رفت. و به همین دلیل است که دکتر. هامر، بیمارانی که از تشخیص انکولوژیست "شما سرطان دارید" شوکه شده اند که باید تصور کنند انکولوژیست در حال انجام کارهای بد است و می توانند در مورد آن بخندند.
یکی از شرکت کنندگان سمینار با خوشحالی گفت که برادر 60 ساله اش در سلامت کامل به معاینه می رود. دکتر به او تشخیص سرطان می‌دهد، برادر شوکه شده می‌گوید: «نیازی به این حرف‌های مزخرف نداری»، سیلی به صورت دکتر می‌زند، برمی‌گردد و بیرون می‌رود. این راه درستی برای مقابله با چنین «گشایش‌های تشخیصی وحشیانه» است. این چنین پیشگویی خود تحقق بخشی است.
چگونه هنوز هم می توانید درگیری ها را حل کنید؟ به عنوان مثال، اگر مدام با نگاه از بالا به شما تحقیر می شوید. اینکه کاری انجام می دهید که باعث می شود دیگران به شما نگاه کنند. و همچنین یک مطالعه موردی بسیار خوب با پلی آرتریت.
یک آلمانی که در خارج از کشور زندگی می کند می خواهد وارد جامعه عالی شود و در اواسط 20 سالگی یک گلف باز را به عنوان دوست انتخاب می کند. و همچنین سعی می کند گلف بازی کند، اما فقط نظرات احمقانه دریافت می کند. "وضعیت پاهای شما کار نمی کند" - عزت نفس در پای همسرتان فرو می ریزد. «شما راکت را کاملاً اشتباه گرفته‌اید»، عزت نفس در دست همسرتان فرو می‌ریزد.
در یک نقطه گلف باز اعصاب او را به هم می زند و او یکی را می گیرد
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 23 از 34

وکیل و همچنین فرزندانی با او دارند و این راه حل "افت عزت نفس ناشی از گلف" بود. و او با پایش به شفا رسید و درد داشت و وکیلش، او بسیار مشتاق راهپیمایی بود، اما او نمی‌توانست راه برود و او می‌گوید: "تو فقط مریض هستی" - او، شریک زندگی اش فروپاشی عزت نفس شانه و "تو لنگ اردک"، شریک عزت نفس فروپاشی زانو و آن پلی آرتریت او بود.
و دکتر هامر به او توصیه کرد، زیرا متوجه شد که او در واقع یک رقصنده مشتاق است و شوهرش اصلا نمی رقصد زیرا نمی تواند، او می گوید: "چرا هر ماه یک رقص چای ترتیب نمی دهی و سالن ها را جارو نمی کنی و مال شما؟" مرد کنار شما روی مبل می نشیند و باید به شما نگاه کند - عزت نفس را افزایش می دهد. و هیچ کس نمی تواند من را از انجام این کار باز دارد، اما من فقط باید بدانم از کجا شروع کنم.
یا نگرش درونی خود را تغییر دهید. بنابراین اگر من با شخصی درگیری داشته باشم - که سهام را از آن شخص بگیرم. اینکه من دیگر به آن شخص واکنش مثبت یا منفی نشان نمی دهم. این که او اساساً الاغ من را نادیده می گیرد. و این البته زیباترین راه حل برای درگیری است.
فرض کنید من با شما درگیری دارم، شما حتی ممکن است این را ندانید، اما من به خاطر شما بیمار مزمن هستم و البته می توانم بگویم که آنها باید تغییر کنند تا من بهتر شوم. می توانم بگویم، اما پخش نمی شود. اما اگر سهام را از شما بیرون بیاورم، سالم خواهم بود و این درگیری من است و فقط من می توانم نگرشم را نسبت به شما تغییر دهم، به اصطلاح، هیچ کس دیگری.
و من یک بار موفق شدم، بیش از 5 سال اگزمای مزمن روی انگشتان پا داشتم و وقتی خشک شد می توانید آن را جدا کنید و پوست زیر آن سفید و نرم و گریان و خارش بود و به مدت 5 سال مزمن بود - در هر دو طرف. و وقتی همه چیز بعد از 5 سال تمام شد، وقتی علامت ناپدید شد، متعاقباً متوجه درگیری خود شدم.
یعنی پدر و مادر من بودند. خوب، من از سال 1995 تا 2000 آن را داشتم. در سال 1995، مادرم گل و کیک خانگی برای دکتر آورد که ما را گزارش کرد و ما را به دادگاه برد و از رفتار پسرش عذرخواهی کرد. پدرم با گریه در تلویزیون توضیح داد که پسرش باید در یک فرقه باشد. و زمانی که در آن زمان برای دیدن والدینم آمدم، 5 دقیقه طول نکشید که همه چیز شروع به پرواز کرد.
مزمن به مدت 5 سال، بنابراین بحث همیشه در 130 دسی بل بود و در سال 2000 من با پدرم برای خرید یک کامپیوتر به MediaMarkt رفتم و او در سال 1925 متولد شد - او 75 سال داشت، پس برو با یک پیرمرد 75 ساله یک کامپیوتر بخر. ، این بسیار سرگرم کننده است. و من در حال رانندگی او بودم و او کنار من در صندلی مسافر نشسته بود و ناگهان متوجه شدم که کوچکتر شده است، می لرزد، دندان هایش سوم است.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 24 از 34

پدر و مادرم تلویزیون را صبح زود روشن می‌کردند و شب تا دیروقت خاموش می‌کردند، و من با خودم فکر می‌کنم: «دیگر نمی‌توانی آدم‌ها را عوض کنی». و تونستم خودمو ازش بیرون بیارم اشتباه من این بود که می خواستم پدر و مادرم را تغییر دهم، نفهمیدم که آنها متوجه نشدند. اما با آن لحظه ای که اساساً پدرم را فردی شناختم که... او پدر من است. و همچنین دارای نقص ها و ضعف هایی است.
او دیگر زبان آلمانی را نخواهد فهمید. در مورد مادرم هم همینطور، آنها دیگر متوجه نخواهند شد، مخصوصاً وقتی که هر روز با تفکر نظارتی شستشوی مغزی می‌دهند و من توانستم خودم را از آن دور کنم. از آن لحظه به بعد دیگر جرقه ای نپرداخت، در مواقعی که لازم بود در مورد مسائل بحث کردم، اما دیگر نمی خواستم آنها را تبدیل کنم. تونستم خودم رو از داستان بیرون بیارم و اگزما خوب شد. و از هر دو طرف، پدر-شریک و مادر/مادر-فرزند، می خواستم از هم جدا شوم - "برو، مرا تنها بگذار"!
و این زیباترین راه حل برای درگیری است. شاید این فهرست «چگونه تعارض را حل کنیم» کامل نباشد. شاید هنوز یکی دو گزینه وجود داشته باشد. البته یک کیف پول ضخیم نیز بسیاری از درگیری ها را حل می کند و جوانتر البته راحت تر از بزرگتر می تواند یک درگیری را حل کند، ... خوب، خوب.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 25 از 34

دلیل فایل ویدیویی 010 چهارم + پنجم قانون طبیعی بیولوژیکی mp2 Minute Min. 3:4:01
تاما
بنابراین، قانون سوم - دو قانون اول طبیعت - اولی علت را توصیف می کند، دومی راه حل را، اینها قوانین مهمتر هستند.
و سه مورد آخر بیشتر توصیف طبیعت است و قانون سوم می گوید که برنامه های قدیمی مغز باعث تکثیر سلولی در فاز فعال می شود، یعنی پروستات - ساقه مغز - زرد، بزرگتر می شود یا مخچه، سرطان سینه - گره می شود. بزرگتر-بزرگتر در حالی که برنامه های مغز در فاز فعال باعث از بین رفتن سلول می شوند، یعنی ذخیره مغز استخوان - استخوان دچار دکلسیفیکاسیون، سوراخ ها یا اپیتلیوم سنگفرشی، پوست خارجی یا نایژه ها زخم می شود، باعث از دست دادن سلول یا از دست دادن عملکرد، دیابت یا فلج می شود. مشکل حل شده است.
و هیچ جایگزینی برای آن وجود ندارد. و برنامه - بیشتر من معنی را دارم - در فاز فعال طبیعت فورا کمک می کند و سرطان پروستات معنی دارد، مشکل این است که زن از آن فرار کرده است. و الان پروستات دارد - ببین چقدر خوبم، به من برگرد - انزال بیشتری دارد.
و توده در سینه هدف این است که کودک بیمار شانس بیشتری برای زنده ماندن داشته باشد. در مورد استخوان، اگر رکود عزت نفس را حل نکنم، استخوان می شکند، بنابراین معنی فقط در پایان روند بهبودی به وجود می آید، زیرا متراکم تر و ضخیم تر از قبل است و همین طور می ماند. .
و منظور از اپیتلیوم سنگفرشی فاز فعال است - انبساط زخمی برونش ها، که می توانم هوای بیشتری وارد کنم، می توانم ادرار بیشتری دفع کنم و در بهبودی با تورم ترمیم می شود.
و همین امر در مورد نارسایی عملکردی، در فاز فعال - این نکته است، دیابت نکته است، قند بیشتر برای حل تعارض. انرژی بیشتر برای اینکه بتوانید با موفقیت بیشتر مقاومت کنید، در برابر رئیس یا چیزی شبیه به آن. و این علامت نیست که مشکل است، بلکه تعارض است - علت.
بنابراین مغز قدیمی - ما ساقه مغز و مخچه را مغز قدیمی می نامیم، برنامه ها باعث تکثیر سلولی و ذخیره مدولاری می شوند و قشر مخ را مغز جدید یا مخ می نامیم - برنامه ها باعث از دست دادن سلول یا از دست دادن عملکرد می شوند.
3. قانون بیولوژیکی طبیعت
> سیستم انتوژنتیکی تعیین شده سرطان و بیماری های مشابه سرطان. تقریباً "به طور کلی پذیرفته شده" در نظر گرفته می شود.
»—————« جدول تشخیصی
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 26 از 34

دلیل فایل ویدیویی 010 چهارم + پنجم قانون طبیعی بیولوژیکی mp2 Minute Min. 3:4:01
تاما
منشا لپه »——————«
بلند شدن شکل حلقه
> "Ontogenesis خلاصه ای از فیلوژنی است" نگاهی به تاریخ توسعه
طرح پوست بیرونی (AHS) / طرح مخاط حلق (SSS)
و شما باید پزشکی را از نقطه نظر توسعه درک کنید و سپس همه چیز گردتر می شود، سپس محتوای تعارض، درگیری تکه ای و غیره را نیز درک می کنید و طبیعت همبستگان را درک می کنید و تکه واقعی غذا برای حیوان در یک معنای مجازی برای ما انسان ها تکه - ارث یا چیزی شبیه به آن.
بنابراین اکنون چیزی جالب است: این اپیتلیوم سنگفرشی، گروه قرمز، که جوانترین بافت است و دکتر. هامر می‌گوید که از سینوس‌ها جوانه می‌زند، روی کل ناحیه گلو/گلو پوشیده شده است، اپیتلیوم سنگفرشی بافت بسیار محکمی است، اگر استخوانی را در جایی که خفه می‌شود خفه کنم، باید پایدار باشد.
از طریق انحنای کمتر از معده به بخش اول دوازدهه مهاجرت کرد و سپس اپیتلیوم سنگفرشی متوقف شد. اما راست روده نیز 1 سانتی متر ارتفاع دارد، اینها هموروئیدهای قابل مشاهده در بهبود هستند، تمام مجاری ادراری تا لگن کلیه است - یعنی مجرای ادرار، مثانه، حالب، لگن کلیه، واژن و آلت تناسلی و وقتی پارگی در اینجا اتفاق افتاد، اینها اندام های سنگفرشی هیچ ارتباط عصبی نداشتند و باید از طریق نخاع دوباره سیم کشی می شدند.
و این همان پدیده پاراپلژی است - روده‌ها تا رکتوم عمل می‌کنند، اما نمی‌توانند مدفوع را نگه دارند، نمی‌توانند ادرار را نگه دارند، به پوشک نیاز دارند و نعوظ ندارند، اما از گرسنگی نمی‌میرند. و این غیر قابل برگشت است. بنابراین تقسیم سلول های عصبی دیگر از بدو تولد اتفاق نمی افتد و این غیر قابل برگشت است.
اما اکنون این پدیده وجود دارد: یک نفر تصادف می کند و در نهایت روی ویلچر می نشیند، اما پزشکان نمی توانند دلیل مکانیکی پیدا کنند. برای مثال، کلمنس کوبی. او دچار یک درگیری حرکتی شد و اصولاً هر درگیری را می توان حل کرد، اما اینکه در عمل چگونه به نظر می رسد داستان دیگری است. تعارضات حل نشدنی وجود دارد، اگر مادر بخواهد از کودک جدا بماند، کودک قابل حل نیست.
و یک بار بیمار روی ویلچر با دکتر بود. هامر، پزشکان هیچ دلیل مکانیکی پیدا نکردند و دکتر. هامر دید که حتی گهگاه درگیری موتوری را حل می کند و به او می گوید: "تو کمی کلاهبردار هستی، می توانی پاهایت را حرکت دهی، درست است"؟ بیمار می گوید: «دکتر، درست است.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 27 از 34

"گاهی می توانم پاهایم را تکان دهم، آیا فکر می کنی دوباره بتوانم راه بروم"؟ هامر می‌گوید: «اگر بتوانید از راه آهن دوری کنید، می‌توانید دوباره راه بروید.» اگر بیمار بگوید: «دکتر، من می‌خواهم یک روز در مورد آن فکر کنم.» و فردای آن روز روی ویلچرش روی سنگریزه نشسته است و می گوید: "ببین، من 4.000 دیمونی حقوق بازنشستگی دارم، کل خانه ام بازسازی شده است، همه جا تخفیف دارم، بگذار همین طور بماند." خب او نمی خواست. همچنین باید بپذیرید که برخلاف میل بیمار نمی توانید کار زیادی انجام دهید.
بنابراین، از نظر حرکتی، این اندام‌ها از طریق نخاع مجددا سیم‌کشی شدند و از نظر حسی به پوست خارجی متصل شدند و اکنون دو طرح اپیتلیوم سنگفرشی مختلف داریم که به اصطلاح «طرح پوست بیرونی» یعنی پوست خارجی نامیده می‌شود. بخشی از آن است، نورودرماتیت، پسوریازیس، زگیل، اما همچنین دستگاه ادراری، هموروئید، گردن رحم/دهان و به اصطلاح "الگوی حلق-مخاط".
بنابراین در آنجا زخم اثنی عشر، زخم معده، مری، شریان های کرونر، پریوستوم، پوسیدگی، آفت ها در مخاط دهان داریم - این الگوی غشای مخاطی حلق است.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 28 از 34

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
دلیل 010 2 + 3 قانون طبیعی بیولوژیکی mp4
حداقل 01:32:05
طرح های اپیتلیوم سنگفرشی
> طرح مخاط حلق (SSS) طرح پوست خارجی (AHS)
و اپیتلیوم سنگفرشی در فاز فعال زخم می زند و در حین بهبودی با تورم ترمیم می شود که همیشه همینطور است.
در یک بحران ما همیشه غیبت داریم - پس غیبت به معنای غایب-غایب است. بنابراین بیمار در غیاب، وقتی با او صحبت می کنید، عکس العملی نشان نمی دهد، انگار غایب است. بنابراین بیمار نورودرماتیت در بحران غیبت دارد، بیمار سکته قلبی در بحران غیبت دارد و برونشیت در بحران - غیبت، همیشه در هر چیزی که اپیتلیوم سنگفرشی است و تمام گروه قرمز اینجاست.
بنابراین، این همه اپیتلیوم سنگفرشی است. و تفاوت این است که در فاز فعال، طرح مخاط حلق درد می کند - آنژین صدری فعال درگیری است، درد معده - زخم معده در فاز فعال درد می کند، پوسیدگی در فاز فعال درد می کند. سوراخ مخاط دهان - در هنگام بهبودی درد می کند و بی حس می شود و بالعکس... (چیزی گم شده است) ... در فاز فعال بی حس است و هنگام بهبودی درد می کند، بنابراین درد دقیقا برعکس است.
و اگر فاز فعال درد داشته باشد، بحران نیز صدمه می زند، بنابراین - بیمار حمله قلبی درد دارد. و اگر فاز فعال بی حس باشد، بحران نیز بی حس است. بیمار نورودرماتیت در بحران درد ندارد، در غیاب درد ندارد، در شفا درد دارد. بنابراین، یک کلمه وحشتناک، طرح واره غشای مخاطی حلق و طرحواره پوست خارجی.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 29 از 34

دلیل فایل ویدیویی 010 چهارم + پنجم قانون طبیعی بیولوژیکی mp2 Minute Min. 3:4:01
تاما
پوست خارجی (AHS) مجاری شیر (AHS) مخاط بینی (AHS برونش (AHS) رکتوم (AHS) لگن کلیه (AHS) مثانه (AHS) گردن رحم (AHS) ملتحمه (AHS)
علائم تمام موارد فوق - به شرح زیر: • فاز فعال > بی حسی
• فاز حل تعارض > درد
• بحران > بی حسی
بنابراین، به طور خلاصه، پوست بیرونی هنگام بهبودی درد می کند.
مجاری شیر - این ورم پستان است - mamma-Ca داخل مجاری، هنگام بهبودی درد می کند.
مخاط بینی هنگام بهبودی درد می کند.
برونشیت - در شفا،
هموروئید - در شفا.
پیلونفریت، التهاب همیشه در حال بهبود است - در طول بهبودی درد می کند، فاز فعال بی حس است.
سیستیت شفابخش است. دهانه رحم/گردن - در حین بهبود دردناک است. ورم ملتحمه - مرحله بهبودی.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 30 از 34

دلیل فایل ویدیویی 010 چهارم + پنجم قانون طبیعی بیولوژیکی mp2 Minute Min. 3:4:01
تاما
مینای دندان (SSS) مجاری دفعی (SSS) مری (SSS) مجرای اشکی (SSS) انحنای کمتر (SSS) مجاری صفراوی کبدی (SSS) مجرای پانکراس (SSS) عروق کرونر و وریدها (SSS) پریوستوم (SSS)
علائم برای همه موارد فوق - به شرح زیر: • فاز فعال > درد
• فاز حل تعارض > ناشنوایی
• بحران > درد
مینای دندان در فاز فعال درد می کند.
مجاری غده پاروتید - در درمان ما دهان داریم، که در فاز فعال درد می کند و تقریباً زمانی است که لیمو را گاز می زنید، جایی که همه چیز منقبض می شود - بنابراین ssff.، تقریباً این درد است، که می تواند بسیار شدید باشد.
مری در فاز فعال درد می کند.
جالب اینجاست که مجاری غده اشکی نیز در فاز فعال آسیب می بیند.
انحنای کوچک معده، زخم معده - و اگر فاز فعال درد کند، بحران نیز آسیب می‌زند. صرع معده باعث درد می شود.
و مجاری صفراوی کبدی، حتی مخاط حلق، در فاز فعال - درد.
مجرای - اپیتلیوم سنگفرشی، لوزالمعده - در فاز فعال این جایی است که درد رخ می دهد.
آنژین صدری، با تبدیل آن به سمت پایین، درد نیز کمتر می شود، اما در شرایط بحران، دوباره آنژین صدری بسیار قوی دارم.
و پریوستوم - در واقع اصطلاح روماتیسم از آنجا می آید. درد جاری، که نباید با روماتیسم مفاصل اشتباه شود - این شفای فروپاشی عزت نفس است در حالی که پریوستوم جدایی وحشیانه است.
و در فاز فعال درد داریم و ناحیه هم یخبندان است و...، بیماری رینود - پزشک معمولی می گوید اختلالات گردش خون. یا بهتر است بگوییم این بیماران هم هستند که می روند
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 31 از 34

با دو جفت جوراب به رختخواب بروید و پاهایتان گرم نمی شود اگر آن را روی پاهایتان ربط دهید، جدایی.
دلیل فایل ویدیویی 010 چهارم + پنجم قانون طبیعی بیولوژیکی mp2 Minute Min. 3:4:01
تاما
تصویر، ژانویه 2000
> لکه در دریا.
شقایق های دریایی اولین زندگی را نشان می دهند. خارپوستان: امروزه مانند میلیون ها سال پیش
بنابراین، شقایق‌های دریایی اولین زندگی را نشان می‌دهند، دیدن آن دشوار است، اما شقایق‌های دریایی میلیون‌ساله یک بالا و پایین دارند، یک سر واقعی گم شده است، اما این با دهان باز شده، درست در کنار آن جایگزین می‌شود. همتای آن است که برای انسان به عنوان مقعد شناخته می شود.
بنابراین همانطور که گفتم، ساختار حلقه تقریباً در حنجره باز شد. بنابراین سر اکنون سر اصلی است، دهان همان دهان اصلی است و سپس به سمت راست ادامه دهید، تکه را بردارید، این اکنون مری، معده است و برش تقریباً جایی است که روده کوچک به روده بزرگ ادغام می شود و پس کل چیز روده یک تکه غیرقابل هضم است - تکه ای از مدفوع که می خواهم از شر آن خلاص شوم. و رکتوم قبلاً در سمت چپ حنجره قرار داشت. و بافت غده در ناحیه سر نیز برای خلاص شدن از شر تکه است. در چشم تکه های نور، در گوش میانی تکه های اطلاعات و غیره. بنابراین در سمت راست و خارج در سمت چپ.
و جد ما اساساً شقایق دریایی بوده است، همانطور که گفتم بشریت چند صد میلیون ساله است و زندگی با موجودات تک سلولی شروع شد و بنابراین آنها جنس و گونه را توسعه دادند و از این منظر همه ما به هم وابسته هستیم.
و احتمالاً از اینجاست که کلمه قسم‌خورده از آنجا می‌آید، بله، "شما غمگین می‌شوید". چون شباهت خاصی دارد، دو گونه، سوراخ، بینی و غیره.
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 32 از 34

موضوع دقیقه فایل ویدیویی
دلیل 010 2 + 3 قانون طبیعی بیولوژیکی mp4
حداقل 01:38:31
نتیجه گیری با پرسش و پاسخ
پس خانم ها و آقایان، من مطالب را تمام کردم، اگر سوالی دارید... آه، همین...
سوال از چت: ماوراء طبیعی در واقع از نظر بیولوژیکی برای زنان در نظر گرفته نشده است، اما وجود دارد، چرا؟ این چه ارتباطاتی را توضیح می دهد؟
پاسخ هلموت: احتمالاً این سؤال در مورد صورت فلکی بود. بنابراین زن در طبیعت - وقتی در صورت فلکی است، فقط برای مدت کوتاهی در صورت فلکی است، یعنی تا تخمک گذاری بعدی و سپس حداکثر در آلفا قرار می گیرد، سپس حامله است و سپس کارت های او مرتب می شود.
او دوباره زندگی جدیدی را آغاز می کند و به این ترتیب صورت فلکی را حل می کند. و این مرد می تواند سال ها در صورت فلکی خود محافظت شود و ایده در اینجا این است که او را به عنوان چرخ یدکی بسته به عنوان یک پیرو احتمالی آلفا - پادشاه نگه داریم. پس او محفوظ است و نمی تواند وضعیت را تغییر دهد و اگر آلفا بمیرد، یعنی - الان وضعیت برای او تغییر کرده است - گرگ دوم - اگر موقعیت آلفا را به دست بگیرد یا بپذیرد، مرده است و حالا گرگ دوم به طور غریزی می گوید: "برو، کسپرل، نمی خواهی نقش رئیس ما را بازی کنی؟" رئیس مرده است، زنده باد رئیس» و بنابراین مردی که گمان می‌رفت مرده است، ققنوس از خاکستر، دوباره با ظاهری براق جدید برمی‌خیزد.
و او هنوز هم می تواند یک آلفای قابل قبول باشد. پس این مافوق حس صور فلکی است برای مردان و زنان در طبیعت صورت فلکی ندارند زیرا شیدایی-افسردگان در طبیعت وجود ندارند، این استثنا مطلق است، اما در جامعه ما این قاعده است.
و همه ما در جامعه خود رنج می‌بریم، اما از نظر رشد عقب مانده‌ایم و توضیح دادن به یک کودک 5 ساله دشوار است که دنیا را ببیند و به عنوان یک جوان 25 ساله عمل کند. آنها اساساً هستند، جمعیت اساساً از کودکان نابالغ تشکیل شده است. و به راحتی به مادی گرایی رضایت می دهند و هدف خود را در زندگی حمل و نقل آشغال از مرکز خرید به محل دفن زباله می بینند و آن شغل خود از صبح زود تا پاسی از غروب است.
و ... خوب - فکر می کنم زندگی کمی بیشتر از ... و این چیزی است که به ما تحمیل کرده اند ، پسرها دیگر بچه نمی خواهند و دارند ... من می خواهم داشته باشم و بخل جالب است. ذهنیت و...، تا زمانی که جوان هستید
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 33 از 34

این خیلی خنده دار است، اما وقتی بزرگتر می شوید، وقتی خانواده ندارید، تنها می شوید. (پاسخ نهایی هلموت)
سوال از چت: و اگر زن دیگر تخمک گذاری نکند...
پاسخ هلموت: خوب، ... حالا من نمی دانم نقطه شروع این سوال باید چه باشد. پس با زن صورت فلکی - یا چی؟ الان سوال رو کامل متوجه نشدم...
اگر دیگر تخمک گذاری نداشته باشد، مطمئناً دیگر نمی تواند باردار شود و بعد ... خانم های یائسه ... یا مادربزرگ ها نیز نقش خود را در خانواده دارند. مادربزرگ و پدربزرگ می توانند با مراقبت از فرزندان همسران را تسکین دهند و هیچ مادربزرگ یا پدربزرگی به نوه خود سوء استفاده نمی کند یا به آنها توضیح نمی دهد که چگونه کاندوم را روی آلت تناسلی خود بگذارند. بنابراین این طبیعی نیست... و آنها زمان دارند و می توانند تجربه زندگی را منتقل کنند... (از لحاظ صوتی غیر قابل شنیدن) ... و نوه تحت مراقبت شخص دیگری قرار نمی گیرد و پدربزرگ و مادربزرگ نیز در زندگی آنها معنایی دارند. . ببین پیرمردها چه کار می کنند؟ به خصوص در این خانه های سالمندان؟ یک مکان در خانه سالمندانی مانند این 4.000 یورو هزینه دارد، آنها را با داروها آرام می کنند و جلوی جعبه می نشینند - "هیچ کس به من نیاز ندارد"، دچار افت عزت نفس و پوکی استخوان هستند. و یک مهدکودک مثل آن برای عموم مردم 2.000 یورو در ماه هزینه دارد، منظورم این است که مادر باید ماهیانه 200 - 300 یورو پرداخت کند، اما عموم مردم ...؟ این در مورد نابود کردن خانواده است، بنابراین در مجموع 6.000 یورو است، تمام خانواده می توانند در آنجا زندگی کنند، اما این چیزی نیست. (پاسخ نهایی هلموت)
بنابراین می خواهم از مشارکت شما، برای علاقه شما تشکر کنم، امیدوارم باز هم برای شما جالب بوده باشد، Germanische نیز دیدگاه متفاوتی دارد. طبیعت معیار همه چیز است و نه ادیان مصنوعی یا سیاست یا اقتصاد یا قراردادها، بلکه طبیعت. مادر طبیعت - خلقت و دکتر. هامر قوانین طبیعی را کشف کرد و اگر در طبیعت با طبیعت از طبیعت زندگی می کردیم، وضعیت بهتری داشتیم. و به هر حال نمی توان برخلاف قوانین طبیعت رفت و من را ببخشید اگر اغلب این موضوع را مطرح می کنم زیرا این موضوع به نگرش نیز مربوط می شود. همانطور که گفتم، اگر نگرش خود را تغییر دهم، می توانم درگیری ها را نیز حل کنم و نگرش ما غیر زیستی است و باید دوباره شکل بیولوژیکی تری از جامعه اتخاذ کنیم و مانند مردم بومی که سرطان را نمی شناسند، زندگی کنیم. زیست شناسی اما این بدان معنا نیست که ما باید به عصر حجر برگردیم - اصلاً. درست مثل دکتر هامر هست که مظلوم هست، سیلویو گزل هست - سیستم پولی که مظلوم هست، انرژی مفت هست، مثلا پیتر بلیشتر که مظلوم هست، همه چیز به وفور هست، فقط چند نفر هستن که نمیتونن حرفشونو بگیرن. پر شده.
بنابراین خوشحال می شوم دوباره به این گروه مطالعاتی خوش آمد بگویم و تا آن زمان برای شما اوقات خوبی را آرزو می کنم. خدا حافظ!
پنجشنبه، 4 ژانویه 2024
صفحه 34 از 34

Schreibe einen Kommentar

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. Erforderliche فلدر سند MIT * مشخص شده